برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1397 100 1

depression

/dəˈpreʃn̩/ /dɪˈpreʃn̩/

معنی: تنزل، پریشانی، فرو رفتگی، افسردگی، تو رفتگی، رکود، کسادی، گود شدگی
معانی دیگر: فروفشردگی، فروفشارش، فشار، گودال، چاله، گودی، حفره، ورطه، غم، اندوه، حزن، دلتنگی، تاسه، تلواسه، (روانپزشکی) افسردگی، دپرسیون، افسرده روانی، کاهش (نیرو یا مقدار یا فعالیت)، فروکاستی، بی رونقی، فروروی، پایین روی، (اقتصاد) دوران رکورد اقتصادی، بحران اقتصادی، کسادی بازار، (پزشکی - کاهش فعالیت اندام) کم کنشی، رامش، (هواشناسی - کاهش فشار بارومتری یا اتمسفری) فروبار، (ناحیه ای که فشار بارومتری آن نسبتا کم است) بخش فروبار، (نجوم - زاویه ای که ستاره ی واقع در زیر افق با افق تشکیل می دهد) انخفاض، (مساحی و نقشه برداری - زاویه ای که هر چیز واقع در زیر افق با افق تشکیل می دهد) پستی، فرونشینی، فرودافت

واژه depression در جمله های نمونه

1. depression weighs him down
افسردگی او را آزار می‌دهد.

2. a depression in indian arts which will result in their disappearance
کسادی در صنایع دستی سرخپوستان که منجر به نابودی آن خواهد شد

3. cyclical depression
افسرده روانی ادواری

4. the depression flattened many small businesses
رکود اقتصادی باعث ازبین رفتن بسیاری از بنگاه‌های کوچک بازرگانی شد.

5. the depression made many workers idle
بحران اقتصادی بسیاری از کارگران را بیکار کرد.

6. a quick depression of the mercury in the thermometer
پایین رفتن سریع جیوه در حرارت سنج

7. sunk in depression
غرق در افسردگی

8. the slightest depression of the button will start the engine
کمترین فشار روی دکمه موتور را به کار می‌اندازد.

9. that news filled all of us with depression
آن خبر همه‌ی ما را غرق در اندوه کرد.

10. Many people were idle during the depression.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم در دوران رکود بی‌کار بودند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردم در طول افسردگی بیکار بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ت ...

مترادف depression

تنزل (اسم)
abatement , degradation , decay , depreciation , depression , decadence , setback
پریشانی (اسم)
baffle , confusion , depression , distress , affliction , turmoil , agitation , worriment , desolation , disturbance , bother , ramble , dolor , nonplus , remorse , discomposure , dolour , woe
فرو رفتگی (اسم)
depression , notch , fossa , fovea , concavity , sinking , howe
افسردگی (اسم)
depression , gloom , melancholia , freeze , congelation , oppression , dumps , doldrums , dejection
تو رفتگی (اسم)
depression , recess , dent , indent , dint , intromission
رکود (اسم)
depression , slump , inactivity , latency , stagnation , dormancy , stagnancy , inaction
کسادی (اسم)
depression , slack , recession , stagnation , stringency
گود شدگی (اسم)
depression

معنی عبارات مرتبط با depression به فارسی

ظروف و اشیای شیشه ای که در سال های رکود اقتصادی امریکا تولید شده و امروزه نوعی انتیک محسوب می شود
رکورد اقتصادی امریکا بین سال های 1929 و 1939

معنی depression در دیکشنری تخصصی

depression
[عمران و معماری] گودی - فروبار - گودشدگی
[زمین شناسی] گودی ، فرو بار ، گود شدگی
[بهداشت] افسردگی
[نساجی] تنزل - کم شدن - رکود اقتصادی
[ریاضیات] تنزل، رکود، نشیب، کساد شدن، کم شدن ، کسادی، بحران
[خاک شناسی] گودال
[روانپزشکی] افسردگی
[آب و خاک] تنزل، دپرسیون
[زمین شناسی] زاویه افت در SLAR : زاویه بین سطح افقی که از درون آنتن و خط مرتبط کننده آنتن و هدف می گذرد .
[عمران و معماری] ارتفاع افت
[زمین شناسی] فرورفتگی سطح آب
[خاک شناسی] یادزول پست
[زمین شناسی] نیروگاه فروکشند از توان پتانسیل آب جاری از دریا بسوی صحرا یا بیابان بهره گیری می کند ، بدین معنی که تبخیر چشمگیر آب در هوای گرم اختلاف ارتفاع پایداری را مابین سطح دریا و سطح حوضچه ایجاد شده از طریق آب مصرفی جاری شده از دریا بوجود می آورد .
[عمران و معماری] چشمه گودالی
[زمین شناسی] چشمه افت یک نوع از چشمه گرانشی که در آن آب از مواد نفوذپذیر در نتیجه شیب یافتگی سطح زمین و در جهت سطح ایستابی به سطح زمین جریان می یابد .( مانیزر 1923).
[آب و خاک] چشمه نشتی
[عمران و معماری] چالاب - ذخیره گودالی
[زمین شناسی] ذخیره چالابی
[آب و خاک] چالاب، ذخیره چالابی
a ...

معنی کلمه depression به انگلیسی

depression
• sadness, low spirits; lowering, sinking; dent, hollow; economic slump
• depression is a mental state in which someone feels unhappy and has no energy or enthusiasm.
• a depression is a time when there is very little economic activity, which results in a lot of unemployment.
• on a surface, a depression is an area which is lower than the rest of the surface.
barometric depression
• low point in atmospheric pressure
came out of his depression
• recovered from his melancholy, cheered up
economic depression
• low point in a financial and commercial state
post natal depression
• mental phenomenon of depression which occurs with certain women in the period following their giving birth
post partum depression
• depression that affects a woman after giving birth
postpartum depression
• depression common in women during the period following childbirth
the depression
• the great depression, severe economic slump that occurred in the united states during the 1930s (sparked by the major stock market crash on october 29, 1929)
the great depression
• severe economic slump that occurred in the united states during the 1930s (sparked by the major stock market crash on october 29, 1929)

depression را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسماعیل
تنزل
اسماعیل
افسردگی
behnoosh
افسردگی
مهدی خانی
اُفت
علیرضا رحمتی
A medical condition in which a person is so unhappy that they cannot live a normal life
جواد شادعلی زاده
معدن
بازدارنده
ebi
افت ، فرو رفت

کم‌فشار ، کم‌فشاری ، کاهش فشار ، وافشار ، وافشاری
رضارضائی
نشست
حسین
فشردن( دکمه های کیبورد)
arash
حالت دپرس
الهه...........
افسردگی
Sama
افسردگی
محسن
در رشته مهندسی معدن به معنی بازداشت کننده قلوتاسیون
nill
حرکت شانه از حالتی ک رو بالا است به سمت پایین(در آناتومی)
Cent
A medical condition in which a person is so unhappy and cannot live a normal life
بهمن عنایتی کاریجانی
هو الشافی
افسردگی مبحث وسیعی در روانپزشکی میباشد و با نوشتن معنی لغت دلیل نمیشود که فرد غیر روانپزشک یا غیر پزشک انرا به طور کامل شرح داده است. در حوزه روانپزشکی یکی از علل ان کاهش یا فقدان یک انتقال دهنده عصبی یا کاتکولامین و یا نوروترانسمیتر ها میباشند که همانطور در فوق عنوان شد کاهش یک و اضافه میکنم شاید چند مورد از عوامل شیمیایی فوق باشندمانند پنج هیدروکسی تریپتامین، دوپامین، و چندین عامل شیمیایی یا لیگاند از این قبیل باشد و لذا سه گروه اساسی دارو برای ان موجود هست و برخی از داروها نیز به طور تکی یعنی بدون اینکه وابسته به گروه خاصی از سه خانواده مربوطه باشند به منصه ظهور رسیده اند مانند ترازودون. این سه گروه به اختصار عبارتند از، الف ، داروهای تری و هگزا سیکلیک که قدیمیتر از سایر داروها هستند.
ب، وقفه دهندههای مونو امینو اکسیداز که این انزیم ساده تر بگویم مواد شادی افرین در مغز را تخریب میکند و لذا داروهایی که در کار ان اینهیبیتور یا وقفه ساز باشند باعث عدم تخریب انها در سیناپسها شده و افسردگی رفع میشود ولی فایو سازمان غذا و دارو استفاده از انها را منع کرده چون با بالا رفتن مادهای به نام تیرامین که در غذاهای تخمیر شده ، شکلاتها، کنسروها و برخی مواد غذایی دیگر باعث بالا رفتن فشار خون و کریز یا بحران هیپرتانسیو ایجاد و منجر به سکته های مغزی ومرگ و میر بالا میشود دارویی مانند ایزوکاربوکساید از این گروه هست.
ج، دسته سوم نیز وقفه دهندههای باز جذب سروتونین هستند که اکثرا مورد استفاده میباشند نظیر سرترالین، فلوکسیتین، سیتالوپرامو دو داروی دیگر که در این گروه هست. گاها فرد به دارو جواب نمیدهد لذا الکتروشوک مغزی زیر بیهوشی یک یا دو طرفه بر اساس تشخیص روانپزشک محترم میباشد تا رلیز نوروترانسمیترها را تسریع بخشد. به هر حال افسردگی معضل بزرگی هست که بیشتر غیر مسلمین را که فاقد اعتقادات مذهبی هستند گرفتار میکند و در جوامع اسلامی که ایمان به خدا به مراتب بیشتر از جوامع کافر هست ،این بیماری کمتر دیده میشود تاکید مینمایم این امر نسبی هست . جامعه روانپزشکی و بیماران افسرده با این بیماری کجدار و مریز کنار امده اند و درمان کاملی برای ان یافت نشده است و یکی از عواملی که جامعه بی دین غربی به شرب خمر و یا نارکوتیکها پناه میبرند این بیماری هست. این مبحث لسیار تخصصی تر از ان هست که این اقل با دانش اندک خود بیان نمودم.
یا من اسمه دوا و ذکره شفا.
ارزوی سلامتی برای همه بیماران را از درگاه الهی دارم. با تشکر.
ایرزاد
depression
این واژه از سه بخش درست شده :
de- press - ion
de = میتواند دُش و دُژ و دیو پارسی باشد چون در روان شناس سانه ای ( حالتی) اَهریمنی نشان میدهد .
press = اَفشُردن ، فِشُردن، فِشرد ، فِشار
ion - = پسوند -آن مانند خندان ، گریان
به پارسی گرته برداری شده= دُش فِشاران ، دیو فشاران،
دُش فشردگی ، دیو فشردگی
به پارسی امروز گویان ( همواره میگویند ، رایِج) =
اَفسُردِگی : اَف - سُرد- گی
اَف - = بالا ، در اینجا : بسیار ، خیلی
سُرد= سَرد
- گی = پسوند چه گونه گی و سانه ( حالت )
روی هم رفته : شور و شوغ و گرما و جوشش در کسی ندیدن
hana
افسردگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی depression
کلمه : depression
املای فارسی : دپرشن
اشتباه تایپی : یثحقثسسهخد
عکس depression : در گوگل

آیا معنی depression مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )