برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

designate

/ˈdezɪgˌnet/ /ˈdezɪɡneɪt/

معنی: تخصیص دادن، گماشتن، معین کردن، نامزد کردن، برگزیدن
معانی دیگر: (شغل و غیره) نامزد، برگزیده، در نظر گرفتن، تعیین کردن، مشخص کردن، هویدا کردن، واسپاردن، (با ذکر مشخصات) اشاره کردن به، نام بردن، نامیدن، (برای شغلی) نامزد کردن

واژه designate در جمله های نمونه

1. an ambassador designate
نامزد شغل سفارت

2. There are efforts under way to designate the bridge a historic landmark.
[ترجمه Parvin] تلاش های زیادی جهت ثبت کردن پل به عنوان یک اثر تاریخی در حال انجام است.
|
[ترجمه ترگمان]تلاش‌هایی در دست انجام است تا پل را یک نقطه عطف تاریخی مشخص کنند
[ترجمه گوگل]تلاش های لازم برای تعیین پل برجسته تاریخی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Will you designate the flowers you wish?
[ترجمه ترگمان]می‌خواهی گل‌هایی را که می‌خواهی انتخاب کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا گلهایی را که می خواهید تعیین می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The directive requires member states to designate sites of special scientific interest.
[ترجمه ترگمان]این دستور نیازمند کشورهای عضو برای تعیین مکان مورد علاقه ویژه علمی است
[ترجمه گوگل]این دستورالعمل به کشورهای عضو اجازه می دهد که سایت های مورد علاقه خاص علمی را تعیی ...

مترادف designate

تخصیص دادن (فعل)
give , allot , apportion , allocate , consecrate , design , designate
گماشتن (فعل)
assign , charge , commission , appoint , designate , instate
معین کردن (فعل)
assign , settle , establish , fix , specify , appoint , designate , determine , ascertain , define , delineate , denominate , cast
نامزد کردن (فعل)
engage , nominate , designate , betroth , espouse , trothplight
برگزیدن (فعل)
single , choose , designate , pick , elect , select , put up , opt , pick over , prefer

معنی designate در دیکشنری تخصصی

designate
[ریاضیات] نمایش دادن، نشان دادن، تخصیص دادن، در نظر گرفتن، تعیین کردن، انتخاب کردن، علامت گذاری کردن، معین کردن، گماشتن، گماردن، مشخص کردن

معنی کلمه designate به انگلیسی

designate
• show, indicate
• intended, marked out for, chosen (though not yet installed)
• when you designate someone or something, you formally give them a description or name.
• when you designate someone to do a particular job, you formally choose them for that job.
• designate is used to describe someone who has been formally chosen to do a job, but has not yet started doing it.
prime minister designate
• intended prime minister, person who has been elected to replace the current prime minister

designate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بیگ پناه
برگزیدن، گماشتن، تخصیص دادن
بیگ پناه
برگزیدن
گماشتن
تخصیص دادن
محدثه فرومدی
پنداشتن، انگاشتن، دانستن
Braudel designates Antwerp the dominant city = برودل آنتورپ را شهر غالب می‌پندارد
uSER
نامگذاری کردن
تخصیص دادن
حسن حیدری
در نظر گرفتن، قلمداد کردن، تعیین کردن
Sunflower
To officially give a specified status or name to

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی designate

کلمه : designate
املای فارسی : دسیگنت
اشتباه تایپی : یثسهلدشفث
عکس designate : در گوگل

آیا معنی designate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )