برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1466 100 1

craw

/ˈkrɒ/ /krɔː/

(پرندگان و حشرات) چینه دان (crop هم می گویند)، ژاغر، (جانوران) معده، شکمبه، چینه دان ,حوصله ,معده جانور

بررسی کلمه craw

اسم ( noun )
عبارات: stick in one's craw
(1) تعریف: the pouch in the gullet of a bird or insect in which food is held and may be partially digested; crop.
مشابه: crop

(2) تعریف: the digestive organ of a lower animal.

واژه craw در جمله های نمونه

1. to stick in one's craw (or to stick in the craw)
اکراه داشتن،پذیرا نبودن،مشمئز کننده بودن

2. Her criticism really stuck in my craw.
[ترجمه سعید پارساپور ] از ایراد اش واقعاٌ دلگیرم (نتونستم هضمش کنم)
|
[ترجمه ترگمان] انتقادات روت واقعا رو اعصاب من گیر کرده بود
[ترجمه گوگل]انتقاد او واقعا در خم من گیر افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This really sticks in my craw.
[ترجمه ترگمان] این واقعا داره رو اعصاب من کار می کنه
[ترجمه گوگل]این واقعا در خمیرم میچرخد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Jambalaya and craw fish pie and fillet gumbo.
[ترجمه ترگمان]پای ماهی Jambalaya و craw و fillet gumbo
[ترجمه گوگل]جمبلایا و پای خمیر ماهی و گومبو فیله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه craw به انگلیسی

craw
• bird or insect's crop; stomach

craw را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی craw
کلمه : craw
املای فارسی : کرو
اشتباه تایپی : زقشص
عکس craw : در گوگل

آیا معنی craw مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران