برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

burp

/ˈbɜːrp/ /bɜːp/

معنی: اروغ، اروغ زدن
معانی دیگر: آروغ زدن، (عامیانه)، اروه، اروه زدن

بررسی کلمه burp

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) the act of noisily expelling gas from the mouth; belch.
مشابه: belch
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: burps, burping, burped
• : تعریف: (informal) to expel gas noisily from the mouth; belch.
مشابه: belch
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: (informal) to cause (an infant) to expel gas from the mouth, esp. after feeding.

واژه burp در جمله های نمونه

1. There followed a barely audible burp.
[ترجمه ترگمان]صدای آروغ زدن به سختی شنیده شد
[ترجمه گوگل]یک جرقه ای که به سختی قابل شنیدن بود دنبال شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you burp a baby you rub its back gently to help air to come out of its stomach.
[ترجمه یوسف نادری] اگر می‌خواهید آروغ یک بچه را بگیرید، پشتش را به آرامی بمالید، به این ترتیب کمک می‌کنید هوا از معده‌ش بیرون بیاید.
|
[ترجمه ترگمان]اگه یه بچه آروغ بزنی به آرومی اون رو ماساژ بدی تا از شکمش بیرون بیاد
[ترجمه گوگل]اگر کودک شما را لرزاند، به آرامی به پشت آن بمالید تا هوا را از معده خارج کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was nearly twelve when Mama began to burp the baby.
[ترجمه ترگمان]نزدیک ظهر بود که ماما شروع به آروغ زدن بچه کرد
[ترجمه گوگل]تقریبا دوازده ساله بود که ماما نوزاد را لرزاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف burp

اروغ (اسم)
belch , burp
اروغ زدن (فعل)
belch , burp , eruct , eructate

معنی عبارات مرتبط با burp به فارسی

(امریکا - خودمانی) مسلسل دستی، هفت تیر خودکار، تفنگ کوچک

معنی کلمه burp به انگلیسی

burp
• belch, stomach gas emitted through the mouth
• belch, emit stomach gas through the mouth; make a baby emit stomach gas through the mouth
• when someone burps, they make a noise because air from their stomach has been forced up through their throat. verb here but can also be used as a count noun. e.g a slight burp interrupted her flowing speech.

burp را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Farhood
.E.g
to gently hit or rub a baby’s back to make it burp (= release gas from its stomach through its mouth)
Pantea Khoshnevis
اوق زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی burp

کلمه : burp
املای فارسی : بورپ
اشتباه تایپی : ذعقح
عکس burp : در گوگل

آیا معنی burp مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )