برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1363 100 1

diving

/ˈdaɪvɪŋ/ /ˈdaɪvɪŋ/

معنی: غور، غوطه وری
معانی دیگر: اب بازی، غواصی

واژه diving در جمله های نمونه

1. diving board
سکوب یا تخته‌ی شیرجه

2. as he was diving into the water, he flexed his muscles
وقتی می‌خواست در آب شیرجه برود عضلاتش را منقبض کرد.

3. Scuba diving? Oh no, count me out - I hate water!
[ترجمه سپهر زندوکیلی] غواصی (با کپسول اکسیژن)!؟ اوه نه،روی من حساب نکن،از آب(اقیانوس) متنفرم
|
[ترجمه ترگمان]غواصی زیر آب؟ ! اوه، نه، من رو حساب کن! من از آب متنفرم
[ترجمه گوگل]غواصی؟ آه نه، من را بیرون بکشم - از آب متنفرم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Air can be pumped into the diving suit to increase buoyancy.
[ترجمه ترگمان]هوا را می‌توان به لباس غواصی پمپ کرد تا شناوری را افزایش دهد
[ترجمه گوگل]هوا را می توان به وسیله کت و شلوار غواصی پمپاژ کرد تا موجب افزایش شناوری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He hesitated before diving into the icy water.
...

مترادف diving

غور (اسم)
bottom , deliberation , contemplation , depth , diving , deep thinking , dive
غوطه وری (اسم)
immersion , diving , plunging

معنی عبارات مرتبط با diving به فارسی

اتاقک زیرآبی (که دارای لوله ی هوارسانی بوده و غواصان در آن کار می کنند)، الت غواصی که بشکل حباب یامردنگی است
تخته ی شیرجه، تخته پرش، دایو
مرغابی شیرجه زن (انواع مرغابی هایی که قادر به شنا و شیرجه رفتن به زیر آب هستند)
لباس غواصی
(خودمانی - زننده) رجوع شود به: cunnilingus
غواصی با دستگاه دمزنی، آب وری با اسکوبا
غواصی، (شنای زیرآب به کمک تانک اکسیژن و لباس ویژه) آبوری
(ورزش پرش از هواپیما و انجام عملیات اکروباتیک و باز کردن چترنجات در آخرین وهله) شیرجه ی آسمانی، آسمان بازی، چتربازی نمایشی

معنی کلمه diving به انگلیسی

diving
• plunging, jumping into water (especially headfirst); going underwater; submerging; entering into quickly, plunging
• diving is the activity of working or exploring underwater or at the bottom of the sea, using special breathing equipment.
• diving is also the sport or activity in which you jump into water head-first with your arms held straight above your head.
• see also dive.
diving beetle
• predatory water beetle that breathes while under water using air contained under its elytra
diving bell
• bell-shaped hollow vessel filled with air used for work underwater
diving board
• flat board in a swimming pool from which divers dive into the pool
• a diving board is a board high above a swimming pool from which people can dive into the water.
diving club
• group that arranges and goes on organized underwater diving trips
diving course
• underwater diving instruction, classes which teach the skills necessary for scuba diving
diving dress
• wet suit, gear worn while scuba diving
diving license
• document which shows that a person may legally drive a motor vehicle
diving resort
• vacation spot where people go to do undersea diving
diving suit
• specialized suit worn for diving underwater, scuba-diving suit, scuba gear
scuba diving
• scuba diving is the activity of swimming under the surface of the sea using special breathing equipment.
skin diving
• underwater swimming with air supplied by sn ...

diving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوالفضل خوجه
غواصی عمقی
الهه
شنای زیر اب
شنا در عمق کم آب
shiva_sisi‌
شنا در اب
آیه
شیرجه در آب
روژان
غواصی
amir
شیرجه زدن در اب
Mahdi
شيرجه زدن درآب
M�BiŊ�
A activity you jamp to water. یعنی کاری که میپریم در آب \ شیرجه
محمد مقدم زرندی
an activity that you jump in water
Heli
غواصی در عمق زیاد
محمد
غوطه ور شدن ، فرو رفتن در بحث
❤❤sars❤❤
diving یعنی شیرجه در اب و
snorkeling یعنی قواصی...🖑😉
مبینا
شیرجه زدن در اب
کوثر بنی هاشم
غوطه ور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی diving
کلمه : diving
املای فارسی : دایوینگ
اشتباه تایپی : یهرهدل
عکس diving : در گوگل

آیا معنی diving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )