برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1397 100 1

E mail


مخفف: (با e بزرگ هم می نویسند - کامپیوتر) پست الکترونیکی، پیام رسانی کامپیوتری، پست کامپیوتری، پیام نگار

بررسی کلمه E mail

اسم ( noun )
(1) تعریف: the practice or system by which messages may be typed into one computer terminal and sent by telephone, cable, or wireless to another computer terminal; electronic mail.

- Should we send her a letter or notify her by e-mail?
[ترجمه ترگمان] باید براش نامه بفرستیم یا با ایمیل بهش خبر بدیم؟
[ترجمه گوگل] آیا ما باید نامه ای به او بفرستیم یا ایمیل بفرستیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a written message or collection of messages sent from one computer to another by this means; electronic mail.

- I got two e-mails from him yesterday, but I haven't read them yet.
[ترجمه ترگمان] دیروز دو ایمیل ازش گرفتم، اما هنوز read
[ترجمه گوگل] من دیروز دو ایمیل از او دریافت کردم اما هنوز آنها را خواندهایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She turned on her computer and read all her e-mail.
[ترجمه ترگمان] اون به کامپیوترش تبدیل شد و تمام ایمیل هاش رو خواند
[ترجمه گوگل] او روی کامپیوترش چرخید و تمام نامه هایش را خواند
[ترجمه شما] ...

معنی E mail در دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] پست الکترونیکی؛ ای- میل مبادله ی پیامهای تایپ شده بین دو رایانه ، بخشی از خدمات موجود روی اینترنت .
[کامپیوتر] پست الکترونیکی ؛ علامت اختصاری پست الکترونیکی
[کامپیوتر] آدرس پست الکترونیکی
[کامپیوتر] صافی پست الکترونیک
[کامپیوتر] پست الکترونیکی بی ارزش یک نامه ی الکترونیکی ناخواسته که معمولاً حاوی تبلیغات است . چنین کاری اگر چه قانونی است. اما به دلیل صرفه هزینه برای گیرنده ، ناخوانده است . این وع تبلیعات ناجوانمردانه بوده و فعالیت هایی برای محدود کردن آن در حال انجام است . نگاه کنید به junk fax , computer ethics , spamming .

معنی کلمه E mail به انگلیسی

e mail address
• address (location) to which e-mails can be sent
e mail message
• electronic mail message, computerized mail message, letter sent through the internet, emsg

E mail را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

tinabailari
ایمیل ، پست الکترونیکی ، ایمیل زدن ، با ایمیل فرستادن🚇
I haven't had time to check my E-mail this morning
امروز صبح وقت نداشتم ایمیل خودم را چک کنم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی e mail
کلمه : e mail
املای فارسی : بنان میل
اشتباه تایپی : ث ئشهم
عکس e mail : در گوگل

آیا معنی E mail مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )