برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1400 100 1

catch on


1- فهمیدن، (معنی چیزی را) درک کردن، پی بردن 2- مد شدن، متداول شدن

واژه catch on در جمله های نمونه

1. I wonder if the game will ever catch on with young people?
[ترجمه ترگمان]نمی‌دانم آیا بازی با جوان‌ها شروع خواهد شد یا نه؟
[ترجمه گوگل]من تعجب می کنم که آیا این بازی همیشه با جوانان روبرو خواهد شد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Eddie slipped the safety catch on his automatic back into place.
[ترجمه ترگمان]ادی به سرعت خود را به جای امنی رساند
[ترجمه گوگل]ادی به طور اتوماتیک وارد ایمنی خود شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The hook which he had thrown did not catch on the rocks, and dropped back to the ground.
[ترجمه ترگمان]قلاب که پرتاب کرده بود روی صخره‌ها گیر نکرد و به زمین افتاد
[ترجمه گوگل]قلاب که پرتاب کرد، روی سنگ ها نیافت و به زمین افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It could catch on fire easily.
[ترجمه ترگمان]به آسانی می‌توان آتش گرفت
[ترجمه گوگل]این می تواند به راحتی بر روی آتش بگیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه catch on به انگلیسی

catch on
• understand the situation, comprehend what is going on; become popular, become widespread; get stuck on, hook on

catch on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مارال
become popular
Vida foruzan
معروف شدن/ بر سر زبان‌ها افتادن
فاروق
بە معنای گرفتن . فهمیدن
Bunny Gonzales
مورد پسند واقع شدن
Shirinbahari
مد شدن. محبوب شدن
The idea of glasses being a fashion item has been slow to catch on.
کاربر
flourish / become trendy
آرین- هراتی
پی‌بردن، معروف شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی catch on
کلمه : catch on
املای فارسی : کتچ اون
اشتباه تایپی : زشفزا خد
عکس catch on : در گوگل

آیا معنی catch on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )