برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1399 100 1

conservation

/ˌkɑːnsərˈveɪʃn̩/ /ˌkɒnsəˈveɪʃn̩/

معنی: حفاظت، نگهداری، حفظ منابع طبیعی
معانی دیگر: (بیشتر در مورد محیط و منابع طبیعی) نیکداشت، حفظ، حراست، محافظت، برجاداری، پاسداشت، هوداشت، صرفه جویی، پستایی، (فیزیک) پایستگی (این اصل: در هر سیستم بسته کل میزان هر چیز - مثلا جرم یا حرارت - ثابت است)، پایندگی، همانبود، بقا

بررسی کلمه conservation

اسم ( noun )
مشتقات: conservational (adj.)
(1) تعریف: the act of preserving and protecting from loss, destruction, or waste.

(2) تعریف: the preservation of a resource, esp. a natural resource such as soil, water, or forests, from loss, pollution, or waste.

واژه conservation در جمله های نمونه

1. conservation law
قانون پایستگی

2. the conservation of mass
پایستگی (پایندگی یا بقا) جرم

3. the conservation of the environment is one of the most important duties of the present generation
نیکداشت محیط زیست (زیست بوم) یکی از بزرگترین وظایف نسل حاضر است.

4. an attempt toward the conservation of electricity
کوشش برای صرفه جویی در مصرف برق

5. humans must educate themselves as to the conservation of the environment
انسان‌ها باید درباره‌ی حفظ محیط زیست آگاهی به دست آورند.

6. the clue to our water problem is conservation
کلید حل مسئله‌ی آب ما،صرفه‌جویی است.

7. There is a need for the conservation of trees.
[ترجمه ترگمان]نیاز به حفاظت از درختان وجود دارد
[ترجمه گوگل]نیاز به حفاظت درختان وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. There is a need for the conservation of trees, or there will soon be no forests.
[ترجمه ترگمان]نیاز به حفاظت از درختان وجود دارد، یا به زودی جنگل‌های وجود نخواهد داشت
[ترجمه گوگل]نیاز به حفاظت از درختان وجود دارد یا به زودی جنگل نخواهد ...

مترادف conservation

حفاظت (اسم)
aegis , protection , conservation , safekeeping , keep , custody
نگهداری (اسم)
restraint , conservation , retinue , tenure , maintenance , keeping , preservation , retention , upkeep , detainer , sustenance , guardianship , sustentation , sustention
حفظ منابع طبیعی (اسم)
conservation

معنی عبارات مرتبط با conservation به فارسی

(فیزیک) پایستگی انرژی، پایندگی (یا بقا) انرژی (این اصل: در هر سیستم بسته، کل میزان انرژی ثابت است)
(فیزیک) پایستگی ماده، پایندگی (یا بقا) ماده (این اصل: در یک سیستم بسته، کل میزان ماده ثابت است)
نیکداری خاک (از راه جلوگیری از فرسایش و افزودن مداوم مواد مغذی به خاک)، خاکداری، حفظ خاک، حفاظت خاک، مهیا کردن خاک برای محصول بخصوصی

معنی conservation در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] محافظه کاری
[عمران و معماری] بقا - حفاظت - حفظ - صرفه جویی - نگهداری
[برق و الکترونیک] بقا
[مهندسی گاز] نگهداری ، حفاظت
[زمین شناسی] نگهداری ، حفاظت
[ریاضیات] بقاء، حفظ
[روانپزشکی] نگهداری، حفظ کردن. اصطلاح پیاژه برای توانایی درک این موضوع که هر چند ممکن است شکل و فرم اشیاء تغییر کند، شی هنوز هم سایر خصوصیات خود را حفظ می کند.
[آب و خاک] حفاظت
[آب و خاک] محافظ (خاک)
[آب و خاک] هزینه های حفاظتی
[آب و خاک] حفاظت آب و خاک (ناحیه حفاظتی)
[عمران و معماری] معادله بقا - معادله اصل بقا
[ریاضیات] میدان بقا
[شیمی] نیروی باقی
[آب و خاک] انگیزه های حفاظت خاک
[آب و خاک] آبیاری حفاظتی
[شیمی] قانون بقا
[ریاضیات] قانون پایستگی، قانون بقا، اصل بقاء
[آب و خاک] قوانین حفاظت (خاک)
...

معنی کلمه conservation به انگلیسی

conservation
• guarding, preservation, protection from decay and destruction
• conservation is the preservation and protection of the environment.
conservation laws
• principles of physics which dictate that electrical energy does not change but is preserved
conservation of energy
• principle of physics which dictates that electrical energy does not change but is preserved
soil conservation
• protection of land against erosion

conservation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد محمودی
بقاء- پایستگی
Z.H
حفاظت زیست محیطی
ملیکا
نگهداری ذهنی
محمد رومزی
محافظت شده
Rockwood conservation area
منطقه ی محافظت شده ی راکوود
مرتضی
conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( بریتیش )
conservatoire. هنرستان ( ریشه فرانسوی دارد )
جاوید
حفاظت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی conservation
کلمه : conservation
املای فارسی : کنسروتین
اشتباه تایپی : زخدسثقرشفهخد
عکس conservation : در گوگل

آیا معنی conservation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )