برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

clinker

/ˈklɪŋkər/ /ˈklɪŋkə/

معنی: آجر لعابی، آجر کاشی، پوسته اهن، تفاله شیشه در کوره قالگری
معانی دیگر: (قدیمی) آجر بسیار سخت، آجر دو آتشه، آجر جوش، (در کوره یا آتشخانه) سرباره، تفاله و جوش، فساله، پوکه، لایه ی سختی که پس از مدتی دیواره ی کوره ی زغالسنگ سوز را می پوشاند، کلینکر، (خودمانی) اشتباه لپی، گاف، ناکامی کامل، اجر لعابی، اجر کاشی

بررسی کلمه clinker

اسم ( noun )
(1) تعریف: a hard stonelike chunk left from the burning of coal.

(2) تعریف: a hard brick used for paving.
اسم ( noun )
(1) تعریف: (slang) any error, esp. a misplayed note in a musical performance.

(2) تعریف: (informal) a total failure; unsatisfactory product.

واژه clinker در جمله های نمونه

1. The singer hit a real clinker.
[ترجمه ترگمان]این خواننده به یک کلینکر واقعی برخورد کرد
[ترجمه گوگل]خواننده یک کلینکر واقعی را تجربه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This material is variously termed ash, clinker, cinders or slag.
[ترجمه ترگمان]این مواد به طرق مختلف خاکستر، کلینکر، خاکستر یا سرباره نامیده می‌شوند
[ترجمه گوگل]این مواد به صورت گوناگون به نام خاکستر، کلینکر، سدیم یا سرباره شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The singer hit a real clinker in the last verse.
[ترجمه ترگمان]این خواننده به یک کلینکر واقعی در آخرین آیه رسید
[ترجمه گوگل]خواننده در کلینکر واقعی در آخرین آیه برخورد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The singer hit a clinker.
[ترجمه ترگمان]این خواننده به یک کلینکر ضربه زد
[ترجمه گوگل]خواننده به یک کلینکر برخورد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف clinker

آجر لعابی (اسم)
clinker
آجر کاشی (اسم)
tile , clinker
پوسته اهن (اسم)
clinker
تفاله شیشه در کوره قالگری (اسم)
clinker

معنی عبارات مرتبط با clinker به فارسی

(در مورد قایق) ساخته شده از تخته هایی که لبه های آنها متناوبا بر روی هم قرار دارند (در مقابل تخته های لب به لب: carvel-built)، (بدنه ی) لب به پهلو

معنی clinker در دیکشنری تخصصی

clinker
[عمران و معماری] کلینکر - جوش - کلوخه - کوره - پوکه
[زمین شناسی] کلوخه آتشفشانی (آتشفشان شناسی): یک ذره آذرآواری یا خود برشی شده مضرس و محکم مانند آن که شبیه کلینکر یا سرباره کوره می باشد. صفت: کلینکری. کلینکر، آجر لعابی، کلوخه (زغال سنگ شناسی): الف) زغال سنگی که بوسیله توده نفوذی آذرین دگرسان شده است. مقایسه شود با کک طبیعی. مترادف: السکوریا (زغال شناسی). ب) توده های خاکستر زغال سنگ که محصول جانبی احتراق می باشد. مقایسه شود با: کک.
[کوه نوردی] میخ سرپهن کفش
[نفت] تفاله ی کوره
[عمران و معماری] سنگدانه کلینکری
[عمران و معماری] آجرسخت - آجر زیاد پخته شده
[عمران و معماری] تشکیل کلینکر
[عمران و معماری] فاز کلینکر
[زمین شناسی] یخرفت پخته، یخرفت کلینکری یخرفت یخچالی که توسط سوختن لایه های لیگنیت پخته شده است.

معنی کلمه clinker به انگلیسی

clinker
• stony matter; failure (slang)
clinker built
• (of a boat) having hull with planks that are overlapping

clinker را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی clinker

کلمه : clinker
املای فارسی : کلینکر
اشتباه تایپی : زمهدنثق
عکس clinker : در گوگل

آیا معنی clinker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )