برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1472 100 1

churn

/ˈt͡ʃɜːrn/ /t͡ʃɜːn/

معنی: کره سازی، بوسیله اسباب گردنده جلو رفتن
معانی دیگر: (با تکان دادن شیر در مشک یا دستگاه) کره گرفتن، کره گیری کردن، زدن (دوغ یا شیر)، هم زدن، (با شدت و مداومت) تکان دادن یا لغاندن، (دراثر تکان دادن یا زدن) به کف آوردن، کف کردن، زیر و رو کردن یا شدن (مایعات)، شورانیدن، خروشاندن، (دستگاه یا ظرف یا مشک برای کره گیری از شیر) کره گیر، (در مورد دلال های بورس سهام - به منظور به دست آوردن کمیسیون بیشتر) سهام مشتریان را تند تند خرید و فروش کردن، دوشیدن مشتریان از این راه، میزان خرید و فروش سهام، بوسیله اسباب گردنده مثل چر  جلو رفتن، بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن، دائما وشدیداچیزی را تکان دادن وبهم زدن

بررسی کلمه churn

اسم ( noun )
• : تعریف: an apparatus in which cream or milk is beaten or agitated to form butter.
مشابه: agitator, eggbeater, mixer, whisk

- First, the cream goes into the churn.
[ترجمه ترجمه زهرا] اول کرم به کره اضافه میشود
|
[ترجمه ترگمان] اول، کرم به the وارد می‌شود
[ترجمه گوگل] اول، کرم می رود به churn
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: churns, churning, churned
(1) تعریف: to beat or agitate in a churn to make butter.
مشابه: agitate, beat, shake, whisk

- She churned the cream.
[ترجمه ترجمه زهرا] اوکرم را هم زد
|
[ترجمه ترجمه زهرا] او کرم را هم زده بود
...

واژه churn در جمله های نمونه

1. churn out
(با کمی تداعی منفی) با سرعت و به مقدار زیاد تولید کردن

2. churn up
هراسناک یا دلواپس یا عصبانی کردن

3. naneh used to pour the milk in a goatskin and churn it well
ننه شیر را در مشک می‌ریخت و آن را خوب می‌زد.

4. He began to churn out literary compositions in English.
[ترجمه ترگمان]او شروع به دایر کردن آثار ادبی در زبان انگلیسی کرد
[ترجمه گوگل]او شروع به ترک ترکیبات ادبی به زبان انگلیسی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They churn out 000 identical toy trains every day.
[ترجمه سجاد مصلحی] آنها روزانه 5000 قطار اسباب بازی مشابه تولید میکنند.
|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها هر روز ۵،۰۰۰ قطار اسباب‌بازی مشابه را تجربه می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها هر روز 000 قطعه اسباب بازی یکسان را از بین می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف churn

کره سازی (اسم)
churn
بوسیله اسباب گردنده جلو رفتن (فعل)
churn

معنی عبارات مرتبط با churn به فارسی

(با کمی تداعی منفی) با سرعت و به مقدار زیاد تولید کردن
هراسناک یا دلواپس یا عصبانی کردن
خیک

معنی churn در دیکشنری تخصصی

[نساجی] دستگاه عمل آوری گزانتات سلولز
[عمران و معماری] مته ضرباتی - مته کابلی - حفار با کابل
[زمین شناسی] مته ضربه ای ، مته کابلی ، حفار با کابل
[نفت] مته ی حفاری ضربه یی
[عمران و معماری] حفاری با مته ضرباتی
[زمین شناسی] حفاری با مته ضرباتی
[زمین شناسی] گودالی در بستر رودخانه

معنی کلمه churn به انگلیسی

churn
• vessel in which butter is made
• prepare butter by agitating cream; shake or agitate with violent motion
• a churn is a container used for making butter.
• to churn milk or cream means to stir it vigorously in order to make butter.
• to churn things out means to produce large numbers of them very quickly; an informal expression.
• when something churns up mud or water, it moves it about violently.
churn up gossip
• spread rumors, spread hearsay, gossip

churn را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عرشیا
تکان دادن
parsa
you use a churn to make ice cream
S
تعویض
Ashkan
For example you use achurn to make ice cream or nancy johnson invent the first icecram churn in 1843
حمید
تعویض،تغییر،جایگزینی
بهاره عمراني
دلواپسی
زهرا دولت دوست
دستگاه کره سازی
donya
دستگاه بستنی ساز
Nadia
The number of people who stop buying
Shamim
You use a churn to make ice cream
Rayan
For example her task was to churn the better
ربکا
دستگاه بستنی ساز
محمدرضی ظریف
ریزش
customers churn prediction
♧•�•�✴Anita♡}
Use a ice cream
Darya Hadian
دستگاه کره ساز
Melika
کره سازی ساختن کره به روش عشایری
مهدی
یا فکر چیزی را به وجود آوردن
Neda
نوعی دستگاه.
دستگاه بستنی سازی
علی اکبر منصوری
-مشک کره گیری، خیک کره گیری!
Goat-skin Churn
نوعی مشک از پوست بز برای کره گیری.
- اقتصاد) ریزش یا رویگردانی!
Customer Churn rate
نرخ ریزش مشتري!
shiva_sisi‌
بستنی کره ای،کره سازی،دستگاه کره سازی
احمدرضا آگوشی
you use a churn to make ice cream
مرجان میری لواسانی
چرخیدن
The crazy thoughts that were churning around in his head
ستایش قربانی
دستگاه مخلوط مواد بستنی
amir vafajoo
the number of people who stop buying or using a company's product or services during a particular period
Mani
دستگاه بستنی ساز
M.K
Churn is a machine for shaking milk to make ice cream and butter .Nancy
Johnson invented the first ice cream churn
جانان
دستگاه بستنی ساز
Bahar
دستگاه بستنی ساز
22
به معنی کره سازی است برای درست کردن بستنی کره ای بکار میرود در کانون زبان reach 1 در کتاب supplementary صفحه ی ۱۰ اولی جای خالی این کلمه است که به معنای دستگاهی است که با آن بستنی کره ای میسازند
کوروش
پیچاندن لباس و پارچه خیس تا آب آن خارج شود.
عملیات ورز دادن خمیر آرد
کوروش
عملیات ترکیب و جدا سازی مواد با چرخاندن (نیروی گریز از مرکز) مثل جدا کردن کره از ماست
امیررضا کریمی
بعضی دستگاه ها که معمولا تو بستنی فروشی است
و بستنی و کروه می سازه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی churn
کلمه : churn
املای فارسی : چورن
اشتباه تایپی : زاعقد
عکس churn : در گوگل

آیا معنی churn مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران