برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1733 100 1
شبکه مترجمین ایران

babe

/ˈbeɪb/ /beɪb/

معنی: شخص ساده و معصوم، کودک، طفل، نوزاد
معانی دیگر: (با b کوچک هم می توان نوشت) هنگامه، غوغا، قیل و قال، همهمه، هیاهو، ولوله، هرج و مرج، اغتشاش، سر و صدای مردم، محل شلوغ و پر سر و صدا، (کتاب مقدس) شهر بابل (در سرزمین شینار)، هر طرح یا نقشه ی غیر عملی، کار نشدنی، بچه، (امریکا - خودمانی) زن یا دختر جوان، تیکه، مه پاره، (در خطاب به همسر یا معشوقه) عزیزم، جون دلم، آدم زودباور، ساده دل، ببو، بی عرضه، بی تجربه (babe in the woods و babe in arms هم می گویند)

بررسی کلمه babe

اسم ( noun )
عبارات: babe in the woods
(1) تعریف: a recently born or very young person; baby.
مشابه: baby

(2) تعریف: a naive or inexperienced person.
مشابه: innocent, naif

(3) تعریف: (informal) a young woman.
مشابه: baby

واژه babe در جمله های نمونه

1. when it came to buying and selling he was a babe in arms
در خرید و فروش خیلی ناشی و بی‌تجربه بود.

2. His husband didn't want a babe that was none of his.
[ترجمه mk] شوهرش زن جوانی نمیخواست که اصلا مال او نبود
|
[ترجمه ترگمان]شوهرش بچه‌ای نمی‌خواست که به او تعلق نداشته باشد
[ترجمه گوگل]شوهرش نمی خواست شخصیتی باشد که هیچ کدام از او نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's up to you, babe. I'll do whatever you say.
[ترجمه یوسف نادری] به تو بستگی داره عزیزم. هر کاری بگی میکنم.|
[ترجمه ترگمان]به خودت بستگی داره عزیزم هر چی تو بگی می‌کنم
[ترجمه گوگل]برای تو، عزیزم من هر آنچه را که می گویم انجام خواهم داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف babe

شخص ساده و معصوم (اسم)
babe , baby
کودک (اسم)
babe , baby , child , kid , infant , tike , bantling , trot , chit , tyke
طفل (اسم)
babe , baby , child , infant , brat , inexperienced person , tyke
نوزاد (اسم)
grub , babe , baby , newborn , hatchling , bambino , chick

معنی babe در دیکشنری تخصصی

babe
[بهداشت] کودک - طفل - نوزاد

معنی کلمه babe به انگلیسی

babe
• baby, infant; naive person; term used to address a lover or a loved one; pretty young woman; handsome young man (slang)
• a babe is the same as a baby; an old-fashioned use.
• some people use babe as an affectionate way of addressing someone; an informal use.
babe in arms
• newborn, infant, baby
babe in the woods
• lost; innocent
innocent as a babe
• as innocent as a newborn, extremely naive

babe را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع
a word used to address a young woman, or your wife, husband or partner, usually expressing love but sometimes .Ox
محمدرضا ایوبی صانع
در لهجه کرجی یالان(بچه های کرج)، به بچه یا دلبند و مانندآن می گویند: ببه(به فتح اول و کسر دوم)
ببه جان! اینجه دیار کرجه
کرجیا! کرجی گپ بزنین
Hadi
عزیز ، جون دل
نوروزی حمزه
( محاوره ) زن جَوون سکسی، تیکه
kim jiso
عزیزم
Taraneh
عزیز،شخصی که برای شما با ارزش باشه
رضا حیدری
کودک ؛ عزیزم

# a newborn babe
# The babe in her arms was very lovely
# How do you feel about that, babe?
# It's up to you, babe, I'll do whatever you say

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی babe

کلمه : babe
املای فارسی : باب
اشتباه تایپی : ذشذث
عکس babe : در گوگل

آیا معنی babe مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )