برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1402 100 1

dispose of


1- (از شر چیزی) خلاص شدن، کلک (چیزی را) کندن، از سر خود باز کردن، دور انداختن، 2- رسیدگی کردن به، جوابگو شدن، 3- کشتن، خلاص کردن، 4- (عامیانه) داشتن، دارا بودن

واژه dispose of در جمله های نمونه

1. Have you any secondhand books to dispose of?
[ترجمه abbas] آیا شما کتابهای دست دوم برای دور انداختن دارید؟
|
[ترجمه ترگمان]کتاب‌های دست‌دوم هم داری که از شرش خلاص شی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما کتابهای دست دوم برای دور زدن دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Let's dispose of this matter once and for all.
[ترجمه abbas] بیایید یک بار و برای همیشه از این موضوع دور بمانیم
|
[ترجمه علی جادری] بیا یکبار و برای همیشه این موضوع را حل کنیم .|
[ترجمه ترگمان]بیا یک‌بار و برای همیشه از این موضوع خلاص شویم
[ترجمه گوگل]بیایید یک بار و برای همه از این مو ...

معنی dispose of در دیکشنری تخصصی

[حقوق] فیصله دادن، تکلیف موضوعی را روشن کردن

معنی کلمه dispose of به انگلیسی

dispose of
• get rid of, settle, give away or sell

dispose of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

arora
to throw sth away (دفع کردن)
ebi
دورریزی ، دور ریختن
سرداری
خلاص شدن ( از شر چیزی یا کسی)
Get rid of

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dispose of
کلمه : dispose of
املای فارسی : دیسپس اوف
اشتباه تایپی : یهسحخسث خب
عکس dispose of : در گوگل

آیا معنی dispose of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )