برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1467 100 1

Contribution

/ˌkɑːntrəˈbjuːʃn̩/ /ˌkɒntrɪˈbjuːʃn̩/

معنی: سهم، اعانه، همکاری و کمک، هم بخشی
معانی دیگر: اهدا، دادن، اعطا، بخشش، معاضدت، پیشیاره، هر چیز اهدا شده (مثل پول برای خیرات یا مقاله برای مجله و غیره)، مالیات (یا عوارض) ویژه

بررسی کلمه Contribution

اسم ( noun )
مشتقات: contributional (adj.)
(1) تعریف: the act of contributing.
مترادف: donation, presentation
مشابه: conferment, dispensation, endowment, grant, offering

(2) تعریف: that which is contributed.
مترادف: donation
مشابه: alms, article, charity, collection, column, critique, endowment, essay, gift, grant, handout, offering, present, story, support

واژه Contribution در جمله های نمونه

1. the persian contribution to world civilization
سهم ایران در تمدن جهانی

2. to make a contribution
اهدا کردن،دادن،بخشیدن

3. each member nation must make a contribution of at least one million dollars
هر کشور عضو باید لااقل یک میلیون دلار اهدا کند.

4. if everyone could make a big contribution to environmental protection, our home will become much more beautiful.
[ترجمه ترگمان]اگر همه بتوانند سهم بزرگی در حفاظت از محیط‌زیست داشته باشند، خانه ما بسیار زیباتر خواهد شد
[ترجمه گوگل]اگر همه بتوانند به حفاظت از محیط زیست کمک زیادی کنند، خانه ما بسیار زیباتر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her contribution to the discussion was substantial.
[ترجمه ترگمان]سهم او در این بحث قابل‌توجه بود
[ترجمه گوگل]سهم او در بحث بسیار مهم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Most art forms require a contribution from the observer.
[ترجمه محمد] اکثر فرم های هنری نیاز به همکاری از طرف ناظر دارند
...

مترادف Contribution

سهم (اسم)
scare , stock , arrow , action , share , contribution , portion , allotment , lot , interest , dividend , quota , ration , blue-sky stock
اعانه (اسم)
bounty , benefit , contribution , relief , handout , subsidy , subvention
همکاری و کمک (اسم)
contribution
هم بخشی (اسم)
contribution

معنی Contribution در دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] همکاری و کمک، سهم
[حسابداری] حاشیه فروش
[ریاضیات] حاشیه ی فروش
[حسابداری] حداکثر حاشیه فروش
[حسابداری] نسبت حاشیه فروش
[حقوق] آورده سرمایه، سهم سرمایه

معنی کلمه Contribution به انگلیسی

contribution
• act of donating; donation, something donated, something given
• if you make a contribution to something, you do, say, or give something to help make it successful.
• in britain, your national insurance contributions are the amounts of money that you pay out of your salary to the government and which you receive back as social security payments or as a pension.
• a contribution is something that you write which is published in a book, magazine, or newspaper.
contribution center
• element in a business which can have income
earmarked contribution
• contribution which has been set aside for some special purpose
make a contribution
• donate, give (money, time, etc.)
rival someone's contribution
• donate an amount that equals another donation

Contribution را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم قنواتی
توزیع
جهان منصور
متشکل-تشکیل دهنده
سودابه
مشارکت
aramix
نقطه اشتراک
علی
بخش مشترک
علی ن
واریز به حساب بازنشتگی خود
محسن فیاضی نیا
زمینه
محمدعلی هرمزی ز اده
نقش
معین قرابیان
دستاورد
امین محسنی
دستاورد ( در مقاله نویسی)
فاضله
مشارکت
امیر
یک چیزی اضافه کردن ، ارائه دادن
طیبه
حق بیمه
نقوی
ره‌آورد
Zahra
کمک هزینه
فرهاد سليمان‌نژاد
نوشته، مقاله، اثر
محمدرضا جهان نژادی
نقش
reza mastouri
نوآوری در مقاله و پایان نامه
Alirezaroostaee
تقسیم
فارسی را پاس بداریم.
دستاورد
سهم
نقش
رهاورد
Araf
Contributions:اهداف
banaei
افزونه
ایمان حجتی
در متون اقتصادی و بازاریابی، معنی فروش هم میده:
contribution margin یعنی حاشیه فروش
سلطانی
تاثیر، سهم
عدالت مجاوری
1- کمک و مشارکت و حمایت (مالی و ...)
She made a 100$ contribution/donation to the charity

2- تلاش ها و کارها
She was honored for her contributions towards cancer researching

3- مقالات چاپ شده
Setare
مالیات و جریمه
محدثه فرومدی
سهمیه، حصه، بهره، عامل
yasin
ایفای نقش
marzihe kosari
\پیشنهاد
موضوع پیشنهادی
اژدر
سهم یاری
سحر
ارائه، اجرا
حسین
گفتار (در مقاله، کتاب، پایان نامه و ...)
ابوالفضل دبیرچی لو
مشارکت.
تورج
توصیه - پیشنهاد
غزال سرخ
مسامهت (در زمینه‌ی علمی، مقاله، و از این قبیل)
احمد درفشدار
ياري​ بهر
سهیل مسعودی
احسان
سهم خود را ایفا کردن
رهگذر
آورده (حقوق، حسابداری)
هلن محمدنیا
منجر شدن
راضیه موسوی خورشیدی
نوآوری، ره آورد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی contribution
کلمه : Contribution
املای فارسی : کنتریبیوشن
اشتباه تایپی : زخدفقهذعفهخد
عکس Contribution : در گوگل

آیا معنی Contribution مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران