برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1437 100 1

conspire

/kənˈspaɪər/ /kənˈspaɪə/

معنی: سر یکی کردن، هم پیمان شدن، توطئه چیدن برای کار بد، در نقشه خیانت شرکت کردن
معانی دیگر: تبانی کردن، توطئه کردن، در خفا نقشه کشیدن، (برای کارهای بد) هم قسم شدن، همکاری کردن، دست به دست هم دادن

بررسی کلمه conspire

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: conspires, conspiring, conspired
(1) تعریف: to secretly agree or plan to perform a crime or other wrongful act with another person or persons.
مترادف: cabal, collude, connive
مشابه: collaborate, intrigue, machinate, plot, scheme

- Three witnesses conspired to give false evidence.
[ترجمه ترگمان] سه‌تا شاهد توطئه کرده بودن که مدارک جعلی ارائه بدن
[ترجمه گوگل] سه شهادت برای ارائه مدارک دروغین به توافق رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to act jointly for a common purpose or result.
مشابه: cabal, collude, cooperate

- Events conspired to delay our meeting.
[ترجمه ترگمان] رویدادها برای به تاخیر انداختن جلسه ما توطئه کردند
[ترجمه گوگل] رویدادها به توافق رسیدند تا جلسه ما را تاخیر دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: conspiringly (adv.), conspirer (n.)
• : تعریف: to secretly agree, plan, or act to perform (a crime or other deed).
مترادف: machinate, plot, scheme
• مشابه: ...

واژه conspire در جمله های نمونه

1. As girls, the sisters used to conspire with each other against their brother.
[ترجمه هومن] به عادت همیشگی دختران، خواهران عادت دارند که بر علیه برادرانشان با یکدیگر متحد شوند
|
[ترجمه ترگمان]همچنان که دختران، دوخواهر در مقابل برادر خود به هم توطئه می‌کردند
[ترجمه گوگل]به عنوان دختران، خواهرها با یکدیگر در برابر برادرش یکدیگر مخالفت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Constraints of finance, manpower and time all conspire to limit what may be achieved, and compromises are inevitable.
[ترجمه هومن] محدودیت های مالی، زمانی و نیروی انسانی همه دست بدست هم می دهند تا دستاوردها را محدود نمایند، برای همین سازش و مصالحه اجتناب تاپذیر است.|
[ترجمه ترگمان]محدودیت‌های مالی، نیروی انسانی و زمان همه برای محدود کردن آنچه که ممکن است بدست آید، و مصالحه اجتناب‌ناپذیر هستند
[ترجمه گوگل]محدودیت های مالی، نیروی انسانی و زمان، همه را برای محدود کردن آنچه که ممکن است به دست بیاورند، و مصالحه اجتناب ناپذیر است
[ترجمه شما ...

مترادف conspire

سر یکی کردن (فعل)
concord , concert , collude , conspire
هم پیمان شدن (فعل)
league , conspire
توطئه چیدن برای کار بد (فعل)
conspire
در نقشه خیانت شرکت کردن (فعل)
conspire

معنی کلمه conspire به انگلیسی

conspire
• plot against someone or something, secretly plan to do evil
• if you conspire, you secretly agree with other people to do something illegal or harmful.
• if events conspire to produce a particular result, they seem to cause this result; a literary use.

conspire را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهاب
توطئه کردن(برای)- نقشه کشیدن(برای)
میلاد علی پور
دست به یکی کردن
خیری
توطئه چیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی conspire
کلمه : conspire
املای فارسی : کنسپیر
اشتباه تایپی : زخدسحهقث
عکس conspire : در گوگل

آیا معنی conspire مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )