برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1436 100 1

concerned

/kənˈsɝːnd/ /kənˈsɜːnd/

معنی: علاقمند
معانی دیگر: (معمولا با: in) ذینفع، ذیعلاقه، درگیر، مربوط، مربوطه، درباره ی، نگران، دلواپس، دلواپس we are all concerned about his health ما همه نگران سلامتی او هستیم

بررسی کلمه concerned

صفت ( adjective )
مشتقات: concernedly (adv.)
(1) تعریف: involved or interested.
متضاد: aloof, casual, indifferent, unconcerned

- She's never been very concerned with her appearance.
[ترجمه گلی افجه ] او هرگز به ظاهر خود توجه نمی کند
|
[ترجمه ترگمان] او تا به حال به ظاهر او خیلی نگران نبوده
[ترجمه گوگل] او هرگز به ظاهر خود نگران نباشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We're concerned with the design of the products but only with respect to their functionality.
[ترجمه پیمان] ما به طراحی محصولاتمان اهمیت میدهیم ولی فقط در رابطه با (بهبود)نحوه عملکردشان.|
[ترجمه ترگمان] ما با طراحی محصولات تنها با توجه به عملکرد آن‌ها نگران هستیم
[ترجمه گوگل] ما با طراحی محصولات مواجه هستیم، اما فقط با توجه به قابلیت ها ...

واژه concerned در جمله های نمونه

1. be concerned with (something)
1- علاقمند بودن به (موضوعی)،ذینفع بودن در 2- مربوط بودن به،رابطه داشتن با

2. it is concerned with money
به پول مربوط است.

3. letters from concerned individuals
نامه‌های اشخاص ذیعلاقه

4. his parents were concerned about his health
والدینش نگران سلامتی او بودند.

5. our office is concerned with immigrant affairs
اداره‌ی ما با امور مهاجرتی سر و کار دارد.

6. the story was concerned with the consequences of war
داستان مربوط به پیامدهای جنگ بود.

7. we are all concerned about his health
ما همه نگران سلامتی او هستیم.

8. we are greatly concerned not to offend them
بسیار مشتاق هستیم که موجب رنجش آنها نشویم.

9. as far as money was concerned she was comfortably circumstanced
از نظر مالی در رفاه بود.

10. we spoke with the authorities concerned
با مقامات مربوطه صحبت کردیم.

11. as far as i am concerned
تا آنجایی که به من مربوط است

12. We are concerned about the size of our debt.
...

مترادف concerned

علاقمند (صفت)
attached , fond , interested , concerned

معنی عبارات مرتبط با concerned به فارسی

تا آنجایی که به من مربوط است
بفکر خود

معنی کلمه concerned به انگلیسی

concerned
• worried; interested, involved in something
• if you are concerned about something, you are worried about it.
• the people concerned are the people who take part in something or are affected by it.
• you say as far as something is concerned to indicate the subject that you are talking about.
• you say `as far as i'm concerned' to indicate that you are giving your own opinion.
concerned him
• was about him, regarded him
as far as he is concerned
• in his opinion, concerning him
as far as i am concerned
• as far as it touches me, as far as i know, as for myself
as far as is concerned
• everything that is tied to-, everything that is connected with- (used in combination, e.g. "as far as cooking is concerned")

concerned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
تکنیک
شاهین حسینی راد
دست اندر کار
Angel
مورد توجه واقع شده
رامبد شادمهر
نگران
Z.a
مناسب
سجاد مصلحی
1-نگران
2-علاقه مند-مشتاق
as far as something is concerned:
تا آنجا که به چیزی مربوط می شود-در مورد
be concerned about/ for sth:
1-نگران چیزی بودن
2-به چیزی علاقه مند بودن
be concerned with sth:
1-مربوط به چیزی بودن-به چیزی پرداختن
2-به چیزی اهمیت دادن
Sh
درمورد در باره
shahin
مد نظر بودن
Aryayi79
نگران_دلواپس
yasna
نگران
Ali
نگران
tinabailari
worried 🕐
گلی افجه
به فکر فرو رفتن
توجه
نگرانی
سپهر مرادی
نگران
Worried troubled
Negar
👈worried; troubled👉
👈مضطرب، نگران👉
برای مثال:👇
👈We are all concerned for his safety👉
sima
دغدغه مند
Nima
نگران
sahar
تعمیم
Sebastian
as far as I am concerned = به عقیده من
Sebastian
as far as I am concerned = به عقیده من
Sebastian
as far as I am concerned = به عقیده من
BARDIA
نگران /دلواپس
GOOGLE

1-نگران
2-علاقه مند-مشتاق
as far as something is concerned:
تا آنجا که به چیزی مربوط می شود-در مورد
be concerned about/ for sth:
1-نگران چیزی بودن
2-به چیزی علاقه مند بودن
be concerned with sth:
1-مربوط به چیزی بودن-به چیزی پرداختن
2-به چیزی اهمیت دادن
سید پوریا حسینی
to be concerned=به‌فکر چیزی بودن
as far as I'm concerned=تا جایی که به من ربط داره
فتحی
concerned with پرداختن به

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی concerned
کلمه : concerned
املای فارسی : کنکرند
اشتباه تایپی : زخدزثقدثی
عکس concerned : در گوگل

آیا معنی concerned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )