برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1721 100 1
شبکه مترجمین ایران

combinatorial

/kəmˌbaɪnəˈtɔːriːəl/ /kəmˌbaɪnəˈtɔːrɪəl/

معنی: ترکیبی

مترادف combinatorial

ترکیبی (صفت)
combinatorial , synthetic , combinatory , syntactic

معنی combinatorial در دیکشنری تخصصی

combinatorial
[ریاضیات] ترکیبات، ترکیبی، هماوندی
[ریاضیات] آنالیز ترکیبی، آنالیز ترکیباتی، ترکیبات
[آمار] آنالیز ترکیبیاتی
[ریاضیات] مدار ترکیبی
[کامپیوتر] انفجار ترکیبی ، موقعیتی که به هنگام حل مسئله اتفاق می افتد .
[ریاضیات] فروبری ترکیباتی
[برق و الکترونیک] منطق ترکیبی منطقی که خروجیهای آن فقط تابعی از حالت ورودیها و تاخیر موجود در مسیر منطقی است . در حالی که در منطق ترتیبی خروجیها ، علاوه بر حالتهای ورودی و تاخیر های موجود به حالت قبلی آرایه منطقی و وجود فواصل زمانی گسسته نیز بستگی دارند .
[ریاضیات] خمینه ی ترکیباتی
[ریاضیات] ریاضیات ترکیباتی، ریاضی ترکیبی
[ریاضیات] مسأله های ترکیبیاتی
[ریاضیات] حاصلضرب ترکیبی
[ریاضیات] نظریه ی ترکیبیاتی
[آمار] نظریه ترکیبیاتی

معنی کلمه combinatorial به انگلیسی

combinatorial
• relating to arrangements of elements in sets; of or involving combination of elements

combinatorial را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی جلالی
ریاضی : ترکیبیات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی combinatorial

کلمه : combinatorial
املای فارسی : کمبینتریل
اشتباه تایپی : زخئذهدشفخقهشم
عکس combinatorial : در گوگل

آیا معنی combinatorial مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )