برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1688 100 1
شبکه مترجمین ایران

ending

/ˈendɪŋ/ /ˈendɪŋ/

معنی: خاتمه، پایان، فرجام
معانی دیگر: انتها، اتمام، سرانجام، بخش پایانی، بخش نهایی، مرگ، پایان عمر، فنا

بررسی کلمه ending

اسم ( noun )
(1) تعریف: the last part; conclusion, esp. of a narrative or dramatic plot.
متضاد: beginning
مشابه: end, evening, wane

- The book had a terrible ending.
[ترجمه ترگمان] کتاب پایان وحشتناکی داشت
[ترجمه گوگل] این کتاب یک پایان وحشتناک داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: death.
مشابه: finish

واژه ending در جمله های نمونه

1. ending the war was worth any concession
پایان دادن به جنگ ارزش هرگونه گذشتی را داشت.

2. the ending of the movie was sad
آخر فیلم حزن انگیز بود.

3. . . . the ending of a dark night is light
. . . پایان شب سیه سفید است

4. the film's ending takes the audience by storm
پایان فیلم تماشاگران را غرق در شگفتی می‌کند.

5. the novel's ending is full of suspense
پایان آن رمان بسیار شورانگیز است.

6. a movie with a downbeat ending
فیلم سینمایی که پایانی حزن انگیز دارد.

7. a story with a nice ending
داستانی که پایانش خوب است

8. the book has a happy ending
کتاب پایان خوشی دارد.

9. their marriage had a happy ending
ازدواج آنها عاقبت خوبی داشت.

10. Not sad, please do not install the ending.
[ترجمه ترگمان]ناراحت نباشید، لطفا پایان را نصب نکنید
[ترجمه گوگل]غمگین نیست، لطفا پایان ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It was the perfect ending to the p ...

مترادف ending

خاتمه (اسم)
finish , termination , close , final , end , completion , conclusion , afterword , ending , closure , finis , epilogue
پایان (اسم)
cessation , finish , termination , close , limit , end , conclusion , point , period , ending , sequel , terminal , finis , surcease , finality , winding-up
فرجام (اسم)
finish , end , conclusion , ending

معنی عبارات مرتبط با ending به فارسی

ورزش : ضربه غیر مجاز با انتهاى چوب
بی پایان

معنی ending در دیکشنری تخصصی

[نساجی] تفاوت رنگ در طول پارچه - جذب سریع رنگ در پارچه در ماشین ژیگر بطریقی که یک طرف پارچه کمرنگ و طرف دیگر کاملا پر رنگ شده باشد
[برق و الکترونیک] تعیین کننده فاصله تا انتها
[حسابداری] موجودی پایان
[حسابداری] قیمت بازار در پایان دوره
[ریاضیات] بی پایان، لایتناهی

معنی کلمه ending به انگلیسی

ending
• termination, finish, conclusion
• the ending of something such as a story or a play is the last part of it.
ending inventory
• amount of inventory at the end of the current reporting accounting period
case ending
• endings attached to verbs designating gender or case (grammar)
never ending
• without an end
• if something is never-ending, it lasts a very long time, and seems as if it will never end.

ending را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
پایان‌دهی، پایان‌بخشی، پایان‌یابی، خاتمه‌دهی، خاتمه‌یابی، اتمام، خاتمه، پایان
پایان‌دهنده، پایان‌بخش، اتمام‌گر، اتمام‌دهنده
ایمان پاک گوهر
[زبا‌شناسی] پایانه، پی‌بند، شناسه
Hossein
an ending in not the end

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی ending

کلمه : ending
املای فارسی : اندینگ
اشتباه تایپی : ثدیهدل
عکس ending : در گوگل

آیا معنی ending مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )