برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1434 100 1

deteriorate

/dəˈtɪriəˌret/ /dɪˈtɪərɪəreɪt/

معنی: عیب دار کردن، بدتر کردن، خراب کردن، فاسد شدن، روبزوال گذاشتن
معانی دیگر: بدتر شدن یا کردن، خراب شدن، کیفیت خود را از دست دادن

واژه deteriorate در جمله های نمونه

1. Leather can deteriorate in damp conditions.
[ترجمه ترگمان]چرم می‌تواند در شرایط مرطوب خراب شود
[ترجمه گوگل]چرم می تواند در شرایط مرطوب خراب شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His health began to deteriorate quite seriously.
[ترجمه ترگمان]وضع مزاجی او به شدت وخیم می‌شد
[ترجمه گوگل]سلامت او به طور جدی بدتر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There are fears that the situation might deteriorate into full-scale war.
[ترجمه ترگمان]ترس‌هایی وجود دارند که این وضعیت ممکن است به جنگ تمام‌عیار تبدیل شود
[ترجمه گوگل]ترس وجود دارد که این وضعیت ممکن است به جنگ تمام عیار ادامه یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Food is apt to deteriorate in summer.
[ترجمه Mansour228] غذا در تابستان مسعد خراب شدن است|
...

مترادف deteriorate

عیب دار کردن (فعل)
debase , blemish , addle , damage , cripple , deform , deteriorate , disable , flaw , disimprove
بدتر کردن (فعل)
aggravate , worsen , embitter , exacerbate , deteriorate , exasperate
خراب کردن (فعل)
ruin , destroy , undo , corrupt , spoil , debauch , deteriorate , wreck , pull down , batter , take down , botch , disfigure , muck , vitiate , impair , demolish , devastate , dilapidate , muddle , ruinate , wrack , immoralize , unmake
فاسد شدن (فعل)
decay , rot , spoil , canker , deteriorate , be depraved , degenerate , putrefy , disintegrate , gangrene
روبزوال گذاشتن (فعل)
deteriorate

معنی کلمه deteriorate به انگلیسی

deteriorate
• spoil; decline; become worse
• if something deteriorates, it becomes worse.
will deteriorate
• will get worse, will lose quality

deteriorate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامبیز اخوان
فرسوده شدن
The bay has gradually deteriorated over the years
خلیج در طول سالها به تدریج فرسوده شده بود
مهدی ادیب
به خطر افتادن
Health deteriorate =به خطر افتادن سلامتی
Nooshin
وخیم شدن، زوال، تباهی
عادل محمدی
رو به وخامت رفتن
التن قاسمپور
خراب کردن،فاسد کردن
ملیکا
تحلیل رفتن
خیری
فرسوده شدن.وخیم شدن. بدتر شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی deteriorate
کلمه : deteriorate
املای فارسی : دتریرت
اشتباه تایپی : یثفثقهخقشفث
عکس deteriorate : در گوگل

آیا معنی deteriorate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )