crouch

/ˈkraʊt͡ʃ//kraʊt͡ʃ/

معنی: خوشامد گویی کردن، چندک زدن، دولا شدن، قوز کردن
معانی دیگر: (برای حمله و یا از ترس و غیره) خود را جمع کردن، خف کردن، کز کردن، دولا کردن یا شدن، (چاپلوسانه) تعظیم و تکریم کردن، خضوع و خشوع کردن، قوز کردن از ترس وسرما
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crouches, crouching, crouched
(1) تعریف: to lower the body close to the ground by bending the legs, as an animal about to pounce or a human preparing to run in a race.
مترادف: hunker, scrooch, squat, stoop
مشابه: bend, bow, cower, duck, huddle, kneel, lean

- The thief crouched behind a chair when he heard someone enter the room.
[ترجمه ترگمان] دزد پشت یک صندلی قوز کرده بود که صدای کسی را شنید که وارد اتاق شد
[ترجمه گوگل] وقتی کسی شنید که کسی وارد اتاق می شود، در پشت یک صندوق قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to bend down; stoop low.
مترادف: bend, hunker, scrooch, squat, stoop
مشابه: bow, duck, incline, lean

(3) تعریف: to lower one's body as a servile gesture; cringe.
مترادف: bend, cringe, grovel, stoop
مشابه: bow, bow and scrape, cower, shrink, truckle
اسم ( noun )
• : تعریف: a lowering of the body by crouching.
مترادف: squat, stoop
مشابه: bend

جمله های نمونه

1. Crouch down,hold your knees when you are depressed. Forgive others and yourself.
[ترجمه ترگمان]کراوچ زانو زد و گفت: وقتی افسرده شدی زانو بزن دیگران و خودت را ببخش
[ترجمه گوگل]وقتی دچار افسردگی می شوید، زانو بزنید  ببخشید دیگران و خودتان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She dropped to the ground in a crouch.
[ترجمه ترگمان]خم شد و به زمین افتاد
[ترجمه گوگل]او در یک کوه به زمین افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The fielders crouch around the batsman's wicket.
[ترجمه ترگمان]بازیکنان در اطراف ویکت توپ ضربه می زنند
[ترجمه گوگل]رشته های دانشگاهی در اطراف حیاط خلوت باسن قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They have a flat in Crouch End.
[ترجمه ترگمان]او نا یه آپارتمان تو Crouch دارن
[ترجمه گوگل]آنها یک تخت در انتهای کوچه دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They walked in a crouch, each bent over close to the ground.
[ترجمه ترگمان]خم شدند و هر کدام خم شدند و به زمین نزدیک شدند
[ترجمه گوگل]آنها در یک سوار نشسته بودند، هر یک از آنها در نزدیکی زمین قرار داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Similarly, a male may crouch like a female and perform pseudo-female behaviour, being mounted by another tom.
[ترجمه ترگمان]به طور مشابه، یک مرد ممکن است مثل یک زن خم شود و رفتار شبه زنانه را انجام دهد، که توسط تام دیگر سوار می شود
[ترجمه گوگل]به همین ترتیب، یک مرد ممکن است مانند یک زن شبیه به یک زن و رفتار شبه زنانه باشد، که توسط یک تام دیگر نصب شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He went past her in shadow to crouch at the blind.
[ترجمه ترگمان]از کنار او گذشت تا از کوره در برود
[ترجمه گوگل]او در سایه گذشته به سراغش آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I gestured to the remaining woodchuck to crouch.
[ترجمه ترگمان]به سمت چپ بدن اشاره کردم که قوز کنه
[ترجمه گوگل]من به چوب چوبک باقیمانده به زانو زدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She dropped to a crouch.
[ترجمه ترگمان]خم شد و خم شد
[ترجمه گوگل]او به سوار شدن افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In mid-sentence, they halt, then bend or crouch down and bury their noses in the clusters of blossoms.
[ترجمه ترگمان]در وسط جمله متوقف می شوند، بعد خم می شوند یا خم می شوند و بینی خود را در خوشه شکوفه دفن می کنند
[ترجمه گوگل]در وسط جمله، آنها را متوقف، و سپس خم شدن یا فرو بردن و دفن کردن بینی خود را در خوشه شکوفه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I am still small enough to crouch in the deep sink for my bath.
[ترجمه ترگمان]من هنوز به اندازه کافی کوچک هستم که در آن سینک بزرگ برای حمام خم شوم
[ترجمه گوگل]من هنوز هم به اندازه کافی کوچک هستم که در حمام عمیق برای حمام بریزم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Having made Winter Marsh from the Crouch I anchored off a shallow bay and rowed ashore in the dinghy.
[ترجمه ترگمان]بعد از اینکه زمستان را از آقای کراوچ درست کردم از خلیج کم عمق پیاده شدم و در کنار قایق پارویی به خشکی پارو زدم
[ترجمه گوگل]پس از ساختن مریخ زمستان از قلعه من یک خلیج کم عمق محکم و در حوضچه راندگی در ساحل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He moved out of the shadows in a crouch so that he would riot be visible against the lightening sky be-hind hini.
[ترجمه ترگمان]او خم شد و به شکل خم شد تا بتواند در برابر آتش روشن آسمان روشن شود
[ترجمه گوگل]او از سایه ها در یک قبر بیرون رفت، به طوری که عصبانی شد و در برابر نور خیره کننده ای که در آسمان دیده می شد، قابل مشاهده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Dubois and Crouch, for instance, tested the hypothesis that women use more tag questions than men.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، Dubois و کراوچ این فرضیه را مورد آزمایش قرار دادند که زنان بیشتر از مردان سوالات برچسب دار استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، Dubois و Crouch فرضیه ای را مطرح می کنند که زنان سوالات تگ بیشتری نسبت به مردان دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خوشامد گویی کردن (فعل)
praise, flatter, compliment, make up, chum, suck up, crouch

چندک زدن (فعل)
crouch, cower, squat

دولا شدن (فعل)
stoop, double up, crouch, hunker

قوز کردن (فعل)
hunch, crouch, squat, hump

به انگلیسی

• act of stooping or bending low, act of crouching
bend down, stoop down; cringe, bow low
if you are crouching, your legs are bent under you so that you are close to the ground and leaning forward slightly.
if you crouch over something, you bend over it so that you are very near to it.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیخوشامد گویی کردن، چندک زدن، دولا شدن، قو ...معانی متفرقه( برای حمله و یا از ترس و غیره ) خود را جم ...بررسی کلمهفعل ناگذر ( intransitive verb ) حالات : crouches, crouching, crouched • ( 1 ) تعریف: to low ...جمله های نمونه1. Crouch down, hold your knees when you are depressed. Forgive others and yourself. [ترجمه ترگما ...مترادفخوشامد گویی کردن ( فعل ) praise, flatter, compliment, make up, chum, suck up, crouch چندک زدن ( ...انگلیسی به انگلیسیact of stooping or bending low, act of crouching bend down, stoop down; cringe, bow low if you are c ...
معنی crouch، مفهوم crouch، تعریف crouch، معرفی crouch، crouch چیست، crouch یعنی چی، crouch یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: crouos
اشتباه تایپی: زقخعزا
آوا: /کروچ/
عکس crouch : در گوگل
معنی crouch

پیشنهاد کاربران

نشستن روی پا
کز کردن
یا برای حمله کردن جمع شدن ( در باره حیوانات )
نشستن روی پنجه های پا
چمباتمه زدن
کمین کردن.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما