برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1625 100 1
شبکه مترجمین ایران

dodge

/ˈdɑːdʒ/ /dɒdʒ/

معنی: عیاری، عمل شیطانی، جاخالی، اهمال، تمجمج، جاخالی دادن، این سو و ان سو رفتن، گریز زدن، طفره رفتن، عدول کردن، گول زدن، طفره زدن
معانی دیگر: (به سرعت خود را) کنار کشیدن، (با تقلب یا زرنگی) از زیر کار در رفتن، (با حیله یا زرنگی) دوری کردن، احتراز کردن، دم به تله ندادن، حیله، ترفند، حقه، کلک، (عکاسی) سایه و روشن کردن، کنارکشی، گریز

واژه dodge در جمله های نمونه

1. those who dodge military service
آنان که از خدمت نظام شانه خالی می‌کنند

2. he left early so as to dodge the rush-hour
او زود رفت که به ترافیک سنگین برنخورد.

3. Jack managed to dodge most of the rocks thrown at him.
[ترجمه ترگمان]جک تمام سنگ‌ها را روی سرش انداخته بود
[ترجمه گوگل]جک توانست بیشترین سنگ های پرتاب شده را به او جلب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She tried to dodge paying her taxes.
[ترجمه Reza] او سعی کرد از پرداخت مالیات شانه خالی کند.
|
[ترجمه ترگمان]سعی کرد از پرداخت مالیات طفره برود
[ترجمه گوگل]او سعی کرد مالیات های خود را بپردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I'll leave early so as to dodge the rush-hour.
[ترجمه Reza_m] من زودتر میروم تا به ساعت شلوغی(پرترافیک) برخورد نکنم.
...

مترادف dodge

عیاری (اسم)
agility , cunning , craftiness , wiliness , deceitfulness , deftness , artfulness , dodge , imposture
عمل شیطانی (اسم)
dodge , devilry
جاخالی (اسم)
dodge , stiff arm , straight arm
اهمال (اسم)
dodge , negligence , neglect , nonfeasance
تمجمج (اسم)
incoherence , dodge
جاخالی دادن (فعل)
dodge , stiff arm , straight arm
این سو و ان سو رفتن (فعل)
dodge
گریز زدن (فعل)
apostrophize , dodge , digress , leapfrog
طفره رفتن (فعل)
dodge , avoid , elude , evade , shirk , jink , prevaricate , equivocate , parry , put by
عدول کردن (فعل)
swerve , dodge , obviate , avoid , elude , shirk , back out , backtrack , deviate , weasel , flinch , skive
گول زدن (فعل)
renege , con , fool , cheat , gyp , hustle , dodge , rig , bamboozle , outwit , deceive , defraud , dupe , cajole , hoax , gouge , befool , beguile , entrap , gull , gum , hocus , rogue , gaff , swindle , thimblerig , chouse , jockey , finagle , fob , wheedle
طفره زدن (فعل)
swerve , dodge , elude , evade , shirk , stall , hedge , dally , wriggle

معنی کلمه dodge به انگلیسی

dodge
• evasion; trick, plot
• move quickly to the side (to avoid something); by-pass, go around; evade
• if you dodge somewhere, you move there suddenly to avoid being hit, caught, or seen.
• if you dodge a moving object, you avoid it by quickly moving aside.
• if you dodge a problem, you avoid thinking about it or dealing with it.
dodge ball
• circle game in which players try to hit the rivals inside the circle with a large inflated or rubber ball
dodge the issue
• evade the subject, avoid the problem

dodge را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

منظور دم به تله ندادن
میلاد علی پور
گردن نگرفتن، شانه خالی کردن
نوید عربی
جاخالی دادن
uSER
در بازی ها به معنی "جاخالی دادن" است.
میلاد علی پور
زیرِ بار نرفتن
English User
تن ندادن
نسرین رنجبر
dodge the question
از پاسخ به سؤال طفره رفتن
Dark Light
۱. اسم یک شرکت خودروسازی آمریکایی
۲. جاخالی دادن
Leon would have just dodged somehow and chris would have just punched the laser
Farhood
طفره رفتن/زدن، گریز زدن
Israel Dodges Questions Over Vaccine-for-Prisoner Swap With Syria
The Wall Street Journal@
مهدی غلامی
نام نوعی ماشین جنگی اسرائیل M325 COMCANDCAR
شیطان
جاخالی دادن،تیز وفرز،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی dodge

کلمه : dodge
املای فارسی : ددگ
اشتباه تایپی : یخیلث
عکس dodge : در گوگل

آیا معنی dodge مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )