برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1425 100 1

embarrassed

/emˈberəs/ /ɪmˈbærəs/

معنی: خجل، خجالتی، خجالت کش، ژولیده، منفعل
معانی دیگر: دست پاچه کردن، براشفتن، خجالت دادن، شرمسار شدن

بررسی کلمه embarrassed

صفت ( adjective )
(1) تعریف: experiencing, expressing, or marked by feelings of shame, painful self-consciousness, or unease.
متضاد: at ease, comfortable, proud
مشابه: ashamed, blushing, mortified, self-conscious

- The waiter was embarrassed when he dropped the tray in front of the customers.
[ترجمه ترگمان] پیشخدمت خجالت کشید که سینی را جلوی مشتری انداخت
[ترجمه گوگل] پیشخدمت زمانی که سینی را در مقابل مشتریان گذاشت، خجالت زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- An embarrassed silence fell over the guests.
[ترجمه ترگمان] سکوت ناراحت‌کننده‌ای بر مهمانان چیره شد
[ترجمه گوگل] سکوت خجالت کشیدم بر مهمانان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Her embarrassed smile gave away her secret.
[ترجمه اسرا ودایع خیری] لبخندی که از خجالت زده بود رازش را فاش کرد|
[ترجمه ت ...

واژه embarrassed در جمله های نمونه

1. embarrassed by such praise
خجل از آن همه تعریف

2. he was embarrassed to undress even in front of his own father
او از لخت شدن حتی جلو پدر خودش هم خجالت می کشید.

3. his buffoonery embarrassed his wife
لودگی او زنش را خجل می‌کرد.

4. spring rains embarrassed the advance of the enemy
باران‌های بهاری پیشرفت دشمن را کند کرد.

5. to be embarrassed
خجالت کشیدن

6. heavy gambling losses embarrassed him for years
باخت‌های سنگین در قمار او را برای سال‌ها بدهکار کرد.

7. i was too embarrassed to ask him for money
رویم نشد از او پول بخواهم.

8. any mention of sexual matters embarrassed him tremendously
هر گونه اشاره به امور جنسی او را سخت شرمگین می‌کرد.

9. the lack of a car embarrassed our freedom of movement
نداشتن ماشین رفت و آمد ما را مختل کرد.

10. my confusion of the neighbor for the mailman embarrassed me
عوضی گرفتن همسایه به جای پستچی مرا خجل کرد.

11. as a result of war, all transactions among individuals were embarrassed
دراثر جنگ کلیه‌ی داد و ستده ...

مترادف embarrassed

خجل (صفت)
ashamed , confused , embarrassed , shy
خجالتی (صفت)
embarrassed , shy , bashful , shamefaced , self-conscious , timid , coy
خجالت کش (صفت)
embarrassed , bashful , shamefaced , timid
ژولیده (صفت)
confused , dazed , bewildered , embarrassed , bemused , unkempt , disheveled , scruffy , tangled , slovenly , shaggy , entangled , sloven , uncouth , tangly
منفعل (صفت)
embarrassed

معنی عبارات مرتبط با embarrassed به فارسی

معنی embarrassed در دیکشنری تخصصی

embarrassed
[حقوق] مضطر، ناچار (کسی که در تنگنا یا مضیقه حقوقی یا قانونی یا مالی قرار گرفته باشد)

معنی کلمه embarrassed به انگلیسی

embarrassed
• ashamed, mortified
• if you are embarrassed, you feel shy or ashamed.
embarrassed him
• bewildered him, perplexed him, made him feel self-conscious
being embarrassed
• being abashed, being disconcerted, being flustered, feeling shame
felt deeply embarrassed
• felt great shame, felt very humiliated, was very disconcerted

embarrassed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسلام
شرمسار شده
محمدمهدی
شرمنده
احسان
شرمنده شدن
jafar
شرمگین
chorus🎭🎪🎤🎻🎺🎸🎵🎹🇬🇧
خجالت . اشفتگی . شرمندگی
Arvin
دست پاچه
حسین سالک نژاد
ضایع شده
matin
شرمنده شدن خجالت کشیدن انسان خجالت زده
مسیح
دست پاچه شدن
soroush
شرمسار شده.
شرمنده شده
fateme
feeling ashamed or uncomfortable
Paria
خجالتی feeling ashamed or uncomfortable
ریحانه
عصبانی
مهرزاد
خجالتی

Aylin
خجالتی ، خیلی لپ قرمزیو خجالت کش😶
محمد عرفان ناظمی
خجالت کشیدن - فرد خجالتی
😍😘e.y😘😍
خجالت،شرمندگی،شرمساری،شرمنده😰😥
Feeling pleased and satisfied about what you own or have done.
امیرمهدی محمدی پاکدهی
feeling ashamed or uncomfortable
🐾 مهدی صباغ
خجالت زده
شرمسار
شرمنده
Sama
خجالت شرمساري ضايع بودن/شدن
kianaaa
شرمسار- خجالت زده
000
خجالت
اسرا ودایع خیری
در بعضی جا ها به معنی عصبانی و در بعضی جا ها به معنی استرس داشتن ودر بعضی ها به معنی خجالت
m.d
معنیش خجالتی و شرمسار بودنه
به اینگلیسی: feeling ashamed or uncomfortable
جمله : .She was looking embarrass

"کانون زبان ایران"
AILIN
خجالت کشیدن
شرمنده شدن😥😰
متین خدایی
خجالت زده
النا
خجالت زده
شرمنده شده
گونه های سرخ شده😶😶
zzzz
feeling ashamed or uncomfortable .یعنی خجالت کشیدن یا شرمگین شدن .😄
bita
خجالت
..par
خجالتی،لپ گلی😊😊😅😅
♥Amirmaghare_lover♥
خجالت کشیـــدن 😫😅
Sogand
شرمنده
Sogand
شرمنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی embarrassed
کلمه : embarrassed
املای فارسی : امبررسد
اشتباه تایپی : ثئذشققشسسثی
عکس embarrassed : در گوگل

آیا معنی embarrassed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )