برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

eat in


در خانه خوراک خوردن (در برابر eat out)

واژه eat in در جمله های نمونه

1. He is seeking something to eat in the cupboard.
[ترجمه ترگمان]او در گنجه چیزی برای خوردن پیدا می‌کند
[ترجمه گوگل]او به دنبال چیزی است که در کابینت بخورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The family thought it was more convenient to eat in the kitchen.
[ترجمه ترگمان]خانواده فکر می‌کردند که خوردن در آشپزخانه راحت‌تر است
[ترجمه گوگل]خانواده تصور می کردند که در آشپزخانه راحت تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Nobody was allowed to eat in the Empress Dowager's presence.
[ترجمه ترگمان]اجازه نداشت در حضور امپراطریس غذا بخورد
[ترجمه گوگل]هیچ کس مجاز به خوردن در حضور امپراطور داور نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'll grab a bite to eat in town.
[ترجمه ترگمان]من یک گاز برای خوردن در شهر بر می‌دارم
[ترجمه گوگل]من یک نیش خوردن را در شهر می خورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

eat in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
برو برام آب بیار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی eat in

کلمه : eat in
املای فارسی : آیت این
اشتباه تایپی : ثشف هد
عکس eat in : در گوگل

آیا معنی eat in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )