برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1400 100 1

custom

/ˈkəstəm/ /ˈkʌstəm/

معنی: عادت، خوی، رسم، عرف، مرسوم، سنت، حقوق گمرکی، برحسب عادت
معانی دیگر: خویگیری، تراداد، برمانه، دیرمانه، (جمع) حقوق گمرکی، (مالیات) گمرک، (عوارض) گمرکی، (جمع با فعل مفرد) اداره ی گمرک، گمرکات، مشتری دایم بودن، مشتریان، (حقوق) عرف، (کالا و دست ساخت) سفارشی (ساخته شده بنا به دستور و طبق مشخصاتی که مشتری داده است)، (خیاط و غیره) فقط با سفارش قبلی، برای مشتریان خاص، روال، رویه، روش، روند، (فئودالیسم) باج (به ارباب)، بیگاری (برای ارباب)، درجمع حقوق گمرکی، عادتی

بررسی کلمه custom

اسم ( noun )
(1) تعریف: an accepted or traditional practice, either of an individual or a social group.
مترادف: convention, practice, way
مشابه: habit, habitude, norm, observance, order, praxis, rite, rule, tradition, wont

- the custom of shaking hands
[ترجمه ترگمان] هر دو دست تکان می‌دادند،
[ترجمه گوگل] سفارشی از دست دادن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: such traditional practices of a social group collectively.
مترادف: tradition
مشابه: conventions, culture, habit, mores, norms, observances, praxis

(3) تعریف: in law, such traditional practices of a social group regarded as legally binding because of long usage.
مشابه: common law

(4) تعریف: (pl., but used with a sing. verb) a tax assessed and collected on goods brought into and, sometimes, taken out of a country; duty.
مترادف: duty, impost, tariff
مشابه: assessment, fee, levy, tax, toll

(5) تعریف: (pl., but used with a sing. verb) the official process of inspecting goods and questioning people coming into a country, or the place where this is done.
مشابه: customhouse

(6) تعریف: (pl., but u ...

واژه custom در جمله های نمونه

1. a custom tailor
خیاط سفارشی (در مقابل خیاطی که‌برای مغازه‌های لباس فروشی لباس می‌دوزد)

2. a custom that still prevails among us
رسمی که هنوز میان ما رواج دارد

3. international custom
عرف بین‌المللی

4. the custom still obtains of going to the seaside in summer
رسم رفتن به دریاکنار در تابستان هنوز پابرجا است.

5. this custom dates from the sassanian times
این رسم از زمان ساسانیان آغاز شده است،این رسم به دوره‌ی ساسانیان می‌رسد.

6. a local custom
رسم محلی

7. a strong custom
یک سنت پابرجا

8. usage and custom
عرف و عادت

9. it is his custom to go to bed late
عادت دارد دیر به بستر برود.

10. a very observable old custom
رسم قدیمی و بسیار مرسوم

11. the institution of this custom dates back to the safavid period
برقراری این رسم به دوران صفویان برمی‌گردد.

12. the lapse of a custom
در بوته‌ی فراموشی افتادن یک سنت

13. this is his daily custom
...

مترادف custom

عادت (اسم)
attainment , addiction , wont , acquirement , habit , practice , custom , tradition , use , consuetude , rule , rut , habitude , praxis , folkways
خوی (اسم)
addiction , nature , character , habit , custom , affection , temper , temperament , propensity , bent , sweat , perspiration , strain , squint , slobber , slabber , proclivity , saliva
رسم (اسم)
order , way , wont , custom , tradition , mode , rule , picture , method , ceremony , drawing
عرف (اسم)
habit , practice , custom , tradition , consuetude , civil law , common law , praxis , secular law , temporal law
مرسوم (اسم)
custom , tradition , wages
سنت (اسم)
custom , tradition
حقوق گمرکی (اسم)
custom
برحسب عادت (اسم)
custom

معنی عبارات مرتبط با custom به فارسی

سفارشی (made-to-order هم می گویند)، سفارشی لباس وغیره، سفارشی تهیه شده
باطرح سفارشی
گمرکخانه ,اداره گمرک
سفارشی (custom-built هم می گویند)، سفارش داده شده مثل لباس
اوان رسم رابرانداخت منسو کرد

معنی custom در دیکشنری تخصصی

custom
[برق و الکترونیک] سفارشی
[حقوق] عرف، رسم، عادت، سنت
[حسابداری] حقوق و عوارض
[کامپیوتر] مهندسی سخت افزار
[کامپیوتر] IC مشتری
[برق و الکترونیک] مدار مجتمع سفارشی نوعی مدار مجتمع قیاسی یا رقمی که صرفاً برای کاربرد خاصی طراحی و ساخته شده است. این مدارها به دو شکل کاملاً سفارشی ( full- custom) یا نیمه سفارشی ( semicustom) عرضه می شوند . در مدار مجتمع کاملاً سفارشی ، تمام ماسکها به صورت اختصاصی باید در اختیار قرار گیرند، اما مدار نیمه سفارشی تنها به دو یا سه ماسک اختصاصی در مراحل پایانی ساخت نیاز دارد .
[کامپیوتر] نرم افزار مشتری

معنی کلمه custom به انگلیسی

custom
• habit; tradition; convention
• made to individual order
• a custom is a traditional activity or festivity.
• if something is the custom, it is usually done in particular circumstances.
• customs is the place where people arriving from a foreign country have to declare goods that they bring with them. customs is also used to refer to the people who work there.
• if a shop has your custom, you regularly buy things there; a formal use.
custom built
• made and built according to the requirements of an individual order
• something that is custom-built is built according to someone's special requirements.
custom made
• made to order, according to the customer's specifications
• something that is custom-made is made according to people's special requirements.
constitutional custom
• custom based on a constitution
local custom
• custom that is unique to a particular area
traditional custom
• custom which was accepted from generation to generation and thus is still kept

custom را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
دلخواه ، خود خواسته
محمدرضا فیروزجایی
کامپیوتر و نرم‌افزار: دستی
حسین
سفارشی سازی
....M
سنت قدیمی ، رسم و ایین
atraditunal caltur thet it belong many years ago
Sara_R
حقوق= گمرک
کاربر آبادیس
رسم، سنت، سفارشی
Zohre
سنت ها،آداب و رسوماتی که در گذشته انجام میگرفته و با توجه به آن امروزه نیز از آنها در بسیاری از مناطق پیروی میشود
Niloo
گمرک
میثم علیزاده
سنت، عرف
Hossein
رسم و رسوم:
.I'm going to learn about Chinese culture and customs
میخوام در باره فرهنگ و رسم و رسوم های چینی یاد بگیرم.
نگین
Tradition
zaffar
گفتار، افعال و تقریر معصوم (علیه السلام) که قابل استناد باشد= سنت
فرزانه
متعارف.conVentional
سعید ترابی
اسم :
1. رسم، مرسوم، آداب و رسوم
2. عادت
3. customs گمرک
4. مشتری دائم

صفت: سفارشی، به سفارش مشتری
لنا
مشتري خاص
Helia
فرهنگ
something that group of people usually do

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی custom
کلمه : custom
املای فارسی : کاستم
اشتباه تایپی : زعسفخئ
عکس custom : در گوگل

آیا معنی custom مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )