closing time

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. He was in the pub until closing time.
[ترجمه کوروش شفیعی] تا ساعت تعطیلی در بار بود.
|
[ترجمه ترگمان]او تا زمان تعطیل در کافه بود
[ترجمه گوگل]او تا زمانی که بسته بود، در میخانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We were in the pub until closing time.
[ترجمه کوروش شفیعی] تا وقت تعطیلی در بار بودیم
|
[ترجمه ترگمان]تا وقت بستن در کافه بودیم
[ترجمه گوگل]ما تا زمانی که بسته بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. At closing time he reeled out of the pub and fell down on the pavement.
[ترجمه ترگمان]هنگام بستن بار، از میخانه دور شد و روی پیاده رو افتاد
[ترجمه گوگل]در زمان بسته شدن او از غرفه خارج شد و بر روی پیاده رو افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We can't get a drink! It's after closing time.
[ترجمه ترگمان]ما نمی توانیم یک نوشیدنی بخوریم! بعد از زمان تعطیل است
[ترجمه گوگل]ما نوشیدیم این پس از بسته شدن زمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. When is closing time?
[ترجمه ترگمان]کی داره زمان رو تعطیل می کنه؟
[ترجمه گوگل]زمان بستن چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We empty the till each night at closing time.
[ترجمه ترگمان]ما تا هر شب در حال بستن، خودمان را خالی می کنیم
[ترجمه گوگل]ما هر شب در زمان بسته شدن خالی می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The electric bell began to buzz for closing time.
[ترجمه ترگمان]زنگ برقی برای بستن زمان شروع به وزوز کرد
[ترجمه گوگل]زنگ الکتریکی برای تعطیل کردن زمان شروع شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A freshly painted sign over the counter put closing time at nine-thirty; the clock next to it read nine-twenty-five.
[ترجمه ترگمان]یک علامت که تازه رنگ شده روی پیشخوان بود، ساعت نه و نیم، و ساعت بعد از آن نه تا بیست و پنج دقیقه را می خواند
[ترجمه گوگل]یک علامت تازه رنگ شده بر روی مقطع زمانی زمان بسته شدن در 9 و سی؛ ساعت کنار آن 9 بیست و پنج خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It was just before closing time when a girl dropped an envelope in my lap.
[ترجمه ترگمان]درست قبل از بسته شدن زمانی بود که یک دختر پاکتی را در دامن من انداخت
[ترجمه گوگل]درست قبل از بستن زمان، یک دختر یک پاکت را در دام من انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Outside, it is closing time and we have drawn a blank.
[ترجمه ترگمان]بیرون، وقت بسته شدنه و ما یه جای خالی داریم
[ترجمه گوگل]خارج از آن زمان بسته است و ما خالی شده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Besides Charles Barkley at closing time somewhere, you mean?
[ترجمه ترگمان]گذشته از این، \"چارلز بارکلی\" در حال بستن به یه جای دیگه یعنی چی؟
[ترجمه گوگل]منظور شما چارلز برکلی در زمان بسته شدن جایی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I got to the chemist five minutes before closing time and the place was jam-packed with the elderly and respectable.
[ترجمه ترگمان]پنج دقیقه قبل از تعطیل کردن زمان به داروخانه رفتم و محل را با افراد مسن و محترم تقسیم کردم
[ترجمه گوگل]من به شیمیدانم پنج دقیقه قبل از زمان بسته شدن رسیدم و محل با افراد مسن و قابل احترام بسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. At closing time, a friend walked with her to a nearby nightclub, Pasha's.
[ترجمه ترگمان]در بسته شدن زمان، دوستی با او به یک کلوپ شبانه نزدیک شد، پاول
[ترجمه گوگل]در زمان بسته شدن، یک دوست با او به یک کلوپ شبانه، پاشا رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• time when a business stops operating for the day, time to lock the doors
closing time is the time when something such as a shop, library, or pub closes and people have to leave.

پیشنهاد کاربران

ساعت بسته شدن جایی. . . . مغازه. . . .
ساعت تعطیلی
ساعت خاموشی، ساعت تعطیلی

ساعتی که مغازه ها و ادارات و غیره درهایشان را می بندند یا به اصطلاح کرکره هایشان را پایین می کشند و تعطیل می کنند 🤗
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما