برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1467 100 1

early on


در اوایل، در مراحل اولیه

واژه early on در جمله های نمونه

1. A lot of people bunk off early on Friday.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم در اوایل روز جمعه از خواب بیدار می‌شوند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردم در اوایل روز جمعه به خانه می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He is hoping to retire early on medical grounds.
[ترجمه ترگمان]به این امید هست که زود بازنشسته بشه
[ترجمه گوگل]او امیدوار است به زودی از نظر پزشکی بازنشسته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We arose early on Christmas morning.
[ترجمه ترگمان]صبح روز کریسمس زود از خواب بلند شدیم
[ترجمه گوگل]ما در اوایل صبح کریسمس صعود کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Share prices fell early on but rose again late in the day.
[ترجمه ترگمان]قیمت سهام زود کاهش یافت، اما در اواخر روز افزایش یافت
[ترجمه گوگل]قیمت سهام در اوایل افتتاح شد، اما روز بعد دوباره افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

early on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس محمدی
در گذشته
نوید
از همون اولش، از اول

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی early on
کلمه : early on
املای فارسی : اولی اون
اشتباه تایپی : ثشقمغ خد
عکس early on : در گوگل

آیا معنی early on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران