برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1394 100 1

entitlement

/enˈtaɪtəlmənt/ /ɪnˈtaɪtlmənt/

حق، استحقاق، هده، سزیدگی، (آنچه که شخص نسبت به آن حق دارد به ویژه مزایایی که دولت یا کارفرما ارزانی می دارد) مورد استحقاق، مورد سزیدگی، مستمری، مقرری، اعتبار (پرداختی توسط دولت)

واژه entitlement در جمله های نمونه

1. entitlement to a leave and free travel
حق مرخصی و سفر مجانی

2. Do you need advice on your entitlement to state benefits?
[ترجمه میلاد] آیا شما در زمینه‌ی حقوق‌تان از مزایای ایالتی‌ به توصیه نیاز دارید؟
|
[ترجمه ترگمان]آیا به نظر شما در مورد برنامه‌های استحقاقی در مورد مزایای دولتی به مشورت نیاز دارید؟
[ترجمه گوگل]آیا شما نیاز دارید که از حق خود در مورد مزایای دولت مطلع شوید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The paid holiday entitlement is 25 days.
[ترجمه حکیمه رضایی] حق مرخصی با حقوق 25 روز است.|
[ترجمه ترگمان]حق بیمه تعطیلات ۲۵ روز است
[ترجمه گوگل]حقوق تعطیلات پرداخت شده 25 روز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی entitlement در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه entitlement به انگلیسی

entitlement
• state of having a right or claim to something
• an entitlement to something is the right to have or do it; a formal word.
entitlement to a mortgage
• right to receive a mortgage

entitlement را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sara
اعتبار پرداختی
علی علی
حق امتیاز
زهره حاجیان
خود را محق دانستن، حق به جانب بودن
علی ماشا اله زاده
holiday entitlement حق مرخصی
Pension entitlement حق بازنشستگی
benefit entitlement حقوق مزایا،مزایای حقوقی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی entitlement
کلمه : entitlement
املای فارسی : انتیتلمنت
اشتباه تایپی : ثدفهفمثئثدف
عکس entitlement : در گوگل

آیا معنی entitlement مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )