برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1440 100 1

drown

/ˈdraʊn/ /draʊn/

معنی: غرق کردن، غرق شدن
معانی دیگر: (در آبگونه) خفه شدن یا کردن، غرق شدن یا غرق کردن، سیل زده کردن، (از آب) پوشاندن، (معمولا با: in) تحت تاثیر چیزی قرار گرفتن، (در چیزی) غرق شدن، گرفتار بودن، (معمولا با: out - صدایی را با صدای دیگر) خفه کردن، از بین بردن (معمولا از بین بردن اثر چیزی با خوردن مشروب)، خیساندن، خیس کردن

واژه drown در جمله های نمونه

1. the rising of the sea level will drown many of the world's cities
بالا رفتن آب دریا موجب زیر آب رفتن بسیاری از شهرهای جهان خواهد شد.

2. A child can drown in only a few inches of water.
[ترجمه ترگمان]یک کودک تنها در چند اینچ از آب غرق می‌شود
[ترجمه گوگل]یک کودک می تواند تنها در چند اینچ آب غرق شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The loud cheers drown out his shouts.
[ترجمه ترگمان]فریادهای بلند فریاد او را خفه می‌کند
[ترجمه گوگل]فریادهای بلند فریاد می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Animals get tangled in fishing nets and drown.
[ترجمه ترگمان]حیوانات در تور ماهیگیری گرفتار می‌شوند و غرق می‌شوند
[ترجمه گوگل]حیوانات در شبکه های ماهیگیری پیچ خورده و غرق می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is cruel to drown the cat in the river.
[ترجمه محمد م] غرق کردن گربه در رودخانه یک ظلم است
...

مترادف drown

غرق کردن (فعل)
flood , deluge , drown , whelm
غرق شدن (فعل)
merge , sink , go down , drown

معنی کلمه drown به انگلیسی

drown
• suffocate in water; be suffocated by water; flood, inundate with water
• when someone drowns or is drowned, they die because they have gone under water and cannot breathe.
• if one sound drowns another, it is louder than the other sound, and therefore makes it impossible to hear.
• if one sound drowns out another, it is louder than the other sound, and therefore makes it impossible to hear.
drown one's sorrows in drink
• drink alcohol to forget one's troubles
drown out
• cause not to be seen or heard by overpowering it (i.e. with noise or commotion)
drown some worms
• (slang) go fishing
drown something out
• cause something to not be seen or heard by overpowering it (i.e. with noise or commotion)

drown را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی قناد
غرق کردن
nadia
غرق شدن
YALDA
غرق شدن
CR7
غرق شدن به مدت طولانی
Nice guy
فروکش کردن
سارا
غرق شده . مثل شهر یا چیز دیگر
elnaz
غرق کردن
tinabailari
two people drowned in a boating accident yesterday
دو نفر دیروز در برخورد قایق غرق شدند
عباس نعمتی فر
کاملا خیساندن
ملیحه نخلی
Die in water because you can't breathe
Nima
غرق شدن
ilia
غرق شدن (انساني) drown
غرق شدن (كشتي و ...) sink
kosar.f
she drowned in the river
مهدی عنایتی
غرق شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی drown
کلمه : drown
املای فارسی : درون
اشتباه تایپی : یقخصد
عکس drown : در گوگل

آیا معنی drown مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )