برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1399 100 1

copy

/ˈkɑːpi/ /ˈkɒpi/

معنی: نسخه، رونوشت، نسخه برداری، مسوده، جلد، کپیه کردن، رونویسی کردن
معانی دیگر: رونویس، کپی، روگرفت، (کتاب و غیره) نسخه ی چاپی، (روزنامه و غیره) عدد، مطلب قابل درج (در روزنامه یا رمان و غیره)، رونوشت کردن، نسخه برداری کردن، رونویس کردن، کپی کردن، تقلید کردن، مطلب آماده ی چاپ (یا کلیشه بندی)، خبر، (آگهی بازرگانی) واژه ها و جملات (در مقابل تصاویر و موسیقی)

بررسی کلمه copy

اسم ( noun )
حالات: copies
(1) تعریف: a reproduction of an original.
مترادف: duplicate, imitation, reproduction
متضاد: original
مشابه: carbon copy, caricature, counterfeit, facsimile, fake, forgery, image, photostat, replica, transcript, xerox

- It's not the original but a copy.
[ترجمه ترگمان] این نسخه اصلی نیست بلکه یک نسخه است
[ترجمه گوگل] این اصلی نیست بلکه یک کپی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: one of the printed reproductions of an original text, score, or photograph.
مترادف: print, reproduction, typescript
متضاد: original

- I have a copy of that book.
[ترجمه ترگمان] من یه کپی از اون کتاب دارم
[ترجمه گوگل] من یک کپی از این کتاب دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: written material to be set in type.
مترادف: manuscript, typescript
مشابه: story, text

- The editor looked over the copy before sending it on to the printer.
...

واژه copy در جمله های نمونه

1. copy down (or out)
دقیقا رونوشت کردن

2. don't copy your brother!
از برادرت تقلید نکن‌!

3. master copy
نسخه‌ی اصلی

4. presentation copy
نسخه‌ی اهدایی (کتاب)

5. a back copy of a newspaper
نسخه‌ی قدیمی روزنامه

6. a certified copy
رونوشت گواهی شده

7. a clean copy for the printer
نسخه‌ی پاکنویس جهت (حروفچین) چاپخانه

8. a faithful copy
نسخه‌ی معتبر

9. a foul copy
نسخه‌ی اصلاح نشده

10. an exact copy of the original
نسخه‌ی کاملا همسان نسخه‌ی اصلی

11. the original copy of this book
نسخه‌ی اصلی این کتاب

12. make a copy (of)
رونوشت (تهیه) کردن،کپی کردن

13. send the original copy and keep the duplicate
نسخه‌ی اصلی را بفرست و رونوشت آن را نگه‌دار.

14. to take a copy of a will
از وصیت نامه نسخه برداشتن

15. he gave me a copy of his ...

مترادف copy

نسخه (اسم)
issue , exemplar , prescription , copy , version
رونوشت (اسم)
replication , copy , counterpart , transcript , transcription , facsimile
نسخه برداری (اسم)
copy , duplication
مسوده (اسم)
draft , minute , copy , sketch , croquis
جلد (اسم)
case , volume , shell , cover , covering , jacket , binding , skin , copy , tome , sheath , epidermis , holster , integument , tegument
کپیه کردن (فعل)
imitate , copy , calk
رونویسی کردن (فعل)
transcribe , copy

معنی عبارات مرتبط با copy به فارسی

دفترمشق ,دفتری که درن رونوشت اسنادیامحاسبات رانگاه میدارند
(در ادارات روزنامه یا مجله) پادو، پیام رسان (امروزه بیشتر می گویند: copy aide)
کسی که زود هر چیز را تقلید میکند
(در ادارات روزنامه یا مجله) میز تنظیم (که روی آن عنوان ها و سرصفحه ها تعیین و خبر ویرایش می شود)
دقیقا رونوشت کردن
(روزنامه و موسسه ی انتشارات) سردبیر، ویراستار، ویرایشگر، مصحح
کمک مصحح ,کسی که اخباراصلی رادردست گرفته برای مصحح میخواند
(در مورد اشخاص و اشیا) نسخه ی ثانی، همانند، عین، نسخه ی کپی شده، متن تهیه شده با کاغذ کاربن، رونوشت کاربنی
اخبارچیده شده، اخبارکهنه
رونوشت عین
(در مورد سند یا متن) پاکنویس، نسخه ی اصلی (و تصحیح شده)، نسخه درست
پاکنویس
چرک نویس، مسوده
(کامپیوتر) نسخه ی چاپی، نسخه ی ملمو ...

معنی copy در دیکشنری تخصصی

copy
[سینما] کپی عکسبرداری - نسخه
[عمران و معماری] بدل سازی کردن - رونوشت - کپیه - نسخه
[کامپیوتر] کپی کردن ، نسخه برداری - 1- کپی کردن اطلاعات رد جای دیگر ، بدون تغییر اصل اطلاعات . در بسایری از برنامه های صفحه ی گسترده ، ویرایشگرها ، و ترسیم ، copy یکی از دو معنای زیر را دارد: (a) کپی کردن اطلاعات از جایی به دیگر (b) کپی کردن اطلاعات از نوشته در حال ویرایش به ناحیه ای که می توانید آن را جای دیگری « بچسبانید» . نگاه کنید به clipboard ; paste ; cut . 2. فرمانی تحت OS/2 ,MS-DOS و سیستمهای عامل مشابه ، که یک کپی از فایل دیسک به وجود می اورد . مثلاً فرمان copy PGM.SRC PGMC2 . SRC فایل قدیمی ( PGM.SRC) را گرفته و نسخه ای از آن را تحت نام PGMC2.SRC به وجود می آورد ؛ یا در این دو مثال، :copy A : * . bas C . که تمام فایلهای روی گرداننده ی A با پسوند BAS . به گرداننده ی C کپی می شود ؛ :copy A : *.* C و تمام فایلهای دیسک A به گرداننده ی C کپی می شود و علامت ( *) نقش کاراکتر همگانی را بازی می کند ( نگاه کنید به wild card ) . - رونوشت ؛ نسخه ؛ نسخه برداری ؛ تهیه نمونه اولیه از هر چیزیل ؛ فرمان COPYدر سیستم عامل DOS کپی برداری
[برق و الکترونیک] رونوشت
[حقوق] نسخه برداشتن، رونوشت تهیه کردن، تقلید کردن، نسخه، رونوشت
[سینما] نسخه برداری کردن
[کامپیوتر] فرمان کپی روی دیسک
[کامپیوتر] ویرایش کپی
[کامپیوتر] مطابقت کپی
[کامپیوتر] گیره کاغذ
[کامپیوتر] برنامه کپی
copy protec ...

معنی کلمه copy به انگلیسی

copy
• photostat; duplicate
• duplicate; imitate
• a copy is something that has been made to look exactly the same as something else.
• if you copy something that has already been written, you write down exactly the same thing.
• if you copy a person's style of dress, behaviour, or ideas, you try to be like them.
• a copy is one book, newspaper, or record of which there are many others exactly the same.
• if you copy down what someone says or writes, you write it down yourself.
• if you copy out a long piece of writing, you write it all down.
copy and paste
• duplicate something and attach the copy in another place; feature in most operating systems that enables a user to save something temporarily and insert it somewhere else (computers)
copy desk
• editing desk (at a newspaper)
copy editor
• one who edits and headlines a newspaper; one who prepares copy for printing
copy protection
• protection against copying (usually about software)
acting copy
• copy of a play which is used by an actor
authenticated copy
• verified edition, copy whose authenticity has been substantiated
authoritative copy
• edition identical to the original; official edition, definitive copy
back copy
• a back copy of a magazine or newspaper is not the most recent edition, but one that was published some time ago.
blind copy
• copy of a document or letter given to a third party without the primary receiver's knowledge, copy of a document or letter given to a third party the original of which bears no proof th ...

copy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عبدالخلیل قوطوری

kɒpi-Copy-En- کُپی-kɑːpi کابی= نسخه، رونوشت، نسخه برداری، مسوده، جلد، کپیه کردن، رونویسی کردن
معانی دیگر: رونویس، کپی، روگرفت، (کتاب و غیره) نسخه ی چاپی، (روزنامه و غیره) عدد، مطلب قابل درج (در روزنامه یا رمان و غیره)، رونوشت کردن، نسخه برداری کردن، رونویس کردن، کپی کردن، تقلید کردن، مطلب آماده ی چاپ (یا کلیشه بندی)، خبر، (آگهی بازرگانی) واژه ها و جملات (در مقابل تصاویر و موسیقی)
Copy-Turk-کُپی=برداشت اضافه از چیزی،تکثیر، نسخه، رونوشت، نسخه برداری، مسوده، جلد، کپیه کردن، رونویسی کردن و...
کُپی= اضافه برداشتی، تکثیر شده، - از فعل کُپلتمک= اضافه کردن، تکثیر کردن، از روی چیزی به مقدار زیاد تولید کردن، - توضیح : اصولاً کپی کردن از روی یک جلد کتاب یا یک متن مشخص همان تکثیر و زیاد کردن آن متن است وقتی یک چیز از فرد بودن ویکی بودن خارج شود می شود زیاد (دو تا بینهایت) کپی کردن در قدیم رونویسی از متون بوده که عده ای میرزا بنویس در مکان اداری یا درخانۀ خود از روی کتاب یا عریضه ها(شرح حال ، خط، نامه و...) نسخه برداری کرده وبه اصطلاح کپی برمی داشتند ولی اکنون با یک کلیک راست و زدن Copy از روی متن دیگران رونویسی می کنیم یا می گیریم وجای دیگر paste=مثل سریش می چسبانیم- یا پس میدیم یا پس می اندازیم – که به این کار می گویند تقلید از کار دیگران یا همان تقلید کردن ، رونوشت کردن، نسخه برداری کردن، رونویسی کردن، و...-در مورد آگهی وخبر : گِپی (کِپی)= گپ زدن، گفتگو کردن، خبر رساندن- از فعل گِپلِمک (کِپلِمک )=گفتن، خبردادن یا رساندن ، گپ زدن، و...
kɒpɪk�t-Copycat-En-کاپی کَت= میمون صفت، میمون صفتی
معانی دیگر: )کودکانه) مقلد، آدم تقلیدگر، مقلد
Copycat-Turk-کُپیک آت یا اِت=کپی انداز، کپی کننده، شخص تقلید کننده(مقلد)- (گویند: تقلید کار میمونه یعنی میمون صفتی پس کسی که تقلید می کنه میشه میمون صفت)
کُپیک آت=کپی انداز- آت فعل امر آتمک= انداختن، پرت کردن، پرتاب کردن و...
کُپیک اِت= کُپی کننده- اِت فعل امر اِتمک= کردن، انجام دادن و...
kɒpɪɪst-Copyist-En- کُپیست-kɒpɪɪst کاپیست= رونویسی کننده
معانی دیگر: رونوشت نویس، نسخه بردار
Copyist-Turk-کُپیُست=کُپی کننده، نسخه بردار، سرپرست کُپی کننده
ایست(اُست)=کننده(شخص انجام دهنده)، سرپرست، سرکرده
kɑːpiˌridə-Copyreader-En- کاپیوریدَ- kɑːpiˌridərکاپیوریدِر= رجوع شود به: copy editor، تصحیح کننده مقاله شخص، سرمقاله نویس
Copyreader-Turk-کاپیوریدا، کاپیوریدِر=بامعنا وقابل فهم کننده، رونویس وراوی،
Copy=توضیح داده شد- Re=رای= رای، نظر، خواسته، بامعنا وقابل فهم ، فهماندن نظر، و...-ad=اِد فعل امر اِدمک=کردن، ، انجام دادن –er=شخص، فرد، مرد،
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاک poladabady@blogfa.com
فرهنگ
الگوبرداری
فرهود
(hear me? Are you heard?, the message has been received (used in wireless communication)
شنیدی
دریافت شد؟
پیاممو شنیدی و متوجه شدی؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی copy
کلمه : copy
املای فارسی : کپی‌
اشتباه تایپی : زخحغ
عکس copy : در گوگل

آیا معنی copy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )