برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1641 100 1
شبکه مترجمین ایران

balanced

/ˈbælənst/ /ˈbælənst/

معنی: متعادل
معانی دیگر: متوازن

بررسی کلمه balanced

صفت ( adjective )
• : تعریف: not going too far in the direction of any extreme so that rationality, harmony, or stability is achieved; keeping to proper proportions.
متضاد: disproportionate, lopsided, unbalanced
مشابه: stable, straight

- The book gives a balanced account of the war, and the reader is left to decide whether the fight was worth it or not .
[ترجمه ترگمان] کتاب شرح متعادل از جنگ می‌دهد، و خواننده برای تصمیم‌گیری درباره اینکه آیا جنگ ارزش دارد یا نه، مانده‌است
[ترجمه گوگل] این کتاب یک گزارش متوازن از جنگ می دهد و خواننده مجبور است تصمیم بگیرد که آیا جنگ ارزشش را دارد یا خیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The panel provided a balanced commentary on the election.
[ترجمه ترگمان] این هیات گزارش متوازن در مورد انتخابات ارائه کرده‌است
[ترجمه گوگل] این پانل یک نظرسنجی متعادل در مورد انتخابات ارائه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A balanced budget is not easy to achieve.
[ترجمه ترگمان] دستیابی به یک بودجه متعادل آسان نیست
[ترجمه گوگل] بودجه متعادل برای دستیابی به آن آسان نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه balanced در جمله های نمونه

1. a balanced diet
رژیم غذایی متعادل

2. supply and demand should be balanced
عرضه و تقاضا باید متعادل باشند.

3. the country had a delicately balanced economy
اقتصاد کشور دارای موازنه‌ی حساسی بود.

4. The flamingoes balanced gracefully on one leg.
[ترجمه ترگمان]The با وقار روی یک پا تعادل خود را حفظ کرده بود
[ترجمه گوگل]فلامینگوها به آرامی روی یک پایه قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is important to have a balanced, healthy diet .
[ترجمه ترگمان]داشتن یک رژیم متعادل و متعادل مهم است
[ترجمه گوگل]مهم است که یک رژیم متعادل و سالم داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Make sure you have a balanced intake of vitamins A, B, C and D.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که یک ورودی متعادل از ویتامین‌های آ، B، C و D داشته باشید
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که مصرف متعادل ویتامین A، B، C و D
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف balanced

متعادل (صفت)
moderate , equal , even , equivalent , balanced

معنی عبارات مرتبط با balanced به فارسی

سیستم متعادل
متوازن، معقول، عاقل، سالم، سلیم، موزون، باقرینه

معنی balanced در دیکشنری تخصصی

balanced
[عمران و معماری] متعادل - درتراز - همتراز
[نساجی] متعادل - میزان - موازنه شده - توزین شده
[ریاضیات] متوازن، متعادل، ترازمند، ترازیده
[آمار] متعادل
[برق و الکترونیک] تقویت کننده ی متوازن تقویت کننده ای که در آن دو شاخه سیگنال مشابه با فاز مخالف به هم متصل می شوند و اتصالات ورودی و خروجی نیز نسبت به زمین متوازن شده اند . نمونه ی آن تقویت کننده ی پوش - پول است .
[عمران و معماری] فونداسیون پایه ای متعادل
[ریاضیات] طرح بلوکی متعادل
[آمار] طرح بلوکی متعادل
[برق و الکترونیک] پل متوازن پلی که با یکسان کردن جریان شاخه هایش ، برای خروجی صفر تنظیم می شود.
[برق و الکترونیک] مدار متوازن مداری که دو طرف آن نسبت به یک مرجع مشترک ، معمولا زمین ، از نظر الکتریکی مشابه و متقارن است .
[ریاضیات] مدار متعادل
[برق و الکترونیک] کنترل متوازن
[نساجی] کرپ متعادل - کرپ متوازن
[برق و الکترونیک] جریانهای متوازن ؛ جریانهای پوش - پول جریان جاری شده در سیمهای یک خط متوازن به گونه ای که در هر نقطه از خط اندازه ی آنها برابر و جهت آنها مخالف هم است .
...

معنی کلمه balanced به انگلیسی

balanced
• stable, having equal distribution of weight
• a balanced account or report is a fair and reasonable one.
• something that is balanced is effective because its parts have been used or arranged skilfully and in the correct proportions.
• see also balance.
balanced budget
• financial plan in which income is equal to spending
balanced diet
• eating habit that includes getting a proper proportion of all the food groups and vitamins
balanced error
• error which is balanced out by other errors therefore having little effect
well balanced
• someone who is well-balanced is sensible and does not have emotional or psychological problems.
• something that is well-balanced is designed to be acceptable to people with different opinions or attitudes, because it is fair and sensible.

balanced را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

elifa
سنجیده
Aida
متعادل
tinabailari
متعادل
A balanced diet is essential for rapid growth.
یک رژیم متعادل برای رشد سریع ضروری است. 🍴🍴

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی balanced

کلمه : balanced
املای فارسی : بلنکد
اشتباه تایپی : ذشمشدزثی
عکس balanced : در گوگل

آیا معنی balanced مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )