برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1459 100 1

comply with

واژه comply with در جمله های نمونه

1. The commander said that the army would comply with the ceasefire.
[ترجمه حسن پزشکی] فرمانده گفت ارتش احتمالا با آتش بس موافقت کند
|
[ترجمه ترگمان]فرمانده گفت که ارتش با آتش‌بس موافقت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]فرمانده گفت که ارتش با آتشبس موافق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The factory was closed for failing to comply with government safety regulations.
[ترجمه ترگمان]این کارخانه به دلیل عدم رعایت مقررات ایمنی دولت بسته شده‌بود
[ترجمه گوگل]کارخانه برای عدم اجرای مقررات ایمنی دولت بسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Failure to comply with the regulations will result in prosecution.
[ترجمه ترگمان]عدم رعایت مقررات منجر به تعقیب قانونی خواهد شد
[ترجمه گوگل]عدم رعایت مقررات منجر به پیگرد قانونی خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه comply with به انگلیسی

comply with
• consent to, agree to

comply with را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ali
it can be synonym of obey
پیروی کردن ، خواسته کسی را برآورده کردن
حسن منتظری
to do what you have to do or asked to do (longman)
انجام کاری که ملزم به انجام ان هستین یا از شما خواسته شده که انجام دهید .
ماه کامل
تبعیت کردن
jahanaks.blog.ir
اجابت کردن
تبعیت کردن
Setare
مطابقت داشتن
زهرا حسینی
پایبند بودن به (تعهدات)
Setare
رعایت کردن
Figure
هم خوانی، مطابقت، تطابق ،
میلاد علی پور
حرف شنوی داشتن، حرف را خواندن، اطاعت کردن، حرف گوش کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی comply with مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران