پایبندی، رعایت، موافقت، تسلیم ( وقتی میگوییم یک فرد یا یک سازمان چیزی رو compliance میکنه یعنی ب یک سری قوانین پایبند هست، موافقت داره و در برابرشون تسلیمه )
فعل: comply
✨️دوستان دقت کنین با فعل compel به معنای "تحمیل کردن، مجبور کردن" اشتباه گرفته نشود✨️
( پزشکی ) حجم پذیری
### Root Word: **Comply****Definition:** To act in accordance with a wish, command, or rule. #### Collocations:1. **Comply with rules** 2. **Comply with regulations** 3. **Comply with standards**
... [مشاهده متن کامل]
4. **Comply with requests**
5. **Comply with laws**
#### Derivatives:
1. **Compliance** ( noun )
2. **Compliant** ( adjective )
3. **Noncompliance** ( noun )
4. **Compliantly** ( adverb )
5. **Compliancy** ( noun )
- - -
### Example Sentences ( Easy to Hard ) :
#### 1. **Comply with rules**
- **Easy:** Students must comply with school rules.
**Translation:** دانش آموزان باید با قوانین مدرسه پیروی کنند. 🏫
- **Medium:** The company failed to comply with environmental rules.
**Translation:** شرکت نتوانست با قوانین محیط زیستی پیروی کند. 🌍
- **Hard:** Despite warnings, the factory did not comply with safety rules, leading to severe consequences.
**Translation:** با وجود هشدارها، کارخانه با قوانین ایمنی پیروی نکرد و منجر به عواقب شدیدی شد. ⚠️
#### 2. **Comply with regulations**
- **Easy:** All drivers must comply with traffic regulations.
**Translation:** همه رانندگان باید با مقررات ترافیکی پیروی کنند. 🚗
- **Medium:** The new policy ensures that businesses comply with international trade regulations.
**Translation:** سیاست جدید اطمینان می دهد که کسب وکارها با مقررات تجارت بین المللی پیروی کنند. 🌐
- **Hard:** Failure to comply with financial regulations can result in hefty fines and legal action.
**Translation:** عدم پیروی از مقررات مالی می تواند منجر به جریمه های سنگین و اقدامات قانونی شود. 💼
#### 3. **Comply with standards**
- **Easy:** The product must comply with quality standards.
**Translation:** محصول باید با استانداردهای کیفیت پیروی کند. 🏆
- **Medium:** The construction company was asked to comply with safety standards before continuing the project.
**Translation:** از شرکت ساختمانی خواسته شد قبل از ادامه پروژه با استانداردهای ایمنی پیروی کند. 🏗️
- **Hard:** Laboratories are required to comply with stringent scientific standards to ensure accurate results.
**Translation:** آزمایشگاه ها ملزم به پیروی از استانداردهای علمی سخت گیرانه برای اطمینان از نتایج دقیق هستند. 🔬
#### 4. **Comply with requests**
- **Easy:** Please comply with the teacher’s request.
**Translation:** لطفاً با درخواست معلم پیروی کنید. 🍎
- **Medium:** The employee complied with the manager’s request to submit the report by Friday.
**Translation:** کارمند با درخواست مدیر برای ارسال گزارش تا جمعه پیروی کرد. 📅
- **Hard:** The government expects all citizens to comply with requests for information during the investigation.
**Translation:** دولت انتظار دارد همه شهروندان با درخواست های اطلاعاتی در طول تحقیق پیروی کنند. 🕵️
#### 5. **Comply with laws**
- **Easy:** Everyone must comply with the laws of the country.
**Translation:** همه باید با قوانین کشور پیروی کنند. 🇮🇷
- **Medium:** The organization was fined for failing to comply with labor laws.
**Translation:** سازمان به دلیل عدم پیروی از قوانین کار جریمه شد. ⚖️
- **Hard:** International companies must comply with the laws of every country they operate in, which can be challenging.
**Translation:** شرکت های بین المللی باید با قوانین هر کشوری که در آن فعالیت می کنند پیروی کنند، که می تواند چالش برانگیز باشد. 🌍
- - -
### Derivatives in Sentences:
#### 1. **Compliance**
- **Easy:** Compliance with the rules is essential.
**Translation:** پیروی از قوانین ضروری است. 📜
- **Hard:** The audit revealed a lack of compliance with industry standards.
**Translation:** حسابرسی نشان داد که عدم پیروی از استانداردهای صنعتی وجود دارد. 📊
#### 2. **Compliant**
- **Easy:** The new software is fully compliant with the latest regulations.
**Translation:** نرم افزار جدید کاملاً با آخرین مقررات پیروی می کند. 💻
- **Hard:** The company’s policies are designed to be compliant with global data protection laws.
**Translation:** سیاست های شرکت طوری طراحی شده اند که با قوانین جهانی حفاظت از داده ها پیروی کنند. 🔒
#### 3. **Noncompliance**
- **Easy:** Noncompliance will result in penalties.
**Translation:** عدم پیروی منجر به جریمه خواهد شد. ⚠️
- **Hard:** The report highlighted several cases of noncompliance with ethical guidelines.
**Translation:** گزارش چندین مورد عدم پیروی از دستورالعمل های اخلاقی را برجسته کرد. 📝
#### 4. **Compliantly**
- **Easy:** She nodded compliantly when asked to follow the instructions.
**Translation:** او با پیروی از دستورات، سر تکان داد. 👩🏫
- **Hard:** The team worked compliantly to meet the stringent requirements of the project.
**Translation:** تیم با پیروی از الزامات سخت گیرانه پروژه کار کرد. 🛠️
#### 5. **Compliancy**
- **Easy:** Compliancy with the rules ensures a smooth process.
**Translation:** پیروی از قوانین فرآیند را روان می کند. 🛤️
- **Hard:** The organization’s compliancy with international standards was praised during the review.
**Translation:** پیروی سازمان از استانداردهای بین المللی در طول بررسی مورد تحسین قرار گرفت. 🌟
Deepseek
رعایت ( عمل کردن مطابق با قوانین و دستورالعمل ها - اسم )
"We must show full compliance. "اطاعت ( اطاعت پذیری و فرمانبری در مقابل قانونی - اسم )
" Their level of compliance towards company's working method was very high. "
... [مشاهده متن کامل]
سازگاری ( انطباق یا سازش با مقررات و استاندارها - اسم )
" You can rest assure that our new tech offers 100% compliance. "
پیروی ( از قانون و اصول توافق شده )
پایبندی ( به قانون و اصول توافق شده ) ،
تبعیت ( از قانون و اصول توافق شده )
پذیرشی از جنس اطاعت
نظارت
Compliance guideline
دستورالعمل نظارت
تطبیق پذیری
1. اطاعت 2. پیروی 3. قبول. پذیرش. موافقت. رضایت. تسلیم
مثال:
they can compel compliance
آنها می توانند تسلیم {شدن} را تحمیل کنند
مقررات پذیری
اطاعت
پیروی
تسلیم ( پذیرش )
Compliance اجابت - انطباق - تقبل
بدنبال درخواست دیگری
Conformity انطباق - هم رنگ جماعت شدن
خودت میخوای
Obedience انطباق - فرمانبرداری
با اجبار مافوق
انقیاد
در مورد ریه به معنی قدرت تطابق، انعطاف پذیری و قدرت ارتجاعی می باشد.
در روانشناسی و روانپزشکی یعنی بیمار پذیرش درمان دارد.
non compliance: عدم پذیرش درمان
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : comply
✅️ اسم ( noun ) : compliance / compliancy
✅️ صفت ( adjective ) : compliant
✅️ قید ( adverb ) : compliantly
قانون مداری
اجرایِ، انجام
کلمه مترادف فارسی انطباق= برابری
در صورت پذیرش کلمه برابری اضافه شود
رعایت مقررات
همکاری
تحمل
انجام
بله قربان گویی
حجم پذیری ( ریه ها )
compliance پایبندی، توافق
President Joe Biden and his top aides say they are committed to reviving the deal through mutual compliance�
compliance : تبعیت. تمکین
compliant : تابع، تمکین گر
واحد تطبیق ( بانکداری )
به معنی بررسی تطبیق با رویه ها و مقررات است.
حرف شنوی، اطاعت و پیروی
( در مباحث حقوقی ) پیروی از قانون؛ رعایت قانون؛ پایبندی به قانون
compliance ( روانشناسی )
واژه مصوب: پذیرندگی1
تعریف: تن دادن به خواستِ دیگری، بیآنکه فرد الزاماً عقاید یا مواضع شخصی خود را تغییر دهد
انطباق
پیروی ( از قانون، توافقنامه و غیره ) ،
پایبندی،
تبعیت
Macron had pushed for a $15bn credit line for Iran in September 2019 to bring Iran back to full compliance with the JCPOA
@ALJAZEERA. com
رعایت اصول
سازگارى
همراهی
مطلوبیت
[ضریب] تسلیم پذیری
رضایت
[پزشکی] پیروی از دستور پزشک
شُل شُدگی، نرمی، سُستی، وادادگی، تبعیت، ظرفیت
The measure of how easily the lungs expand under pressure
پایبندی
تبعیت
compliance with
مطابقت با ( شرایط و . . . )
توافقی
تطبیق
موافقت
وفاداری
( نظارت بر ) حسن اجرای قرارداد
نظارت بر رعایت
ظرفیت
انطباق
انبساط ( پزشکی )
[مکانیک شکست] سُستی
تحمل
[ماتریس]نرمی
پایبندی و تبعیت، تمکین ( از کسی یا چیزی مثلا قانون یا درخواستی )
خاصیت ارتحاعی ریه
متابعت، وادادگی ( مهندسی پلیمر، مهندسی مکانیک )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٥٦)