برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

Confidence

/ˈkɑːnfədəns/ /ˈkɒnfɪdəns/

معنی: اطمینان، اعتماد، خود رایی، خود سری، اعتقاد، صمیمیت، رازگویی
معانی دیگر: اعتماد به نفس (self-confidence هم می گویند)، در میان گذاری، محرم سازی، راز داری، محرمیت، اعتماد به راز نگهداری دیگری، محرمانه، سر، موضوع خصوصی، هرچیز محرمانه، (انجیل) چیز مورد اعتماد یا اطمینان

بررسی کلمه Confidence

اسم ( noun )
(1) تعریف: a sense of assurance, faith, or trust in a person or thing.
مترادف: belief, faith, trust
متضاد: apprehension, distrust, doubt, uncertainty
مشابه: aplomb, assurance, certainty, credence, dependence, reliance, security, sureness

- My coach has confidence in my abilities.
[ترجمه باران] استاد من به تمام استعداد های من اعتماد دارد
|
[ترجمه علیرضا رحمتی] مربی من به توانایی های من ایمان دارد .
|
[ترجمه آیناز] مربی من به توانایی هایم اطمینان دارد.
|
[ترجمه آتنا داداشیان] مربی‌من به توانایی های‌من اطمینان دارد.|
...

واژه Confidence در جمله های نمونه

1. entire confidence
اطمینان کامل

2. he has confidence he will win
او به برنده شدن خود اطمینان دارد.

3. in strict confidence
به طور کاملا محرمانه (یا کاملا خصوصی)

4. to have confidence in
اعتماد داشتن به

5. abuse of confidence
خیانت در امانت

6. do you have confidence in his honesty?
آیا به صداقت او اطمینان داری‌؟

7. his voice oozed confidence
صدای او حاکی از اطمینان بود.

8. i have complete confidence in him
به او اعتماد کامل دارم.

9. i have every confidence in her
به او اعتماد کامل دارم.

10. jack won their confidence to sell them
جک اعتماد آنها را جلب کرد تا به آنها نارو بزند.

11. they have our confidence
ما به آنان اطمینان داریم.

12. a sudden lapse of confidence
از دست دادن ناگهانی اعتماد به‌نفس

13. her blue eyes shed confidence
اطمینان از چشمان آبی او می‌بارید. ...

مترادف Confidence

اطمینان (اسم)
persuasion , certainty , surety , affiance , confidence , assurance , trust , security , certitude , fideism
اعتماد (اسم)
affiance , confidence , trust , faith , reliance , belief , credence , fideism
خود رایی (اسم)
self-sufficiency , despotism , arrogance , assumption , confidence , assurance , contrariness , conceit , self-confidence , bighead , headstrongness , self-assertion , self-assurance , high-handedness , overconfidence , self-will
خود سری (اسم)
self-sufficiency , arrogance , assumption , confidence , assurance , contrariness , disobedience , conceit , self-confidence , bighead , waywardness , fearlessness , headstrongness , barefacedness , hardihood , self-assertion , self-assurance , pertinacity , high-handedness , intrepidity , naughtiness , overconfidence , self-will
اعتقاد (اسم)
opinion , confidence , trust , faith , belief , credence
صمیمیت (اسم)
devotion , cordiality , confidence , sincerity , intimacy
رازگویی (اسم)
confidence

معنی عبارات مرتبط با Confidence به فارسی

شیادی، گوشبری، ترفند تقلب آمیز، کلاهبرداری
شیاد، گوشبر، کلاهبردار، کسی که ازاطمینان دیگرسوءاستفاده می کند
سوءاستفاده ازاطمینان کسی
خیانت در امانت
اعتماد به نفس، اعتماد به خود، خود استواری، اعتمادبخود، اعتماد بنفس، غرور بیجا، از خود راضی گری
رای اعتماد

معنی Confidence در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] قابلیت اعتماد
[برق و الکترونیک] اطمینان درجه اطمینان از اینکه میزان و آهنگ خرابی خاص از حد مشخصی تجاوز نمی کند.
[صنعت] اطمینان ، اعتماد
[ریاضیات] اطمینان تخمین، اطمینان، جزم، قطعیت، اعتماد
[آمار] اطمینان
[عمران و معماری] نوار اطمینان
[ریاضیات] نوار اطمینان
[آمار] نوار اطمینان , بازه اطمینان
[عمران و معماری] کمربند اطمینان - کمربند اعتماد
[ریاضیات] کمربند اعتماد
[آمار] کمربند اطمینان
[عمران و معماری] ضریب اعتماد - ضریب اطمینان
[ریاضیات] ضریب اطمینان، ضریب اعتماد
[آمار] ضریب اطمینان
[برق و الکترونیک] منحنی اطمینان منحنی ای که به کمک آن می توان حداکثر میزان خرابی یک قطعه در 1000 ساعت اول کار آن را با درصد اطمینان مشخص تعیین کرد.
[کامپیوتر] عامل اعتماد حد و اندازه صحت بین 0و1 که برای بیان قابلیت اعتماد بخشی از اطلاعات که صحت آن روشن و مطمئن نیست ، به کار می رود چندین سیستم منطقی برای استفاده از عوامل اعتماد وجود دارد. مانند منطق فازی ، بر خلاف default logic که بدون به کارگیری عوامل اعتماد ، با استثناها سرو کار دارد .
[زمین شناسی] حدود یا فاصله اطمینان ، فاصله بین حدود اطمینان.
[شیمی] فاصله اطمینان
[عمران و معماری] فاصله اعتماد - فاصله اطمینان
[برق ...

معنی کلمه Confidence به انگلیسی

confidence
• secret; trust; faith in oneself; certainty
• if you have confidence in someone or something, you feel you can trust them to do what they are supposed to do.
• if you have confidence, you feel sure about your abilities, qualities, or ideas.
• confidence is also a situation in which you tell someone a secret that they should not tell to anyone else.
• a confidence is a secret that you tell someone.
• see also vote of confidence.
confidence building measures
• gestures concessions and actions which are for peace
confidence level
• level of faith, level of loyalty
confidence trick
• a confidence trick is the same as a con; a formal expression.
abuse of confidence
• taking advantage of trust, abusing trust
excessive self confidence
• exaggerated pride, cockiness, arrogance
in confidence
• secretly, clandestinely
instill confidence
• place confidence in, slowly fill with boldness
motion of non confidence
• proposal designed to topple the existing government (in a coalition-based government)
no confidence
• in politics, a vote of no-confidence in a person or party that is in power is a vote to decide whether they should continue to hold office, especially when they have failed to deal with or solve particular problems.
non confidence
• attempt to break the government apart
self confidence
• believing in oneself
• if you have self-confidence, you behave confidently because you feel su ...

Confidence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا رحمتی
trust or strong belief sb or sth
اسما اقطاعی
.اعتماد
Yazdan
ضریب اطمینان
Erfan
1اطمینان/اعتماد-2اعتماد به نفس
💙🌠Shidi
اعتماد به نفس
Matin
اعتماد به نفس ،اطمینان
the feeling that you are sure about your abilities, opinion, etc
محدثه ناصری
قوت قلب
حامد عبدالهی
محرمانگی
Patrick star
Confidence
احساس اعتماد و باور شدید به خود یا دیگران
tinabailari
اعتماد به نفس ، اعتماد ، اطمینان 🦝🦝
I have complete confidence in her
من به او اطمینان کامل دارم
تجربی 95 ، زبان 93 و...
الی^-^
طمأنینه
Edward
در سیستم پارلمانی بریتانیابه معنی رای اعتماد هستش
Shiva_sisi
trust or strong belief sb or sth
محمد حاتمی نژاد
اعتماد به نفس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی confidence

کلمه : confidence
املای فارسی : کانفیدنک
اشتباه تایپی : زخدبهیثدزث
عکس confidence : در گوگل

آیا معنی Confidence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )