برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

detector

/dəˈtektər/ /dɪˈtektə/

معنی: ردیاب، کشف کننده، یابنده، موج یاب، اشکارگر
معانی دیگر: (شخص یا دستگاهی که به چیزی پی می برد) آشکار ساز، نمایان ساز، (فیزیک) موج یاب، گوشوان، پیداگر

واژه detector در جمله های نمونه

1. modulated light detector
نوریاب مدوله شده

2. A Roman soldier's pay, found by a metal detector enthusiast in Norfolk, has been declared treasure trove at an inquest in Diss.
[ترجمه A.A] حقوی یک سرباز رومی توسط فردی علاقه مند به دستگاه فلز یاب در " نوفوک "پیدا شد ، اعلام شده است گنجینه یافت شده در " دس " تحت بررسی و تحقیق است
|
[ترجمه ترگمان]یک سرباز رومی که به وسیله یکی از علاقمندان به فلز در نورفولک پیدا شده‌است، در یک تحقیق در diss به عنوان گنجینه جواهرات اعلام شده‌است
[ترجمه گوگل]حقوق بازنشستگی سربازان رومی، که توسط یک متفکر فلزیاب در نورفولک یافت شده است، به عنوان یک گنجینه در دادرسی در Diss اعلام شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This detector is a very delicate instrument; it'll go wrong if it's mishandled.
[ترجمه ترگمان]این موج یک ابزار بسیار ظریف است؛ اگر اشتباه کرده باشد، اشتباه خواهد شد
[ترجمه گوگل]این آشکارساز یک ابزار بسیار ظریف است اگر خراب شود، اشتباه خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. ...

مترادف detector

ردیاب (اسم)
tracer , detector
کشف کننده (اسم)
detector , heuristic
یابنده (اسم)
find , getter , discovery , finding , detector , finder , discoverer
موج یاب (اسم)
detector
اشکارگر (اسم)
detector

معنی عبارات مرتبط با detector به فارسی

(رادیو) آشکار ساز بلورین
(دستگاه) دروغیاب (polygraph هم می گویند)، دروه سنج، دستگاه کشف دروه
(ارتش) مین یاب، دستگاه مین یابی
آژیر آتش، دود یاب، دستگاه اعلام خطر حریق

معنی detector در دیکشنری تخصصی

detector
[شیمی] آشکارساز
[عمران و معماری] شناسگر - آشکار ساز
[برق و الکترونیک] آشکار ساز طبقه ای در گیرنده ها که عمل مدوله زدایی را انجام می دهد. در گیرنده های سورپرهترودین به آن آشکرا ساز دوم می گویند در حالی که در واقع یک مدوله زدا است. آشکار ساز به اصطلاح اول در گیرنده ی سوپرهترودین یک مبدل بسامد است که بسامد حامل ورودی را به بسامد میانی گیرنده تبدیل می کند. - آشکار ساز
[مهندسی گاز] ردیاب ، موج یاب ، کاشف
[نساجی] جذب کننده - جاذب - ردیاب - وسیله توقف - آشکارساز
[معدن] آشکارساز (تهویه)
[پلیمر] آشکارساز
[زمین شناسی] ردیاب ، یابنده ، کشف کننده ، موج یاب ، آشکارگر ابزار شیمیایی یا الکتریکی خاص که برای مشخص ساختن گازهای معدن به کار می رود . وسیله ای در یک رادیومتر که حضور و شدت تشعشعات را دریافت می کند.
[عمران و معماری] نصب شناسگر
[زمین شناسی] شناساگر حلقه ای
[نساجی] میله توقف - اهرم توقف
[آب و خاک] آشکار ساز هوابرد
[نفت] گاز یاب خودکار
[نفت] گازیاب خود ثبت
[برق و الکترونیک] آشکار ساز متوان آشکار ساز گیرنده ی اف- ام در یک نمونه ی آن اختلاف یکسو شده ی ولتاژهای ...

معنی کلمه detector به انگلیسی

detector
• person or thing that detects; sensor
• a detector is an instrument which is used to find or measure something.
lie detector
• polygraph machine, device used to determine the truth of a person's statements (based on changes in the person's respiration, pulse rate, etc.)
metal detector
• device that detects the presence of metal
mine detector
• device used to locate hidden explosives (in the land, sea, etc.)
ozone detector
• device used to detect the presence of ozone gas
volume detector
• alarm system that is activated by a change in volume

detector را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن امامی
سنسور
رحیم گلی زاده
آشکار ساز
Gabby
ردیاب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی detector

کلمه : detector
املای فارسی : دتکتر
اشتباه تایپی : یثفثزفخق
عکس detector : در گوگل

آیا معنی detector مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )