برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1671 100 1
شبکه مترجمین ایران

contamination

/kənˌtæməˈneɪʃn̩/ /kənˌtæmɪˈneɪʃn̩/

معنی: الودگی، کثافت، الایش، لوی، نا پاکی
معانی دیگر: آلودگی، آلایش، آلودگی به مواد تابشگر (radioactive)، عدم خلوص

بررسی کلمه contamination

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of contaminating or condition of being contaminated.

(2) تعریف: something that contaminates; contaminant.

واژه contamination در جمله های نمونه

1. ground-water contamination
آلودگی آبهای زیرزمینی

2. the contamination of water with chemicals
آلودگی آب به مواد شیمیایی

3. they embargo all meat shipments until the source of contamination is found
تا یافتن منبع آلودگی اصلا اجازه‌ی تخلیه‌ی محموله های گوشت را نمی‌دهند.

4. There is already a high level of environmental contamination.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر سطح بالایی از آلودگی محیط‌زیست وجود دارد
[ترجمه گوگل]در حال حاضر سطح بالایی از آلودگی محیط زیست وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. New-born babies must be isolated from possible contamination.
[ترجمه ترگمان]نوزادان متولد شده باید از آلودگی احتمالی جدا شوند
[ترجمه گوگل]نوزادان تازه متولد شده باید از آلودگی احتمالی جدا شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Investigators have studied the possible effects of contamination.
[ترجمه ترگمان]بازرسان اثرات احتمالی آلودگی را بررسی کرده‌اند
[ترجمه گوگل]محققان اثرات احتمالی آلودگی را مطالعه کرده اند
[ترجمه شما ...

مترادف contamination

الودگی (اسم)
filth , alloy , contamination , pollution , impurity , purulence , stain , soilage , squalor
کثافت (اسم)
filth , contamination , pollution , impurity , mire , muck , dirt , jakes , soilure
الایش (اسم)
contamination , stain
لوی (اسم)
contamination , pollution
نا پاکی (اسم)
contamination , pollution , impurity , improbity

معنی contamination در دیکشنری تخصصی

contamination
[عمران و معماری] آلودگی
[کامپیوتر] ذخیره کردن اطلاعات در جای نادرست در حافظه
[بهداشت] آلودگی - آلایش
[نساجی] آلودگی - نقاط ضعیف در نخ بعلت ناخالصی الیاف
[ریاضیات] آلودگی، ناخالصی
[خاک شناسی] آلایش
[پلیمر] آلودگی
[آب و خاک] آلودگی، پلشتی
[برق و الکترونیک] آلودگی رنگح باز تولید نامطلوب رنگها در گیرنده ی تلویزیون رنگی بر اساس تداخل مسیرهای اجزای رنگ .
[صنایع غذایی] آلودگی میکروبی : وارد شدن میکروارگانیسمهای ناخواسته در مواد غذایی و آلوده کردن آنها
[آب و خاک] آلودگی ناشی از شوری

معنی کلمه contamination به انگلیسی

contamination
• pollution, something which contaminates; spreading of impurities; infection (by a disease)
level of contamination
• level of pollution, degree to which something is polluted

contamination را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهندس امیری
انتقال الودگی
پژمان ز
(صنعت) آلودگی فیزیکی به محصولات خوردگی، براده،گرد و غبار،ذرات معلق و ورود هر جسم خارجی بدرون یک دستگاه یا محلول یا سیال
روناک سالاری
آلایندگی
مثال: Contamination of commercial chemicals : آلایندگی مواد شیمیایی تجاری
پدرام عابدینی
اثر مخرب
ایوب
ناخالصی
Mahshid matin
آلودگی
ALI VAHIDI
۱. (فرآیند، عمل) آلایندگی، آلوده کردن
۲. (ماده‌ی) آلاینده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی contamination

کلمه : contamination
املای فارسی : کنتمینتین
اشتباه تایپی : زخدفشئهدشفهخد
عکس contamination : در گوگل

آیا معنی contamination مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )