برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

delta

/ˈdeltə/ /ˈdeltə/

معنی: حرف چهارم زبان یونانی
معانی دیگر: (رودخانه) آب پخشان، دلتای رودخانه، رودبار، دلتا (چهارمین حرف الفبای یونانی برابر با ((دال)) و به این شکل: d)، دلتا شکل، سه گوشه، دلتاسان

واژه delta در جمله های نمونه

1. the nile delta
دلتای رود نیل

2. Delta is the fourth letter of the Greek alphabet.
[ترجمه ترگمان](دلتا)چهارمین حرف الفبای یونانی است
[ترجمه گوگل]دلتا نامه چهارم الفبای یونانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sand has silted up the river delta.
[ترجمه ترگمان]ماسه دلتای رودخانه را مسدود کرده‌است
[ترجمه گوگل]شن و ماسه تا دلتای رودخانه را خنک کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The delta region of the Rio Grande river was a forsaken land of thickets and swamps.
[ترجمه ترگمان]منطقه دلتای رودخانه ریو گراند یک سرزمین متروک از thickets و مرداب‌ها بود
[ترجمه گوگل]منطقه دلتا رود ریو گراند، یک سرزمین محروم از غارها و باتلاقها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He has been to the delta of the Nile.
[ترجمه ترگمان]او به دلتای نیل رفته‌است
[ترجمه گوگل]او به دلتا نیل آمده است
[ترجمه شما] ...

مترادف delta

حرف چهارم زبان یونانی (اسم)
delta

معنی عبارات مرتبط با delta به فارسی

نجوم : دلتا - گاوران
نجوم : دلتا - قیفاووس
نجوم : دلتا - جاثى
نجوم : دلتا - میزان
دلتا - جبار نجوم : دلتا - شکارچى
(فیزیک) پرتو دلتا، اشعه ی دلتا
(پزشکی) موج دلتا (امواج برقی که از مغز انسان ساطع می شوند و بسامدی کمتر از چهار hertz دارند ـ نشانگر خواب ژرف یا بیماری مغزی) (delta rhythm هم می گویند)
(هواپیمایی) بال سه گوش، بال دلتاسان

معنی delta در دیکشنری تخصصی

delta
[عمران و معماری] دلتا
[برق و الکترونیک] دلتا نام یک موشک پرتابی امریکایی که در ابتدا برای پرتاب سرهای جنگی هسته ای طراحی شده بود اما بعداً برای پرتاب ماهواره ها به کار گرفته شد. - مثلث ، دلتا
[زمین شناسی] دلتا نهشته رسوبی، عموما مثلثی یا بادبزنی شکل می باشد که این نهشته در محل ورودی یک رودخانه به حجم آبی ساکن شکل می گیرد.چنانچه سرعت رود کم شود توانایی حمل و نقل ناگهان کاهش می یابد و بار رسوبی در آب های دور از ساحل به شکل دلتا نهشته می شود.
[ریاضیات] مساحی، حرف چهارم زبان یونانی
[خاک شناسی] دلتا
[آب و خاک] دلتا
[زمین شناسی] گودال-خط القعر-جبهه دلتا یک دره زیردریایی گودال شکل که دور از دلتای رودخانه ای بزرگ بر روی فلات و شیب قاره تشکیل می شود. این دره دارای دیواره های مستقیم از جنس سنگ نرم است و ممکن است واجد چند انشعاب (اگر اصلاً انشعابی داشته باشد) و یک کف مسطح شیب دار به سمت دریا باشد.
[زمین شناسی] سد دلتایی سدی که توسط یک رود شاخابه که دلتایی در کانال رود اصلی می سازد، تشکیل می شود.
[زمین شناسی] طبقه بندی دلتایی طبقه بندی ویژه یک دلتا که از طبقات بالایی و پایینی مسطح ساخته شده و بین آنها طبقات پیش دلتایی پرشیب تر از سطح دلتا تا عمق کشیده می شود. در مورد طبقه بندی مورب این تصور وجود دارد که بصورت طبقات پیش دلتایی دلتاهای کوچکتر تشکیل شده اند (پتی جان و پاتر 1964).
[زمین شناسی] سرپوش دلتا یک مخروط آبرفتی یا مخروط افکنه که بر روی دشت دلتایی ساخته می شود و رأس آن به سمت بالادست جریان جابه جا می شود. (راسل ب 1895).
[کامپیوتر] کا ...

معنی کلمه delta به انگلیسی

delta
• 4th letter of the greek alphabet; triangular section of land at the mouth of a river
• a delta is an area of flat land where a river spreads out into several smaller rivers before entering the sea.

delta را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی delta

کلمه : delta
املای فارسی : دلتا
اشتباه تایپی : یثمفش
عکس delta : در گوگل

آیا معنی delta مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )