برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1474 100 1

clerk

/ˈklɜːrk/ /klɑːk/

معنی: منشی، دفتردار، کارمند دفتری، فروشنده مغازه
معانی دیگر: دبیر، (فروشگاه ها) فروشنده (salesclerk هم می گویند)، (اداره ی پست) متصدی فروش تمبر و تحویل گیری نامه ها و غیره، (هتل) متصدی تعیین اتاق و دادن کلید به مشتریان و غیره، شخص غیر روحانی که در کلیسا کار می کند، منشی کلیسا، (قدیمی) کشیش، روحانی، (قدیمی) با سواد

بررسی کلمه clerk

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who performs general office work such as filing, copying or preparing documents, and finding information.
مشابه: aide, amanuensis, assistant, file clerk, girl Friday, man Friday, pencil pusher, scribe, scrivener, secretary, staffer, typist, worker

- She works as a clerk in a lawyer's office.
[ترجمه امیررضا فرهید] او به عنوان کارمند,در دفتر وکیلش کار میکند.
|
[ترجمه ترگمان] او به عنوان منشی دفتر وکیل کار می‌کند
[ترجمه گوگل] او به عنوان یک کارمند در دفتر وکیل کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an official responsible for keeping records and doing the day-to-day work of a legislature or law court.

- You'll need to get the records from the county clerk.
[ترجمه ترگمان] شما باید سوابق کارمند بخش را بگیرید
[ترجمه گوگل] شما باید سوابق را از کارکنان شهرستان دریافت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه clerk در جمله های نمونه

1. clerk of court
منشی دادگاه

2. a school clerk
دفتردار مدرسه

3. a stock clerk
منشی انبار (داری)

4. He is a clerk for a judge.
[ترجمه akbar] او مسئول دفتر یک قاضی است.
|
[ترجمه ترگمان]برای یک قاضی، کارمند است
[ترجمه گوگل]او یک قاضی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The clerk checked us in and gave us our key.
[ترجمه ترگمان]کارمند هتل ما را بازرسی کرد و کلید را به ما داد
[ترجمه گوگل]کارمند ما را چک کرد و کلیدی را به ما داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She was offered a job as an accounts clerk with a travel firm.
[ترجمه akbar] به او شغلی با عنوان کارمند حسابداری یک شرکت مسافرتی پیشنهاد شده بود.
...

مترادف clerk

منشی (اسم)
secretary , amanuensis , clerk , scribe , penman , pen-pusher , quill-driver
دفتردار (اسم)
bookkeeper , clerk
کارمند دفتری (اسم)
clerk , white collar
فروشنده مغازه (اسم)
clerk , salesclerk

معنی عبارات مرتبط با clerk به فارسی

سرکارساختمانی، استادکار
بلیط فروش
بایگان، کارمند بایگانی، پرونده دار
سرود خوان کلیسا
کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گردد
(هتل و متل) متصدی ثبت نام مهمانان و تعیین اتاق آنان
متصدی ثبت و ارسال کالا
(کلیسای پرزبیتاریان و غیره) سرپرست امور دفتری، مدیر اداری
انباردار
کارمند شهرداری، بایگان شهرداری، کارمند شهرداری یا فرمانداری

معنی clerk در دیکشنری تخصصی

clerk
[ریاضیات] منشی، کارمند، متصدی، کارمند دفتری
[سینما] منشی صحنه
[کامپیوتر] منشی فردی که در یک مجموعه ی کامپیوتری ، کارهای دفتری را انجام می دهد . - فردی که در یک مجموعه کامپیوتری کارهای دفتر انجام میدهد.
[سینما] منشی صحنه - منشی سناریو
[مهندسی گاز] انباردار

معنی کلمه clerk به انگلیسی

clerk
• bureaucrat, minor office worker; recorder, book-keeper; salesperson; member of the clergy
• work as a clerk
• a clerk works in an office, bank, or law court and looks after the records or accounts.
• in american english, a clerk is also a person whose job is to sell things in a shop or large store.
bank clerk
• bank teller, employee of a bank who serves clientele
booking clerk
• clerk in a ticket office, ticket agent
chief clerk
• head administrative official, lead clerk
desk clerk
• a desk clerk is a receptionist in a hotel; used in american english.
file clerk
• person responsible for files in an office
filing clerk
• a filing clerk is a person whose job is to file documents in an office.
hatcheck clerk
• person whose function it is to watch over people's belongings during an event or performance
immigration clerk
• official whose function it is to process the paperwork concerning immigrants
income tax clerk
• official involved in the processing of annual government tax levied on the net income of a person or business
junior clerk
• minor official or functionary
licensing clerk
• clerk that grants licenses
office clerk
• office worker, secretary, administrative worker
post office clerk
• one who works in the post office and deals with costumers
sales clerk
...

clerk را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
کارمند مغازه .. منشی .. دفتر دار
Faezeh
کارمند 'منشی یک دفتر
ارغوان
صندوقدار
ngs.mo
فروشنده -منشی
آراز فرشباف
کارمند
امیررضا فرهید
کارگر ویا کارمند یه جایی _ یه جورایی هم میشه گفت که فروشنده و یا همون مغازه دار _ کارمند بانک
امیررضا فرهید
مغازه دار _ کارگر ویا کارمند یه جایی_فروشنده یا همون seller
💕آیناز💕
کارمند
Sadegh
کسی که در مغازه ها برای خرید کمک میکند وما سوال هایمان را از آن می پرسیم
مسعود
متصدی!
Maryam
کارمند ، منشی ، دفتر دار
Amir Mahdi Amiri
دفتر دار وصندوق دار
Neginnk
کسی که پشت پیشخوان(باجه)هست و مسئول پاسخگویی به مراجعه کننده هاست، فروشنده هم میشه گفت ولی کسایی که تو دفاتر هواپیمایی بانک یا هتل کار میکنن رو ک دیگه نمیشه گف فروشنده کارمند هم میشه گفت
lady bug
کارمند
sportwoman
employee
محدثه
فروشنده یا کارمند
Ara
کارمند بانک یاکارمند .....
محمدرضا ایوبی صانع
a person whose job is to serve customers in a shop.Ox
Amirreza
گرفتن تاریخچه پزشکی از بیمار
پارسا
کارمند یا فروشنده یا کسی که در فروشگاه کار می کند
Sυρҽɾɳσʋα
کاملترین جوابو آقا محمد دادن:
۱.فروشنده مغازه
۲.منشی
۳.دفتردار(توی office)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی clerk
کلمه : clerk
املای فارسی : کلرک
اشتباه تایپی : زمثقن
عکس clerk : در گوگل

آیا معنی clerk مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران