برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

besieged

/bəˈsiːdʒ/ /bɪˈsiːdʒ/

معنی: محصور
معانی دیگر: (verb transitive) محاصره کردن

واژه besieged در جمله های نمونه

1. the crowd besieged the car
جمعیت ماشین را احاطه کرد.

2. the germans besieged leningrad for a long time
آلمان‌ها مدت‌ها لنینگراد را محاصره کردند.

3. the reporters besieged him with questions
خبرنگاران او را سوال‌پیچ کردند.

4. to ration the inhabitants of a besieged city
ساکنان شهر محاصره شده را جیره‌بندی کردن

5. a tank column was sent to relieve the besieged city
یک ستون تانک برای امداد به شهر محاصره شده گسیل شد.

6. food and fresh troops were sent to the relief of the besieged city
برای یاری به شهر محاصره شده خواربار و سرباز تازه نفس گسیل شد.

7. The town had been besieged for two months but still resisted the aggressors.
[ترجمه ترگمان]شهر به مدت دو ماه محاصره شده‌بود، ولی هنوز در برابر متجاوزین مقاومت می‌کرد
[ترجمه گوگل]این شهر برای دو ماه محاصره شده است اما هنوز هم متخاصم متخاصم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The superstar was besieged by reporters.
[ترجمه ترگمان]این ستاره در محاصره خبرنگاران قرار گرفت
[ترجمه گوگل]ستاره ستاره توسط خبرنگاران محاصره شد
[ترجمه شما ...

مترادف besieged

محصور (صفت)
closed , pent , besieged , restricted , surrounded

معنی کلمه besieged به انگلیسی

besieged
• under a siege

besieged را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی besieged

کلمه : besieged
املای فارسی : بسیگد
اشتباه تایپی : ذثسهثلثی
عکس besieged : در گوگل

آیا معنی besieged مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )