برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

drive off


(حمله ی دشمن و غیره را) پس زدن، پس راندن

واژه drive off در جمله های نمونه

1. Don't forget, belt up before you drive off.
[ترجمه ترگمان]یادت نره کمربند را ببند قبل از اینکه بری
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید قبل از اینکه رانندگی کنید، کمربند را بپوشانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I heard a car drive off.
[ترجمه ترگمان] شنیدم یه ماشین داره حرکت می کنه
[ترجمه گوگل]من یک ماشین رانندگی را شنیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was just about to drive off when the secretary came running out.
[ترجمه کامبیز مردانی] وقتیکه منشی در حال خارج شدن بود او خارج شد
|
[ترجمه ترگمان]اون فقط می‌خواست رانندگی کنه وقتی که منشی اومد بیرون
[ترجمه گوگل]او فقط در حال رانندگی بود وقتی که دبیرخانه بیرون آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He duffed his drive off ...

drive off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود IUT
دور شدن
عاطفه .موسوی
رهسپار شدن
عاطفه .موسوی
شروع به حرکت کردن
Eli
ترک‌کردن
احسان
به معنی فرار کردن هم هست. مثلا دزدی که میشینه پشت ماشین شما و drive off میکنه
Azam
منحرف شدن ..خارج شدن
Sunflower
to cause or force (someone or something) to leave

دفع کردن( حمله دشمن‌!)
دفع کردن (نیروی دشمن)
(از شهر) راندن

An attack on this village a week ago driven off by Captain Tracey with his phaser
Star Trek TOS
مریم فتحی سلمی
راه افتادن با ماشین و ترک کردن محلی
akamrahimi50@gmail.com
دور شدن، گازشو گرفتن، ترک کردن
(جوری که سوار بر ماشین از مکان مورد نظر دور شده)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی drive off

کلمه : drive off
املای فارسی : درایو آاف
اشتباه تایپی : یقهرث خبب
عکس drive off : در گوگل

آیا معنی drive off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )