برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1654 100 1
شبکه مترجمین ایران

Ego

/ˈiːɡoʊ/ /ˈeɡəʊ/

معنی: نفس، خود، ضمیر
معانی دیگر: عزت نفس، خود ارج، غرور، خودپسندی، خودپرستی، ابرتنی، بادسری، خویش کامگی، خودخواهی، خود (انسان خودآگاه)، خویشتن، (فلسفه) نفس، منیت

بررسی کلمه Ego

اسم ( noun )
حالات: egos
(1) تعریف: the self, as distinguished from other persons and the external world.
مشابه: psyche

(2) تعریف: the conscious mind.

(3) تعریف: self-esteem or self-respect.
مشابه: pride

- Parents who are too critical can destroy a child's ego.
[ترجمه وحید ملایی] والدینی که زخم های عمیقی در قلب خود دارند می توانند زخمهای عمیقی در قلب فرزند خود ایجاد کنند.
|
[ترجمه منا جهانبخشی] والدینی که بیش از حد سختگیر هستند غرور فرزندشان را خدشه‌دار می‌کنند.
|
[ترجمه Saeed] والدینی که بیش از حد ایراد میگیرند، میتوانند عزت نفس کودک رو نابود کنند.|
...

واژه Ego در جمله های نمونه

1. his ego did not let him admit his mistake and apologize
غرورش به او اجازه نداد که اشتباه خود را بپذیرد و پوزش بخواهد.

2. his ego is colossal
خودخواهی او بیش از حد است.

3. he lacked a political alter ego on the editorial board
او فاقد دوستی صمیمی در هیئت ویراستاران بود.

4. failing the test made quite a dent in his ego
رد شدن در امتحان غرور او را جریحه‌دار کرد.

5. He's my alter ego we go everywhere together.
[ترجمه آناهیتا] او مانند همزاد من است، ما همه جا با هم می‌رویم
|
[ترجمه ترگمان]اون ضمیر alter منه که همه جا با هم میریم
[ترجمه گوگل]او اصلاح طلبی من است که همه جا با هم می رویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. That man has such an enormous ego - I've never known anyone so full of themselves!
[ترجمه Metis] آن مرد بیش از حد مغرور است. هرگز آدمی به این خودپسندی ندیده بودم.
...

مترادف Ego

نفس (اسم)
air , wind , breath , self , ego , oneself , snuff
خود (اسم)
alter ego , ego , galea , helmet
ضمیر (اسم)
heart , ego , mind , conscience , pronoun , soul

معنی عبارات مرتبط با Ego به فارسی

روانشناسى : دفاع خود
روانشناسى : خودیابى
روانشناسى : خود ناهمخوان
روانشناسى : کارکرد خود
(روان شناسی) من آرمانی، خودآرمانی
روانشناسى : خود درگیرشده
روانشناسى : خود درگیرشدگى
خود روان شناسی (شاخه ای از روان شناسی که با خود ego و کنش های آن و رابطه ی آنها با بیماری های روانی سروکار دارد)
روانشناسى : مقاومت خود
روانشناسى : نیرومندى خود
روانشناسى : خودپذیر
(خودمانی - سفر یا عملی که صرفا برای ارضای خود انجام شود) خودپرواری، تسلیم به هوای نفس
رفیق شفیق، همدم، دوست جان جانی، (روان شناسی) جنبه ی دیگر شخص، دگر خود، یار، خود، دیگر خود

معنی Ego در دیکشنری تخصصی

[روانپزشکی] خود، منف ایگو. فروید در سال 1923 مدل ساختاری دستگاه روانی را با اید و ایگو معرفی نمودو از نقطه نشر ساختاری، دستگاه روانی به سه حوزه تقسیم می شود
[یوگا] ذهن و منیت موجود در بیداری - نفس - منیت
[روانپزشکی] مکانیسم دفاعی ایگو. الگوهای رفتار محافظتی ارگانیسم که برای دفاع در مقابل آگاهی از آنچه اضطراب برانگیز است طرحریزی شده است.
[کامپیوتر] تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یا گناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چند برنامه نویس تقسیم گردد .
[حقوق] شخصیت ثانوی

معنی کلمه Ego به انگلیسی

ego
• part of a person which distinguishes itself from others, the "i" part of the psyche
• your ego is your opinion of your own worth.
ego trip
• an ego trip is an action or a series of actions that someone does for their own satisfaction and enjoyment, often one that shows that they think they are more important than other people.
alter ego
• alternate personality, second personality
• your alter ego is the other side of your personality from the one which people normally see.
• an alter ego is a very close and intimate friend.
flattered his ego
• praised him, humored him
flattering one's ego
• cause one to feel important, give one a good feeling
male ego
• part of a man that is conscious of his environment; male conceit
super ego
• your super-ego is the part of your mind which makes you aware of what is right and wrong, and which causes you to feel guilt when you have done something wrong; a technical term in psychology.

Ego را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Faezeh Ahmadi
خود (روانشناسی)
محمد حیدری
نفس
ego همان نفس اماره انسان است که انسان را به سوی کارهایی که عقل و وجدان می گوید باز می دارد. نفس لوامه یعنی : غرور /خودخواهی/هوس و ... .
ebi
خویش
مجید سمیعی
ساختار های روانی اجتماعی و شرطی شدپی ها و پنهان کردن خود در نقابها
آگو یا اِگو ؟
یونانیان باستان واژه های ترکیبی " فِنو مِن " و " نو مِن " را وارد زبان و ادبیات کردند که با استفاده از این مفاهیم بتوانند ظاهر و باطن اشیاء و موجودات زنده را از هم تمیز دهند. فنومن یا پدیده به ظهور رسیده نزد یوناینان باستان دارای یک باطن هم بود که ارسطو آنرا جوهر یا ماهیت نامحسوس نامید و قبل از او افلاطون به صِوَر ثابت و جاودانه مستقر در عالم اعلای ایده ها باور داشت و
اشیاء و موجودات را سایه ناپایدار و فنا پذیر آن مجسمه های ملکوتی که سر جای خود میخکوب شده و دیدگان
( چشم های قالب مثالی روان ) خودرا به ایده ایده ها که در مرکز عالم ملکوتی قرار دارد، خیره نموده اند. اما امروز طوریکه میتوانیم بدانیم ، اگر یک مجسمه متحرک نباشد، سایه آن هم نمی تواند متحرک باشد مگر اینکه شمع و چراغ مرکزی مثل پروانه دور او بچرخد.
واژه های فنو من و نو من در اصل و ریشه به زبان ایران باستان بر میگردند و به شکل " فَنو مَن " یا فَن و مَن " و
" نو مَن " تلفظ میشده اند و یونانیان علامت فتحه را به کسره تبدیل نموده که ریشه اصلی آنها در ذهن آیندگان محو و گم شود. لذا فَنومَن به معنای منِ فن و فیت باز یا من تجربی میباشد و نو مَن به معنای من نو یا به احتمال قریب به یقین من ذهنی یا منی که در باطن من تجربی قرار داشته باشد و تحت تاثیرات بستر تمدنی و فرهنگی قرار نگرفته باشد. رومیان پیشوند های فِنو و نو را از این واژه های ترکیبی حذف نمودند و مِن باقی مانده را اِگو نامیدند. حال واژه اِگوی رومی آیا ریشه در زبان لاتین دارد و یا باز هم در بین ایرانیان باستان یک واژه شناخته شده و مرسوم بوده است؟ حروف الفبای زبان های عبری و عربی طوریکه می دانیم با حرف الف شروع میشوند و حرف " آ " اولین حرف در الفبای زبان فارسی می باشد. دوران ابتدایی در مدرسه این حرف را " الف با کلاه " یا آی با کلاه تلفظ میکردیم و آنهم به این دلیل که علامت
" مد ~ " روی سرش نبود. رومیان این کلاه را از سر این حرف برداشتند و آنرا به ( اِ یا e ) تبدیل کردند و پیشوند
" گو " را دست نخورده باقی گذاشتند.
آگو در بین ایرانیان باستان به احتمال قوی به معنای آغاز گر کلام بوده است، زیرا واژه " گو " از مصدر گفتن است و منظور از آغاز گر کلام موجودی است که کلمه و کلام در پیش او بوده باشد و این منشاء کلام کی میتوانسته بوده باشد غیر از خداوند. انجیل چهارم با این جمله آغاز میشود : اول کلمه بود و کلمه نزد خداوند بود و خداوند خود کلمه بود و خداوند کلمه را بیان داشت و امر کرد بشو و همه چیز شد. به این معنا که خداوند خود در قالب کلمه خودرا در قالب کلمه بیان داشته است و یا با عبارتی دیگر امر خلقت را در خود و بر خود فرموده است و نه بر پهنه نیستی. به هر حال عارفان به ره روان راه حق و روانکاوان به در جهت بهبود روان به جویندگان ره سلامتی و بهداشت روان پند می دهند که از این اِگو عبور کنند.
" مِن " در زبان یونانی و اِگوی لاتین هردو اشاره ای به
" مَن " در زبان ایرانیان دارد. جالب توجه است که نه ایرانیان و نه رومیان و یونانیان باستان و نه فلاسفه و حکیمان عصر جدید نتوانسته اند تصورات روشنی نه از من تجربی یا طبیعی و تاریخی و نه من ذهنی و استعلایی یا با قول ارسطو جواهر دست نیافتنی و ماهیت های ثابت و یا به قول کانت شیء فی نفسه یا شیء و موجود زنده هر کدام به خودی خود که شناخت آن گویا محال باشد، را ارائه داده باشند. در این زمینه تاکنون فقط با یک من تجربی و یک من ذهنی یا استعلایی سروکار داشته ایم و در مورد آن هم زیاد چیزها به گوشمان رسیده است. چیزی که بطور واضح میتوان آنرا در جوامع بشری مشاهده کرد این است که من تجربی هم مذکر است و هم موئنث و اندکی هم یافت میشوند که نیمی این و نیمی آنند که به جنس بینابین معروفند. غیر از این من تجربی دارای تمایلات جنسی همجنس گرایانه هم می باشد. آیا این پدیده های ظاهر شده و آشکار بیرونی میتوانند روی من ذهنی، باطنی و یا من استعلایی هم تاثیر گذاشته باشند و اورا به چند من ذهنی تقسیم نموده باشند؟ یا این پدیده های جنسی آشکار و ظاهری و پدیدار شده در باطن خویش دارای جنبه های پنهانی هم می باشند که هنوز پدیدار نگشته اند و در انتظار به ظهور رسیدن با سر می برند؟ برای اینکه سخن به درازا نکشد، توجه خواننده گرامی را به بحث های دیگر در همین زمینه و همین سایت به خصوص بحث هفت عالم معطوف می دارم.
معصومه ع
خود، نَفس، خویشتن، ضمیر
ابوالفضل
خودخواه
شهبازی
هویت خود
English User
نفسانیت، منیت
سجاد صالحی توتاخانه
در متون روانشناسی "من" ترجمه شده است.
هر چند معادل مناسب به نظر نمی رسد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی ego

کلمه : ego
املای فارسی : اگو
اشتباه تایپی : ثلخ
عکس ego : در گوگل

آیا معنی Ego مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )