برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

bump into


1- خوردن به، تصادم کردن با، 2- (اتفاقا به کسی) بر خوردن

بررسی کلمه bump into

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to meet by accident or chance.
مترادف: come across, encounter, happen upon, run across
مشابه: find, meet, stumble upon

- What a surprise to bump into you here!
[ترجمه مریم] چقدر جالبه که اینجا میبینم!
|
[ترجمه ترگمان] ! چه سورپرایزی که باعث شد بیای اینجا
[ترجمه گوگل] چه جای تعجب است که به شما حمله می کند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه bump into در جمله های نمونه

1. Wherever I go I always seem to bump into him.
[ترجمه مریم] انگار هر جا میروم میبینمش
|
[ترجمه ترگمان]هر جا که من برم همیشه به نظر میاد که به اون ضربه می‌زنم
[ترجمه گوگل]هر جا که میروم، همیشه به نظر میرسد که به او ضربه بزنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I happened to bump into Mervyn Johns in the hallway.
[ترجمه مریم] اتفاقی مروین جونز رو تو راهرو دیدم.
|
[ترجمه ترگمان] اتفاقی که افتاد تو راهرو، یه ضربه به جون \"Mervyn\" زدم
[ترجمه گوگل]من اتفاق افتاده بود به مروین جانز در راهرو دست انداز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When ions floating in the water happen to bump into the hard surface of the crystal, they tend to stick.
[ترجمه ترگمان ...

معنی کلمه bump into به انگلیسی

bump into
• collide with, strike -, knock into -

bump into را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی 61
تصادفی دیدن _برخورد کردن با
مثلا یه دفعه یه دوست قدیمی تو خیابان ویا مغازه و...‌ببینی
Hasti
به طور تصادفی کسی‌ را دیدن
سحر نوری
برخورد کردن (به چیزی)
مسعود طلایی
برخورد کردن(hit) به چیزی یا کسی
پریسا م.
اتفاقی به کسی برخوردن، تصافی کسی را دیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی bump into

کلمه : bump into
املای فارسی : بومپ اینتو
اشتباه تایپی : ذعئح هدفخ
عکس bump into : در گوگل

آیا معنی bump into مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )