برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

classmate

/ˈklæˌsmet/ /ˈklɑːsmeɪt/

معنی: همکلاس، هم اموز
معانی دیگر: همدرس، هم آموز، هم شاگردی

بررسی کلمه classmate

اسم ( noun )
• : تعریف: a person in the same class at a college or school.

واژه classmate در جمله های نمونه

1.
همکلاسی

2. Can you recommend a classmate who can take up the job?
[ترجمه ترگمان]می‌توانید یک همکلاسی را توصیه کنید که بتواند این کار را انجام دهد؟
[ترجمه گوگل]آیا می توان یک همکلاسی را که می تواند این کار را انجام دهد توصیه می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is my classmate of junior middle school.
[ترجمه علی] آن مرد همکلاسی من در مدرسه راهنمایی است
|
[ترجمه محمد حیدری] اون همکلاسی دوران راهنمایی مدرسه من هستش.
|
[ترجمه ترگمان]او همکلاسی من در دبیرستان junior است
[ترجمه گوگل]او همکلاسی من در مدرسه راهنمایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His class ...

مترادف classmate

همکلاس (اسم)
classmate
هم اموز (اسم)
classmate , schoolmate

معنی کلمه classmate به انگلیسی

classmate
• fellow member of a class (in a school, university, etc.)
• your classmates are students in the same class as you at school or college.
his classmate
• person who studied in the same class with him

classmate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد وثوق
همکلاسی
saba
همکلاسی
هم آموز
Zahra
هم آموز -همكلاسي
Diana.z
هم کلاسی
Reyhaneh
هم کلاسی/هم آموز
POOYA
همکلاسی/هم اموز/همیار
POOYA
همکلاسی/هم اموز/همیار
Kiana
,همکلاسی
هم ازمو
هم مدرسه میشه school'mate
مانی نصیری
My class mates
هم کلاسی من
Baran
همکلاسی‌های
Rozhin Mousavi
همكلاسي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی classmate

کلمه : classmate
املای فارسی : کلسمت
اشتباه تایپی : زمشسسئشفث
عکس classmate : در گوگل

آیا معنی classmate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )