برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

compliance

/kəmˈplaɪəns/ /kəmˈplaɪəns/

معنی: موافقت، قبول، اجابت، بر اوردن
معانی دیگر: پذیرش، اطاعت، رضایت (compliancy هم می گویند)، پیروی (از قانون و غیره)

بررسی کلمه compliance

اسم ( noun )
(1) تعریف: acquiescence or conformity.
مترادف: accordance, acquiescence, assent, conformity, deference
متضاد: defiance, nonconformity
مشابه: acceptance, accommodation, agreement, capitulation, complaisance, conformation, obedience, observance, submission

- I acted in compliance with your request.
[ترجمه وحیده] من مطابق با خواسته شما عمل کردم.
|
[ترجمه ترگمان] من مطابق درخواست شما عمل کردم
[ترجمه گوگل] من در مطابقت با درخواست شما عمل کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Smoke alarms must be installed in compliance with the building code to prevent fires.
[ترجمه Yashar] برای جلوگیری از آتش سوزی باید آلارم دود مطابق دستورالعمل ایمنی در ساختمان ها نصب شده باشد.|
[ترجمه ترگمان] آژیر خطر دود باید در انطباق با کد ساختمان برای جلوگیری از آتش‌سوزی نصب ش ...

واژه compliance در جمله های نمونه

1. her compliance with the terms of the contract
توافق او با شرایط قرار داد

2. in compliance with
به پیروی از

3. Better a frank denial than unwillig compliance.
[ترجمه مهدی] انکار صریح از توافق با بی میلی بهتر است
|
[ترجمه ترگمان]بهتر است انکار کنی که قبول می‌کنی
[ترجمه گوگل]بهتر است یک انکار فریبانه از انطباق غیر مجاز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Compliance with the law is expected.
[ترجمه علی] پیروی از قانون مورد انتظار است.
|
[ترجمه ترگمان]انطباق با این قانون انتظار می‌رود
[ترجمه گوگل]انتظار می رود مطابق با قانون باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف compliance

موافقت (اسم)
consent , assent , accord , accordance , agreement , covenant , contract , treaty , pact , concurrence , compliance , concord , compact , approbation , entente , congruence , assentation , concordance , congruency , congruity
قبول (اسم)
admission , reception , imprimatur , agreement , compliance , acknowledgment , adoption , ratification , intromission
اجابت (اسم)
compliance
بر اوردن (اسم)
compliance

معنی عبارات مرتبط با compliance به فارسی

عدم قبول یا انجام، عدم رعایت، عدم موافقت، نا همراهی

معنی compliance در دیکشنری تخصصی

compliance
[شیمی] مطلوبیت
[عمران و معماری] سستی - تطابق
[برق و الکترونیک] تن دهی معادل آکوستیکی و مکانیکی ظرفیت . عکس آن سفتی ( stiffness) است .
[روانپزشکی] سازش یا اطاعت نسبت به خواست های آشکار یا تلویحی دیگران. در روان پزشکی بالینی این اصطلاح به حالت تسلیم در ابعاد نوروتیک اطلاق می شود. غالباً بصورتی جزئی از سیستم دفاعی شخصیتی وسواسی – جبری دیده می شود.
[آمار] تمکین
[حسابداری] حسابرسی رعایت
[عمران و معماری] کنترل انطباق
[عمران و معماری] ضابطه انطباق
[حسابداری] انحراف رعایت
[حسابداری] آزمون رعایت
[حسابداری] آزمونهای رعایت
[برق و الکترونیک] ولتاژ تن دهی گستره ی ولتاژ خروجی لازم برای منبع تغذیه ی « دی سی» رگوله شده تا بتواند در گستره معین تغییرات مقاومت بار جریان را در مقدار ثابت و مشخص نگه دارد.
[برق و الکترونیک] تندهی آکوستیکی وسیله ای که طول مسیرهای آکوستیکی را در تجهیزات صوتی استریو فونیکی یا دو سویه شنو تطبیق میدهد
[آمار] رعایت همه یا هیچ یک از مقررات
...

معنی کلمه compliance به انگلیسی

compliance
• submission, obedience, acquiescence; conformance
• compliance is doing what you have been asked to do; a formal word.

compliance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ahad_ns
متابعت، وادادگی (مهندسی پلیمر، مهندسی مکانیک)
aynaz
خاصیت ارتحاعی ریه
علی اکبر منصوری
پایبندی و تبعیت، تمکین (از کسی یا چیزی مثلا قانون یا درخواستی )
نیما
[ماتریس]نرمی
nima
[مکانیک شکست] سُستی
سمیرا
انبساط (پزشکی)
لاسونکا بابی
انطباق
مهدیس چگینی
ظرفیت
سارا
انطباق
فارسی را پاس بداریم.
وفاداری
(نظارت بر) حسن اجرای قرارداد
نظارت بر رعایت
F.GH
تطبیق
فرید گودرزی
توافقی
محسن میریوسفی
compliance with
مطابقت با (شرایط و ...)
سعید ترابی
پایبندی
تبعیت
Armin mo
The measure of how easily the lungs expand under pressure
حاج امام
شُل شُدگی،نرمی،سُستی،وادادگی،تبعیت،ظرفیت
آریا فروهر
[پزشکی] پیروی از دستور پزشک
Mh Gudarzi
رضایت
حاجی
[ضریب] تسلیم پذیری
میلاد
مطلوبیت
تینا
همراهی
حاجي
سازگارى
Majid Hajatmand
رعایت اصول
Farhood
پیروی (از قانون، توافقنامه و غیره)،
پایبندی،
تبعیت

Macron had pushed for a $15bn credit line for Iran in September 2019 to bring Iran back to full compliance with the JCPOA
ALJAZEERA.com@

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی compliance

کلمه : compliance
املای فارسی : کمپلینک
اشتباه تایپی : زخئحمهشدزث
عکس compliance : در گوگل

آیا معنی compliance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )