برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1432 100 1

dryness

/ˈdraɪnəs/ /ˈdraɪnəs/

معنی: خشکی
معانی دیگر: آب زدودگی، بی آبی (رجوع شود به: dry)

واژه dryness در جمله های نمونه

1. Dryness of the skin can also be caused by living in centrally heated homes and offices.
[ترجمه ترگمان]dryness پوست نیز می‌تواند با زندگی در خانه‌های گرم داغ و دفاتر ایجاد شود
[ترجمه گوگل]خشکی پوست نیز می تواند با زندگی در خانه ها و دفاتر مرکزی گرم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her writing has a wry dryness.
[ترجمه ترگمان]نوشته هاش یه تیکه خشکی داره
[ترجمه گوگل]نوشتن او خشکی کج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The wine has just enough dryness to balance its fruitiness.
[ترجمه Neginnk] (این)شراب به اندازه کافی فاقد شکر هست که طعم میوه ایش حفظ بشه|
[ترجمه ترگمان]شراب به اندازه کافی خشک شده‌است که تعادل خود را حفظ کند
[ترجمه گوگل]شراب به اندازه کافی خشکی است تا تعادل آن را حفظ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف dryness

خشکی (اسم)
land , severity , aridity , drought , dryness , mainland , stinginess , drouth

معنی کلمه dryness به انگلیسی

dryness
• quality of being dry, lack of moisture

dryness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

f
یبوست
Neginnk
بدون شکر
Dry

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dryness
کلمه : dryness
املای فارسی : درینس
اشتباه تایپی : یقغدثسس
عکس dryness : در گوگل

آیا معنی dryness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )