برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1472 100 1

emit

/eˈmɪt/ /ɪˈmɪt/

معنی: خارج کردن، بیرون دادن، بیرون ریختن، انتشار نور منتشر کردن
معانی دیگر: (به بیرون فرستادن یا ریختن) برون فرست کردن، گسیلیدن، صادر کردن، دفع کردن، گسیلش کردن، (بیرون) دادن، ساطع کردن، (در اثر تابشگری یا گرما و غیره) الکترون فشانی کردن، موج فشانی کردن، (رادیو) آواپراکنی کردن، (موج رادیویی) فرستادن، پخش کردن (transmit هم می گویند)، (اسکناس و اوراق قرضه و غیره) منتشر کردن، به جریان انداختن، ساتع کردن

بررسی کلمه emit

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: emits, emitting, emitted
مشتقات: emitter (n.)
(1) تعریف: to send out or discharge.
مترادف: discharge, emanate, expel, issue
متضاد: absorb
مشابه: evolve, exhaust, exude, fume, ooze, radiate, release, send, shed, vent

- a bus that emits fumes
[ترجمه ترگمان] یه اتوبوس که بخار تولید میکنه
[ترجمه گوگل] یک اتوبوس که بخار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to issue formally or officially, as a decree or currency.
مشابه: issue, publish

(3) تعریف: to give voice to.
مترادف: utter
مشابه: vocalize, voice

- He emitted a short laugh.
[ترجمه ترگمان] خنده کوتاهی کرد
[ترجمه گوگل] او خنده کوتاهی را منتشر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه emit در جمله های نمونه

1. geysers emit water
آبفشان‌ها آب می جهانند.

2. The metal container began to emit a clicking sound.
[ترجمه ترگمان]محفظه فلزی شروع به انتشار صدای کلیک کرده بود
[ترجمه گوگل]ظرف فلزی شروع به صدای کلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It is unlawful for factories to emit black smoke into the air.
[ترجمه shahab] پخش کردن دود سیاه در هوا، برای کارخانه ها غیر قانونی می باشد
|
[ترجمه ترگمان]برای کارخانه‌ها غیر قانونی است که دود سیاه خود را در هوا منتشر کنند
[ترجمه گوگل]کارخانه ها سیگاری سیاه را در هوا پخش می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She was heard to emit a cry of horror.
[ترجمه ترگمان]صدای فریادی از وحشت به گوش رسید
[ترجمه گوگل]او شنیده می شود که یک فریاد از وحشت را منتشر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف emit

خارج کردن (فعل)
discharge , dismiss , expel , bring out , send out , drive out , evict , emit
بیرون دادن (فعل)
throw off , ooze , give out , vent , emit , fling , evolve , give off , exhale , exsert
بیرون ریختن (فعل)
void , vent , jet , emit , outpour
انتشار نور منتشر کردن (فعل)
emit

معنی emit در دیکشنری تخصصی

emit
[عمران و معماری] صدور
[ریاضیات] تخلیه کردن، منتقل کردن، ساطع کردن

معنی کلمه emit به انگلیسی

emit
• send out, discharge, give off; express
• if something emits heat, light, or a smell, it sends it out by means of a physical or chemical process.
• to emit a sound or noise means to produce it so that other people can hear it.

emit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
ساطع کردن
علی هادی
Emitting light
نور افشانی کردن
امیرحسین رضائیان
منتشر کردن
uSER
ساطع کردن، منشتر کردن، پخش کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی emit
کلمه : emit
املای فارسی : امیت
اشتباه تایپی : ثئهف
عکس emit : در گوگل

آیا معنی emit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران