coming of age

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: arrival at maturity, prominence, or respectability.

- a bat mitzvah to celebrate her coming-of-age
[ترجمه ترگمان] جشن مقدس برادری برای جشن گرفتن اون
[ترجمه گوگل] یک بت متیسوا برای جشن گرفتن او از سن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Canadian literature's coming-of-age.
[ترجمه م. علیزاده] ادبیات �مربوط دوره بلوغ� ( نوجوان ) کانادایی
|
[ترجمه ترگمان] ادبیات کانادا مربوط به عصر است
[ترجمه گوگل] رسیدن به ادبیات کانادایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

بزرگ شدن - رسیدن از بچگی تا بلوغ
بلوغ
coming of age ceremonies / جشنهای رسیدن به سن بلوغ
سن قانونی ، سن بلوغ
تازه به بلوغ رسیده، بلوغی، عذب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما