bred

/ˈbred//bred/

معنی: لوحه، لوح
معانی دیگر: زمان گذشته و اسم مفعول فعل: breed، پروردن، پروراندن، باراوردن

بررسی کلمه

( verb )
• : تعریف: past tense and past participle of breed.

جمله های نمونه

1. born and bred in iran
زاده و پرورده ی ایران

2. he was bred to be a gentleman
جوانمردی را به او آموخته بودند.

3. What's bred in the bone will come out in the flesh.
[ترجمه Edi.nozari] در اینجا منظور این است که رفتا و ویژگیهای فرد بر اساس وراثت تعیین میشود.
|
[ترجمه گوگل]آنچه در استخوان پرورش می یابد در گوشت بیرون می آید
[ترجمه ترگمان]چیزی که در استخوان وجود دارد از گوشت بیرون می اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. As worms are bred in a stagnant pool, so are evil thoughts in idleness.
[ترجمه گوگل]همانطور که کرم ها در استخری راکد پرورش می یابند، افکار شیطانی نیز در بیکاری پرورش می یابند
[ترجمه ترگمان]همان طور که کرم ها در آبگیر راکد پرورش می دهند، پس افکار شیطانی در تنبلی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. What is bred in the bone will not go out of the flesh.
[ترجمه گوگل]آنچه در استخوان پرورش داده می شود از گوشت خارج نمی شود
[ترجمه ترگمان]چیزی که در استخوان وجود دارد از گوشت بیرون نمی رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Well fed, wed bred.
[ترجمه گوگل]خوب تغذیه، ازدواج کرده
[ترجمه ترگمان]خوب، تغذیه کرده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Both the twin brothers were born and bred in London.
[ترجمه گوگل]هر دو برادر دوقلو در لندن به دنیا آمدند و بزرگ شدند
[ترجمه ترگمان]هر دو برادر دوقلو متولد و در لندن پرورش داده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Some types of dog are bred for aggression.
[ترجمه گوگل]برخی از انواع سگ ها برای پرخاشگری پرورش داده می شوند
[ترجمه ترگمان]برخی از انواع سگ ها برای پرخاش پرورش داده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Greyhounds were originally bred as hunting dogs.
[ترجمه گوگل]سگ های تازی در ابتدا به عنوان سگ های شکاری پرورش داده می شدند
[ترجمه ترگمان]greyhounds در اصل مثل سگ های شکاری پرورش می دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The rabbits are bred for their long coats.
[ترجمه گوگل]خرگوش ها برای پوشش بلندشان پرورش داده می شوند
[ترجمه ترگمان]خرگوش ها برای coats دراز تربیت شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I'm a countryman born and bred.
[ترجمه Edi.nozari] من زاده و پرورده روستا هستم
|
[ترجمه گوگل]من یک هموطن هستم که متولد و پرورش یافته ام
[ترجمه ترگمان]من یک کشاورز به دنیا آمده ام و به دنیا آمده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. These goats are specially bred for their wool.
[ترجمه گوگل]این بزها به طور ویژه برای پشم خود پرورش داده می شوند
[ترجمه ترگمان]این بزها به طور خاص برای پشمی شان پرورش داده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She was born and bred a Catholic.
[ترجمه گوگل]او یک کاتولیک به دنیا آمد و پرورش یافت
[ترجمه ترگمان]او به دنیا آمده و کاتولیک بزرگ شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Spartan youths were bred as warriors.
[ترجمه گوگل]جوانان اسپارتی به عنوان جنگجو پرورش یافتند
[ترجمه ترگمان]جوانان Spartan به عنوان یک جنگجو تربیت شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Society's obsession with sex has bred a generation of unhappy children.
[ترجمه گوگل]وسواس جامعه نسبت به رابطه جنسی، نسلی از کودکان ناراضی را پرورش داده است
[ترجمه ترگمان]علاقه جامعه نسبت به سکس، نسلی از کودکان بدبخت را تربیت کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لوحه (اسم)
plate, tablet, slab, bred, signboard, plaque

لوح (اسم)
plate, tablet, bred, table

انگلیسی به انگلیسی

• bred is the past tense and past participle of breed.

پیشنهاد کاربران

پرورش یافته
( of a person or animal )
reared in a specified environment or way
Raised
Brought up
Taught
Tained
Educated
آمیز، جفت گیری ( دامپزشکی )

بپرس