برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1470 100 1

Butterfly

/ˈbətərˌflaɪ/ /ˈbʌtəflaɪ/

معنی: پروانه
معانی دیگر: شبیه پروانه، پروانه مانند، (جانورشناسی) پروانه (انواع حشرات رنگین بال از تیره ی lepidoptera)، (بیشتر در مورد زنان) دمدمی مزاج، بی وفا و بوالهوس، شنای پروانه (butterfly stroke هم می گویند)، مسابقه ی شنای پروانه، (خوراک پزی) از درازا شکافتن یا بریدن (میگو و ماهی و غیره)، بشکل پروانه

بررسی کلمه Butterfly

اسم ( noun )
حالات: butterflies
(1) تعریف: any of a large group of insects closely related to the moths, with large, often brightly colored wings.

(2) تعریف: someone who moves constantly from one activity to another, esp. in social life.

(3) تعریف: in swimming, a form of the breaststroke.
صفت ( adjective )
• : تعریف: in cooking, having been cut and spread out so as to look like a butterfly.

- butterfly prawn
[ترجمه ترگمان] میگو میگو
[ترجمه گوگل] پروانه پروانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: butterflies, butterflying, butterflied
مشتقات: butterflied (adj.)
• : تعریف: in cooking, to cut and spread out so as to look like a butterfly.

واژه Butterfly در جمله های نمونه

1. butterfly table
میز پروانه‌ای،میز گرد و تا شو

2. a butterfly has compound eyes
پروانه دارای چشمان مرکب است.

3. a butterfly that has discarded its chrysalis
پروانه‌ای که شفیره‌ی خود را دور انداخته است

4. the metamorphosis of a butterfly
دگردیسی یک پروانه

5. the evanescent wings of a butterfly
بال‌های ظریف یک پروانه

6. the gossamer wings of a butterfly
بال‌های ظریف و شفاف پروانه

7. there is usually not much difficulty in separating a butterfly from a moth
معمولا بازشناختن پروانه از بید زیاد دشوار نیست.

8. to perforate a box top to give a captured butterfly air
در قوطی را سوراخ کردن و به پروانه‌ی اسیر هوا رساندن

9. Iove is like a butterfly. it goes where it pleases and it pleases where it goes.
[ترجمه *] عشق مانند پروانه است.آن هر جا که دوست داشته باشد میرود و هر جا که باشد از آنجا خوشش می آید.|
[ترجمه ترگمان]Iove مثل ...

مترادف Butterfly

پروانه (اسم)
pass , permit , permission , paper , license , billet , butterfly , propeller , moth , governor , fan , licensure

معنی عبارات مرتبط با Butterfly به فارسی

(جراحی) نوار بخیه (نوار چسب به شکل پروانه که به جای بخیه برای بستن دهانه ی برش و زخم های کوچکتر به کار می رود)
رجوع شود به: buddleia
صندلی پروانه ای (صندلی سبک شامل یک قطعه پارچه یا چرم که بر چارچوب فلزی یا چوبی کشیده شده است)
(جانورشناسی) پروانه ماهی (انواع ماهیان پراستخوان از تیره ی chaetodontidae که رنگین و کوچک بوده و در دریاهای پرمرجان حاره زیست می کنند - butterflyfish هم می نویسند)
(گیاه شناسی) ارکیده ی سرخ، سنبل جنگلی دوبرگ (oncidium papilio - بومی امریکای جنوبی)
شنای پروانه
(مکانیک) دریچه ی چرخان، پروانه ی چرخانه، دریچه ی دوطرفه، دریچه ی پولکی
(گیاه شناسی) علف پروانه (asclepias tuberosa از خانواده ی milkweed ـ بومی امریکا)
(جانورشناسی) پروانه ی کلم (pieris rapae)

معنی کلمه Butterfly به انگلیسی

butterfly
• any of a number of winged insects of the order lepidoptera having long slender bodies and four colorful wings; butterfly stroke (swimming); person who is in constant pursuit of pleasure
• a butterfly is an insect with large colourful wings and a thin body.
• if you have butterflies in your stomach, you are very nervous about something; an informal expression.
• butterfly is a swimming stroke which you do lying on your front, bringing your arms together over your head.
butterfly knife
• balisong, batangas knife, philippine folding pocket knife with a blade and two moveable half handles
butterfly record holder
• one holding the world record for a butterfly stroke swimming event
butterfly stroke
• one of a series of motions made in swimming which resembles a butterfly in flight
brain like a butterfly
• idiot, numskull, birdbrain
cabbage butterfly
• type of white butterfly
hundred meter butterfly
• swimming the breaststroke for one hundred meters
iron butterfly
• american hard rock group (popular during the 1960s and 1970s)

Butterfly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hasti
پروانه
asal
Butterfly :پروانه
shiva_sisi‌
پروانه
M.t
جمله نمونه:
I take a picture of butterfly on the flower
Zarsham
پروانه💖❤
tinabailari
🦋🦋 پروانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی butterfly
کلمه : butterfly
املای فارسی : باترفلای
اشتباه تایپی : ذعففثقبمغ
عکس butterfly : در گوگل

آیا معنی Butterfly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران