[ترجمه گوگل] به کودک عصبانی گفتم آرام شود [ترجمه ترگمان] به کودک خشمگین گفتم که آرام شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
جمله های نمونه
1. He just needs to calm down a wee bit.
[ترجمه بهادر اسلامی] فقط لازمه که یخورده آروم باشه یا خونسردی خودش رو حفظ کنه. @لَنگویچ
|
[ترجمه گوگل]او فقط باید کمی آرام شود [ترجمه ترگمان]او فقط باید کمی آرام شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. Calm down! I've said I'm sorry.
[ترجمه ژیلا] از اینکه گفتم آروم باش متاسفم
|
[ترجمه من] ببخشید که گفتم آرام باش
|
[ترجمه حسین] آروم باش، منکه گفتم متاسفم
|
[ترجمه گوگل]آرام باش! گفته ام متاسفم [ترجمه ترگمان]! آروم باش گفتم: متاسفم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. Just calm down, stop gabbling, and tell me what has happened.
[ترجمه گوگل]فقط آرام باش، غر زدن را متوقف کن و بگو چه اتفاقی افتاده است [ترجمه ترگمان]فقط آرام باش، چیزی نگو و به من بگو چه اتفاقی افتاده [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Calm down for a minute and listen to me.
[ترجمه گوگل]یک دقیقه آرام باش و به من گوش کن [ترجمه ترگمان] یه دقیقه آروم باش و به من گوش کن [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Just calm down - shouting won't solve anything!
[ترجمه گوگل]فقط آرام باش - فریاد زدن چیزی را حل نمی کند! [ترجمه ترگمان]فقط اروم باش - فریاد زدن هیچ چیز رو حل نمی کنه! [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Calm down, there's nothing to worry about.
[ترجمه گوگل]آرام باش، جای نگرانی نیست [ترجمه ترگمان] آروم باش، چیزی نیست که نگرانش باشی [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. You must try to calm down.
[ترجمه گوگل]باید سعی کنید آرام شوید [ترجمه ترگمان] تو باید سعی کنی آروم باشی [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. Calm down there's no need to get into a lather about it!
[ترجمه گوگل]آرام باش، نیازی نیست که در مورد آن غافل شویم! [ترجمه ترگمان]! آروم باش، نیازی نیست که تو کف صابون گیر کنی [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Calm down and tell me what happened.
[ترجمه گوگل]آرام باش و بگو چه اتفاقی افتاده است [ترجمه ترگمان] آروم باش و بگو چه اتفاقی افتاده [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. He's a bit manic - I wish he'd calm down.
[ترجمه گوگل]او کمی شیدایی است - ای کاش آرام می شد [ترجمه ترگمان]او کمی دیوانه است - ای کاش آرام بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Look, calm down! We'll find her.
[ترجمه گوگل]ببین آروم باش! ما او را پیدا خواهیم کرد [ترجمه ترگمان]! ببین، آروم باش پیداش می کنیم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Calm down, Terry - there's no need to fly off the handle.
[ترجمه گوگل]آرام باش، تری - نیازی به پرواز کردن از دسته نیست [ترجمه ترگمان]آروم باش، تری - نیازی نیست که از پسش بر بیای - [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Calm down, for goodness sake. It's nothing to get excited about!
[ترجمه گوگل]آروم باش به خاطر خدا هیچ چیز برای هیجان زده شدن نیست! [ترجمه ترگمان] \"آروم باش، محض رضای خدا\" هیچ چیز برای هیجان زده شدن نیست! [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Calm down and think carefully.
[ترجمه گوگل]آرام باشید و با دقت فکر کنید [ترجمه ترگمان] آروم باش و با دقت فکر کن [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. It took about six months for things to calm down after we had the baby.
[ترجمه گوگل]حدود شش ماه طول کشید تا همه چیز پس از بچه دار شدن آرام شود [ترجمه ترگمان]بعد از اینکه بچه بودیم، شش ماه طول کشید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
انگلیسی به انگلیسی
• relax; make relaxed
پیشنهاد کاربران
calm down =to become calmer, e. g. If your dog gets excited and starts to bark and pull on the leash, stop and wait until he calms down, and then start walking again.
آرام شدن - فعل Calm down everything will be alright آرام کردن - فعل Calm down the baby خونسرد شدن - فعل Just calm down and tell me what happened فروکش کردن - فعل The storm finally calmed down ساکت کردن - فعل Try to calm down the children they are too noisy
keep your teeth! calm down!
keep your pants on! ( also hold your pants on! keep your britches on! . . . diaper on! . . . drawers on! . . . knickers on! ) ( orig. US ) calm down! don’t lose ( emotional ) control!
آرام باش خونسردی باش
Baby calm down
آروم باش A : hey, kim i wanna call the fuckn cops ?B : What are you talking about A : someone stole your ass ? C : bro, who the fk do you think you're talking to ? A : who tf are you ... [مشاهده متن کامل]
C : dude, I'll beat your ass right now A : you're not gonna do fkn. . . . . Hey hey hey. Calm down dude, calm down
برآورده کردن در عبارت : " calm down sb needs"
Pull yourself together ( idiom )
خونسرد باش - آرام باش
آرام شدن
آرام باش
خونسردی خود رو حفظ کردن @لَنگویچ
تسکین دادن آرام گرفتن
کوتاه اومدن
( Calm ( n=آرام Calm down یعنی آرامش خودت رو حفظ کن
آروم شدن
فرونشاندن
آرامش
I calmed them down آرومش کردم. ( آنها را آرام کردم. )