برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

commodity

/kəˈmɑːdəti/ /kəˈmɒdɪti/

معنی: متاع، کالا، جنس، وسیله مناسب
معانی دیگر: مال (یا مال التجاره)، (جمع) محصول (به ویژه کشاورزی)، فرآورده های اصلی (مانند گندم و غیره)، لوازم، هر چیز سودمند، چیز به درد خور

بررسی کلمه commodity

اسم ( noun )
حالات: commodities
(1) تعریف: something with a practical use or value.
مترادف: asset, goods
مشابه: product, thing, wares

- Fertile land and drinkable water have always been precious commodities.
[ترجمه ترگمان] مناطق حاصلخیز و آب قابل آشامیدن همیشه کالاهای ارزشمند بوده‌اند
[ترجمه گوگل] زمین بارور و آب آشامیدنی همیشه کالاهای گرانبها بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Slaves were considered to be commodities and were not counted as part of the population.
[ترجمه ترگمان] این بردگان کالا محسوب می‌شدند و به عنوان بخشی از جمعیت شمرده نشده بودند
[ترجمه گوگل] بردگان به عنوان کالایی مورد توجه قرار گرفتند و به عنوان بخشی از جمعیت شمرده نشدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a product, as opposed to a service, that can be bought and sold, esp. an agricultural or mining product.
مترادف: goods, ware
مشابه: buy, merchandise, produce, product

- Sugar produced from sugar cane became a valuable commodity during the time of European colonization.
...

واژه commodity در جمله های نمونه

1. fuel is a vital commodity
سوخت کالای بسیار مهمی است.

2. the dollar value of a commodity
ارزش دلاری یک جنس

3. the price tag of each commodity must be legible
بر چسب قیمت هر کالا باید خوانا باشد.

4. the retail price of each commodity is higher than its wholesale price
بهای خرده‌فروشی هر کالا از بهای عمده‌فروشی آن بیشتر است.

5. labor is bought and sold like any other commodity
کار مانند هر کالای دیگری خرید و فروش می‌شود.

6. Clean water is a precious commodity in many parts of the world.
[ترجمه ترگمان]آب تمیز یک کالا با ارزش در بسیاری از نقاط جهان است
[ترجمه گوگل]آب تمیز در بسیاری از نقاط جهان یک کالای گرانبها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Coal is becoming a rare commodity.
[ترجمه ترگمان]زغال‌سنگ در حال تبدیل شدن به یک کالای کمیاب است
[ترجمه گوگل]زغال سنگ تبدیل به یک محصول نادر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The authorities took measures to roll commodity ...

مترادف commodity

متاع (اسم)
article , thing , effects , commodity , goods , merchandise , chattels , ware
کالا (اسم)
article , object , stuff , lot , commodity , merchandise , ware , traffic , trafficker , mercery
جنس (اسم)
breed , material , substance , stuff , kind , stamp , brand , mettle , commodity , ware , genre , gender , genus
وسیله مناسب (اسم)
commodity

معنی عبارات مرتبط با commodity به فارسی

(اقتصاد) دلار ثابت، دلار متعادل
کالای نا مرغوب

معنی commodity در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] کالا ؛ جنس
[حقوق] کالا، جنس، متاع
[نساجی] کالا - جنس
[ریاضیات] جنس، کالا، متاع
[ریاضیات] کالای جانشین
[ریاضیات] کالای مکمل
[نساجی] ماده خام

معنی کلمه commodity به انگلیسی

commodity
• merchandise, goods, item that is bought and sold; something useful
• a commodity is something that is sold for money; a formal word.
commodity futures
• (economics) contracts for future purchase or sale of goods at a set price and date in the future
subsidized commodity
• product which can be acquired for less money than if it were financed in part by the government

commodity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Behnam
کالا- جنس
امین جهانگرد
فلزات،مواد خام،تولیدات اولیه کشاورزی، و به طور کل هر چیزی که بشه اونو خرید و فروش کرد
سیدحسین اخوان بهابادی
Commodity: کالا
طبق فرمایش کارشناسان یادگیری برای جا گرفتن بهتر کلمات در ذهن، مسائلي مؤثر است ازقبیل ساخت جمله، داستان سازی ، تصویر سازی و اضافه کردن هر چیز خنده دار و مسخره در ان که در یادسپاری تاثیر مثبت دارد برای این کار می توان از تقسیم واژه به کلمات کوچکتر و در صورت لزوم ایجاد تغییر در جهت معنادار شدن هم استفاده نمود.
تلفظ این کلمه کامودیتی است که تقریبا می شود:کاما دیدی kama didi،کاما همان ویرگول خودمان ،
دو شیوه برای اسان سازی یاد سپاری این واژه:
1.جمله سازی مثلا، کاما دیدی نه ندیدم پس چی دیدی کالا دیدم.
2.خارجی ها از یک ویرگول ساده کالا درست می کنند حالا چگونه این تصورات ذهنی شماست که می تواند ان را ساخته و پردازش کند.
رهگذر
کالای اساسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی commodity

کلمه : commodity
املای فارسی : کممدیتی
اشتباه تایپی : زخئئخیهفغ
عکس commodity : در گوگل

آیا معنی commodity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )