برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1472 100 1

devotion

/dɪˈvoʊʃn̩/ /dɪˈvəʊʃn̩/

معنی: هوا خواهی، پرستش، سرسپردگی، تخصیص، وقف، صمیمیت، جانسپار، از خود گذشتگی، دعا، مریدی
معانی دیگر: اختصاص، کنارگذاری، وقف سازی، فداکاری، پاکبازی، جانفشانی، جانسپاری، پارسایی، زهد، دلبستگی مذهبی، ایمان، نیایش، انجام مراسم مذهبی، نماز و دعا، (اغلب جمع) ادعیه، نیایش ها (به ویژه در خلوت)، وفا، وفاداری، مهرورزی، محبت، پیمانداری، طرفداری

واژه devotion در جمله های نمونه

1. filial devotion
فداکاری نسبت به مادر یا پدر،وظیفه فرزندی

2. his devotion gives him a title to our gratitude
فداکاری او،وی را مستحق امتنان ما می‌کند.

3. his devotion to (the cause of) justice
عشق و علاقه او به عدالت

4. his devotion to his family
جانفشانی او برای خانواده‌اش

5. the devotion of such talents to. . .
اختصاص دادن چنین استعدادهایی به . . .

6. a man of religious devotion
مردی با ازخودگذشتگی مذهبی

7. the quantity of her devotion
میزان فداکاری او

8. he was requited for his devotion
به خاطر فداکاری به او پاداش دادند.

9. they complimented him for his devotion
فداکاری او را مورد ستایش قرار دادند.

10. he too was given recognition for his devotion
از او هم به خاطر فداکاریش قدردانی شد.

11. a few minutes will be set aside for individual devotion
چند دقیقه به نیایش فردی اختصاص داده خواهد شد.

12. She will be remembered for her selfless devotion to the cause of the poor.
[ترجم ...

مترادف devotion

هوا خواهی (اسم)
adherence , devotion , zealotry
پرستش (اسم)
praise , adoration , worship , devotion , adulation , idolization
سرسپردگی (اسم)
surrender , loyalty , allegiance , devotion , fidelity , commitment , faithfulness , troth , capitulation , committal
تخصیص (اسم)
dedication , allotment , devotion , appropriation , attribution , designation , consecration
وقف (اسم)
devotion , consecration , apanage , appanage
صمیمیت (اسم)
devotion , cordiality , confidence , sincerity , intimacy
جانسپار (اسم)
devotee , devotion
از خود گذشتگی (اسم)
self-devotion , self-sacrifice , devotion
دعا (اسم)
devotion , orison , vote , prayer
مریدی (اسم)
devotion , discipleship

معنی عبارات مرتبط با devotion به فارسی

دلبستگی به موسیقی
از خود گذشتگی، جان نثاری، خود فدایی، فداکاری، ایثار نفس

معنی کلمه devotion به انگلیسی

devotion
• faithfulness, dedication
• devotion is great love for a person or thing.
• devotion is also strong religious feeling.
• someone's devotions are the prayers that they say.
total devotion
• absolute faithfulness, discipline, loyalty resulting from enslavement

devotion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Omid mostafavi
عشق
نیما وکیل زاده
دلبستگی، میل بی حد، عشق، جانفشانی، فداکاری، وفاداری
hamed.shah
وابستگی شدید بین رابطه عاطفی
Parya
با صفا
وحید
مریدی. جانفشانی
sevda
اختصاص
ازخود گذشتگی
احسان
تعلق خاطر
محمد رومزی
ارادت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی devotion
کلمه : devotion
املای فارسی : دوتین
اشتباه تایپی : یثرخفهخد
عکس devotion : در گوگل

آیا معنی devotion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران